مقدمه

کربلا صحنه رویارویی حق و باطل است. یک سو جریان حق ایستاده با تمام دارایی هایش و دیگر سو جبهه ی باطل است با همه ی بضاعت و توانایی اش.

یک سوی این حادثه حسین ع است با اهل بیت و یاران اندکش، و دیگر سوی، یزید و ابن زیاد و عمر سعد و شمر و سی و سه هزار نفر که گرد هم آمده اند تا صدای مظلومیت حسین ع را خاموش کنند.صفحات تاریخ، متبرک است از نام یاران شجاع و مومن اباعبدالله الحسین ع که بی تابانه مرگ را در به انتظار نشسته بودند و آرزوی هفتاد بار شهادت در رکاب مولایشان، تنها خواسته شان بود و مرگ را همچون گردنبند زنان جوان که بر گردن می آویزند؛ زیبا، و از بهترین و پاک ترین و شیرین ترین و مصفاترین عسل ها شیرین تر توصیف می نمودند.و در مقابل نام ناپاک و شیطانی همه ی آنان که به هر نحوی در پیدایش این جریان سیاه و ظلم بی نظیر و بی سابقه دخالت و شرکت داشته اند در سینه ی خود ثبت و ضبط نموده است. به این تعداد که نامشان به زشتی در صفحات تیره ی تارخ وجود دارد باید لیست بلندی را اضافه کرد که هر چند آن روز در متن حادثه و روز واقعه حضور نداشته اند ولی آن گونه که در زیارت عاشورا از آن ها نام برده شده است جنایت و خیانت شان کمتر از آنان نیست که شمشیر و نیزه برداشتند و حسین(ع) و یارانش را به شهادت رساندند.این یکی از درس های بزرگ کربلاست که از خیل لشکریان یزید بودن کار سختی نیست و ممکن است هر کسی را که حتی دلش راضی به زنده ماندن جریان باطل باشد را شامل شود.کافی است حق را ببینی و سکوت کنی، آن وقت، حسینی نیستی و در شمار لشکریان عمرسعد قرار می گیری. همین که لبخندت را بر باطل ببخشی و او را در کار خویش مصمم سازی همراه و هم قسم جریان باطل خواهی بود.کافی است اسبی را زین کرده باشی برای نبرد با حقیقت؛ معصوم خطاب به تو می سراید وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّهً اَسْرَجَتْ؛ اگر حتی لگام ساده بر اسب بسته باشی می شوی اَلْجَمَتْ که لَعَنَ اللهُ اُمَّهً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ.

عجیب است این حادثه، شگفت است این قطعه از تاریخ و چقدر ناگفته است این داستان عمیق و هزار لایه.

وقتی می گوییم کربلا را دوباره باید شناخت وهمواره باید فهمید؛ یعنی این که دانشگاه کربلا تمام شدنی نیست. داستانی نیست که غبار زمان کهنه اش کند و از رونق بیاندازد. یعنی این که کربلا مربوط به یک عصر و زمان خاص نیست. کربلا در زندگی هر روزه ی ما تکرار می شود و نبرد حق و باطل هر روز در هستی در جریان است.

اگر آماده ایم تا سر به راه سرافرازی حق فدا کنیم حسینی هستیم و گرنه….

به راستی آیا ما دانش آموزان خوبی برای این مدرسه بوده ایم؟

بیایید امسال بیشتر به کربلا بیاندیشیم و به تعبیر ظریفی عزیز، بدانیم که: کربلا تنها برای گریستن نیست برای نگریستن است. کربلا تنها برای نالیدن نیست برای بالیدن هست. کربلا موزه نیست آموزه است. بیایید از آموزه های کربلا بیاموزیم تا کربلایی شویم.

ان شاءالله

telegram

همچنین ببینید

پر تخریب ترین بنای ماندگار تاریخ: بخش اول:گزارش تخریب ها و مرمت های حرم مطهر امام حسین (ع)

کمتر بنایی را همانند حرم مطهر امام حسین (ع) می‌توان یافت که بارها تخریب و ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *