عزت

حسین با جمعی نشسته بود. مروان داشت رد می‌شد. گفت: “شماها اگر فاطمه را نداشتید، به چی افتخار می‌کردید؟”…
حسین برخاست. عمامه‌اش را دور گردنش پیچید و محکم فشار داد. از حال که رفت، رهایش کرد.

کسی به امام حسین گفت: “خیلی کبر و غرور داری.” فرمود: “کبر فقط شایسته‌ی خداست ولی طبق آیه‌ی قرآن عزت از آن خداست و رسول خدا و مومنین.”

منبع:  آفتاب بر نی/ زینب عطایی

telegram

همچنین ببینید

آفتاب بر نی

آفتاب بر نیReviewed by Admin on Dec 10Rating: اول تن‌به‌تن با حسین می‌جنگیدند. دیدند نمی‌شود؛ ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *