خانه / شعر های عاشورایی / متن ادبی / چهل بار زمین مُرد و…(علی فرهمندپور )

چهل بار زمین مُرد و…(علی فرهمندپور )

چهل خورشید گریان و نالان طلوع کرد. آسمان رنگ چهل غروب را با تمام وجود احساس کرد و چهل روز گذشت. چهل روز از عاشورای کربلا گذشت و عاشورای حسینی دیدار اربعین خویش را در پیش دارد.
اربعین است. کاروانی از دوردست‌های تاریخ به سوی سرزمین لاله‌ها، قبله‌ی دل‌ها ، رهسپار است. کاروان بر سر دو راهی « عشق» و « بدرقه »، دیدار مجنون‌های خفته در آرامگاه شهادت را انتخاب می‌کند و به سوی مزار لاله‌ها رهسپار می‌شود.
لحظه به لحظه التهاب چشم‌ها بیشتر و بیشتر می‌شود و زنگ کاروان مغلوب صدای تپش قلب‌ها می ‌شود و دیگر این تپش قلب‌هاست که نشانه‌ی ورود کاروان است نه صدای زنگ اشتران.
کاروان رسید، این‌جا کربلاست. سرزمین لاله‌های پرپر شده، جسم‌های پاره پاره شده و دست‌های گریان و نالان از روی ساقی و مشک ساقی.
چهل روز پیش در این سرزمین، برق شمشیر کفر، دستان آب آور خیمه‌ها را برید و مشکی گریان و شرمنده، بر روی زمین غلطید. چهل روز پیش در این دشت خشک، گلوی شش ماهه‌ای، میزبانیِ تیر هولناکی را می‌کرد و آسمان نظاره‌گر دست و پای کودکی تشنه که تمام حرم را بر زمین ریخت. چهل روز پیش گودال قتل‌گاهی از خون، برای مظلومیّت فرزندان زهرا می‌گریست و زمین با دیدن خورشیدی بر فراز نیزه، بر خود لرزید. چهل روز پیش خورشید به‌روی نیزه قرآن می‌خواند، جسم‌های بی‌سر، پای‌مال سم اسبان بود، تنور میزبان خورشید و چوب خیزران ضرب‌گاه خود را لبان خورشید انتخاب کرده بود.
و امروز کاروان عشاق بار دیگر از کربلا گذر می‌کند و رویای نیمه شب گذشته را، بار دیگر در ذهن خود تداعی می‌کند. امروز کاروان کربلا آمده است، تا میعاد خویش را با امام خویش تازه کند و تاریخ، تفسیر زیبای کربلا را دوباره تکرار کند و دفتر سبز کربلا، سرفصل‌های عشق و ایثار و شهادت و شهامت و از خودگذشتگی را، دوباره ورق ورق کند.
التهاب قلب‌ها پایان اسارت را زمزمه و اشک چشم‌ها، انتهای غریبی را تفسیر می‌کنند. غربت کوثر و فرزندان زهرا (س) را با هیچ زبانی نمی‌توان سرود و انگار صدای مظلومیت آل طه به گوش هیچ شنونده‌ای، نمی‌رسد.
آن روزها صدای زنگار کفر همه گوشها را بسته بود و نوای هل من ناصر ینصرنی زیبنده‌ی گوش هیچ شنونده‌ای نبود و امروز همه جا را سکوت فرا گرفته‌است و به‌جز صدای نجوای کاروان با مزار شهدا، هیچ صدایی به گوش نمی‌رسد. امروز اربعین است و زبان شرمنده‌ی تفسیر آن.

علی فرهمندپور

telegram

همچنین ببینید

امشب کسی سراغ تو را نمی‌گیرد…

امشب کسی سراغ تو را نمی‌گیرد جز آن مرد بیمار جزامی‌ که تمام شب را ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *