خانه / شعر های عاشورایی / غزل / نجوای عاشقانه (فاطمه سالاروند)

نجوای عاشقانه (فاطمه سالاروند)

آقــــا ســلــام بــر تـــو و شــام غــریــب تو
آقـــا ســلــام بــر دل غــربـــت نــصـیــب تو
از راه دور بــــــا دل رنــــــجــــــــور آمـــــدی
مـــرهـــم بـــه غـــیـر صــبـر ندارد طبیب تو
باغ از صدای زمزمه، از عطر گل تهی است
جــا مــانـــده در خـــرابـــه مگر عندلیب تو؟
تصــویـر کربلاست که همواره روشن است
در چــشـــمـــه‌ی زلـــال نگـــاه نجــیــب تو
رفــتـی و قــرن‌ها است که تکرار می‌شـود
نــجــوای عــاشقـانـه‌ی «اَمّــَن یـجیب» تــو

شاعر: فاطمه سالاروند

telegram

همچنین ببینید

تقدیم به حضرت معصومه(س)(برقعی)

..و به همراه همان ابر که باران آورد مهربانی خدا در زد و مهمان آورد ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *