خانه / شعر های عاشورایی / متن ادبی / تفسیرقنوت(پری انصاری)

تفسیرقنوت(پری انصاری)

ای حضرت وفاداری…

آن لحظه که میان دو رود، همه ی هستی را بدرود می گفتی…

آن لحظه که نماز غیرت را روی آبهایی که از بی قراری هذیان می گفتند در معرض چشم زمین و زمان بی آداب اقامه می کردی…

دست های بریده ات قنوت را تفسیر می کرد و در امتداد ربّنای زلالت

همه ی موجها آمین می گفتند و در طواف نام عزیزت نیلوفران تشنه

از حوض کوثر سیراب می شدند و صفا را در مشعر، به نظاره می نشستند.

***

ای پروبال حسین برای پرواز!

دانستی که داغ چشم های مهربانت که چشمه ی تنزیل وفاداری بود با کمر حسین چه کرد؟!

داغی که… کمر آب ها را شکست.

بعد از تو ای حضرت صبر، سینه ها گر گرفتند.

شعله شعله سوختند و چشم ها، دجله دجله گریستند…

بعد از تو ای ماه هاشمی نسب… خورشید روی نیزه ها رفت تا ستاره ها را ظلمت کفر نبلعد…

***

بگو که چگونه مظلومیت حسین را بغض کردی؟!

بگو که چگونه… انتظار در گهواره ی بی تابی عطش را گریستی؟!

بگو چگونه آه خدا را در سینه نشاندی… که ذکر نام نورانیت غبار غم از دل ها می زداید و گره از کارها می گشاید.

***

هنوز پژواک آن فریاد توحیدیت به گوش می رسد…. والله ان قطعتموا یمینی…

بگذار عشق در خلوت یادت سینه زنان در دشت ها بتازد و لحظه ها نوحه خوان ماجرای غمبارت باشند.

بگذار زنجیرهای بی تابی برشانه های دلتنگیمان فرودآیند.

شاید قدری.. ازالتهاب این درد جانسوز بکاهند.

و بگذار تا خاک این درد پرسوز را در بغض شعرهایمان بریزیم و مرثیه ی غروب غریبانه ی چشمهایت را با مضامین اشک بربلندای دفتر تاریخ بسراییم.

سلام بر تو ای حضرت صبر…سلام بر توای حضرت وفاداری .. سلام برتو…

پری انصاری

telegram

همچنین ببینید

امشب کسی سراغ تو را نمی‌گیرد…

امشب کسی سراغ تو را نمی‌گیرد جز آن مرد بیمار جزامی‌ که تمام شب را ...