خانه / مقالات / مقالات پژوهشی / آموزه های مشترک معرفتی در خطبه فدکیه و خطبه های حضرت زینب(س)-بخش پایانی

آموزه های مشترک معرفتی در خطبه فدکیه و خطبه های حضرت زینب(س)-بخش پایانی

هیه و تنظیم: گروه پژوهشی موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا-دزفول

۱۲) اتمام حجت:

حجت در لغت عبارت است از: برهان و دلیلی که مقصود مستدل را چنان آشکار نماید که مقتضی صحت یکی از دو نقیض باشد[۱]. و نیز گفته شده، حجت، دلیلی را می گویند که هنگام مخاصمه، ارائه آن غلبه و پیروزی را به ارمغان می‌آورد[۲]. لازمه ارائه چنین دلیلی، از میان رفتن عذر طرف مقابل است، چنانکه می تواند برای مستدل، دلیل و عذری در دفاع از کرده خود باشد.

یکی از مواردی که به اتمام حجت نیاز است، زمانی است که باید زمینه پذیرش دستورات و احکام دین فراهم شود.  در پذیرش احکام و دستورات دین ، از دو نوع یقین سخن به میان می‌آید. یکی یقین منطقی و عقلایی و دیگری یقین روانشناختی. گاه گفته می شود در تعبدیات دین، یقین روانشناختی کافی است، منظور این است که اگر یقین منطقی حاصل شود، فبها و اگر یقین منطقی قابل دسترسی نباشد (بویژه در عصر غیبت امام علیه السلام )، می توان به یقین روانشناختی صرف، اکتفا نمود و این عین واقع گرایی و معقولیت می باشد. با حصول هر یک از دو نوع یقین، حجت نیز بر مردم تمام می شود.

علمای دین، عقیده دارند اتمام حجت در صورتی صادق است که زمینه یقین فراهم بوده و واقع هم برای شخص نمایان باشد. مولای حکیم از دو راه، واقع را به بنده اش نشان داده و اتمام حجت می کند: یکی از راه رسول باطنی (عقل) و دیگری از راه رسولان ظاهری و بیرونی (انبیا و ائمه علیهم السلام ) و اتمام حجت، منافاتی با واقع نمایی ندارد؛ زیرا اتمام حجت، فرع بر علم و یقین است. تا علم و یقین حاصل نشود، اتمام حجتی صورت نمی گیرد و این یعنی معقولیت و واقع نمایی.

بر خلاف برخی مکاتب غربی، اندیشه دینی در مکتب اسلام با تبیین جهان بینی عقلی و ارتباط آن با مقام واقع بوده و دقیقا رابطه عینی و واقعی در معارف دینی لحاظ شده است و این همان اتمام حجت است؛ زیرا علمای اصول، حجیت را همان «حد وسط و طریق به واقع»معرفی می کنند. [۳]

در واقع آنچه پیامبران الهی(ع)، پیامبر اسلام (ص) و ائمه طاهرین(ع) در گفته ها و دعوتهایشان ابراز می‌کرده‌اند، «اتمام حجت» بر مردم بوده است؛ یعنی، در دعوت به شناخت و پرستش خدا و اعتقاد ورزیدن به پاره‌ای امور و نیز معرفی تکالیفی که خداوند متعال از انسانها خواسته است، همواره بیانشان به گونه ای بوده که عذری برای کسی باقی نگذارد. از اینرو می کوشیده اند تا با مردم به همانگونه که در سایر امور زندگیشان اقناع می شوند سخن بگویند تا اگر در برابر فرامین خدا سرتعظیم فرود نیاورده و به آنها عمل نکنند و در پی بهانه تراشی و عذر آوردن باشند، خداوند به استناد همین دعوتها و گفته های پیامبران علیهم السلام بتواند خاطیان را موآخذه و عقوبت نماید و هرگونه عذر و بهانه آنها را ابطال کند: « رُّسُلًا مُّبَشرِّینَ وَ مُنذِرِینَ لِئَلاّ یَکُونَ لِلنّاسِ عَلَی اللّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ[۴]» «ما این پیامبران را بشارت دهنده و انذار کننده قرار دادیم تا به رحمت و پاداش الهى، مردم را امیدوار سازند و از کیفرهاى او بیم دهند تا اتمام حجت بر آنها شود و بهانه‏اى نداشته» باشند.

بنابراین، روش و سیره انبیای الهی علیهم السلام ، ارائه حجت (ارایه طریق به واقع) به مردم بوده است؛ حتی اگر این مردم گوشی برای شنیدن و چشمی برای دیدن حقیقت نداشته باشند ابشار مبشرین و انذار منذرین برایشان سودی نبخشد. چنان که فاطمه‌ی زهرا (س) پس از بیان معارف عمیق دین در خطبه‌ی گرانسنگ فدکیه، که به حق بازخوانی پیام رسالت و دعوت نبی مکرم اسلام بود، دردمندانه، حجت را برآن کران و لالان تمام می‌کند که:

«هش دارید! گفتنی‌ها را گفتم. با شناخت کاملی که از شما دارم، ما را یاری نخواهید کرد؛ چرا که در چنگال ذلت و زبونی گرفتارید و دلبرده نیرنگ و خدعه‌اید و می‌دانم که پیمان شکنی راه و رسم شماست و در ژرفای جانتان رسوخ کرده است. اما چه کنم که دلم خون است و از سوز دل، این سخنان را به زبان آوردم. آری! برای این بود که گفتنی ها را گفته باشم و حجت را برشما تمام کرده باشم».

و زینب نیز در کوفه، وقتی مردم گرفتار آن بلای عظیم شده اند و دم فروبسته‌اند، دلسوزانه هر چند با عتاب، سرانجام کارشان را گوشزد می‌کند ، تا حداقل شاید آیندگان درس گیرند و به خود آیند. و بعدها کسی نگوید مردم نمی‌دانستند و چنین کردند. خطبه های بانو زینب کبری سراسر اتمام حجت است برای مردم و برای زورگویان زمانش.

 

نتیجه گیری

با بررسی زندگی سراسر عزت و افتخار این دو بانوی بزرگ اسلام می توان دریافت که زینب(س) پا را جای پای مادر گذاشته و در تمام عرصه‌ها رفتارش منطبق بر زهرا(س) است. مادرش«ام ابیهاست» و زینب(س)  زینت پدر، مادر، اولین حامی و شهیده ولایت است و زینب(س) ، والا نگاهدار و حافظ جان ولایت، مادر در راه دین به شهادت می رسد و دختر در راه دین طعم تلخ اسارت را که هر لحظه‌اش شاید از بارها شهادت دشوارتر است به جان می‌خرد. زینب(س)  فاطمه‌ای دیگر است، حتی در سخن. فاطمه(س) با پهلوی شکسته و قلبی مالامال و خسته از درد خطبه‌ی فدکیه می‌خواند و زینب(س)، پس از پنجاه سال، در نهایت بلاغت و فصاحت آن هم در شرایطی که هیچ کس فکرش را نمی کند که زینب(س) را نای سخن باشد، نستوه و استوار کلام مادر را به زبانی دیگر فریاد می‌زند. شاید برای این که بگوید:  شرایطی که فاطمه(س)، جامعه بلافاصله با پیامبر را در خطبه فدکیه، به آن‌ها هشدار داده و به نوعی پیش بینی می کند در زمان زینب کبری(س)  به وقوع پیوسته. و آنچه برای زینب اتفاق می افتد محصول همان شرایط است.

و نکته مهم دیگر این که درس‌هایی که در این دو خطبه تکرار شده و مورد توجه و تأکید قرار می‌گیرد، از اصلی‌ترین عوامل انسان سازی و حفظ دین است نه تنها در آن زمان بلکه تا پایان خلقت است؛ چرا که فاطمه و زینب الگوی زنان جهان که نه بلکه الگوی تمامی انسان های عالم‌ آن هم تا پایان خلقت اند. پس عمل به این آموزه‌ها راه هدایت را فراروی انسان ها در تمام زمان‌ها قرار می‌دهد.

اهمیت این معارف زمانی روشن تر می شود که در جای جای این سخنان همانندی بسیاری با کلام مولا در نهج‌البلاغه ، احادیث پیامبر(ص) و دیگر امامان معصوم(ع) دیده می شود. که البته این مسأله قابل پیش بینی است چرا که سخن فاطمه(س)  و زینب(س)  منطبق بر قرآن است و بی شک کلام تمامی معصومین از قرآن سرچشمه می گیرد و تأکید بر معارف قرآنی است.

 

[۱] . ر.ک: ابن منظور محمد بن مکرم ، لسان العرب، ناشر: دار صادر، بیروت،  ۱۴۱۴ ق، اقرب الموارد و مفردات راغب، واژه حجت.

[۲] . همان.

[۳] . امام خمینی، تهذیب الاصول، ج ۲، ص ۱۵۴٫ و همچنین ر.ک: فخرالدین رازی، المحصول فی اصول الفقه، تحقیق احمد عبدالموجود، ج ۱، چاپ دوم، بیروت، ۱۴۲۰ ق، ص۱۳۸٫ به نقل از علی تبار، رمضان، امکان شناخت و فهم یقینی از دین  مجله رواق اندیشه، شماره ۳۸٫

[۴] . نساء / ۱۶۵٫

 

telegram

همچنین ببینید

چهل بند ماتم

▪ مقدمه ابن‌طاووس یکی از اعمال روز عاشورا که در نظر اولیا اهمیت دارد، مشارکت ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *