 عنوان: جوانان و نوجوانان در عاشورا (بخش 3) نويسنده: طيبه شجاعى
2ـ حمیده: در ناسخ التواریخ کوفی آمده است که مسلم بن عقیل را دختری 13 ساله بود. چون در منزل زباله خبر قتل مسلم به حضرت سید الشهدا(ع) رسید به خیمهی زنان درآمد و دختر مسلم را پیش خواست و نوازش فرمود.
دختر مسلم عرض کرد. یا بن رسول الله(ص) با من ملاطفت بی پدران میکنی مگر مسلم را شهید کرده باشند. حسین(ع) گریست و گفت: اندوهگین مباش اگر مسلم نباشد من پدر تو باشم وخواهرم مادر تو و دخترانم خواهران تو باشند و پسرانم برادران تو. دختر مسلم فریاد برآورد و گریست. حمیده دختر مسلم، از ام کلثوم دختر امام علی(ع) میباشد وی در سفر کربلا در کاروان امام حسین(ع) بود و یازده سال سن داشت... 37
3ـ فاطمه بنت الحسین (ع) : فاطمه دختر امام حسین(ع) و از حضرت سکینه بزرگتر بود. امام حسین(ع) دربارهی او صفات برجسته و والایی را مطرح کردهاند. او یکی از زنان حاضر در کربلا بود. فاطمه بنت الحسین پس از آن که از کربلا وارد کوفه شد خطبهی رسا و کاملی را ایراد کرد. که متن آن خطبه در کتاب حسین خون خدا صفحه 177تا 180 آمده است. در کتاب زنان عاشورایی نوشتهی زهرا يزدان پناه قرهتپهای صفحه 36 نیز مفصلاً از او یاد شده است.
4ـ رباب همسر امام حسین(ع) : رباب کوچکترین دختر امری القیس بن عدی بن اوس بن جابر است. دو خواهربزرگترش یکی به عقد امام حسن(ع) و دیگر در نکاح امیرالمؤمنین(ع) بود. او و دخترش سکینه مورد علاقهی امام حسین(ع) بودند. در احادیث داریم که امام حسین(ع) فرمودند: من خانهای را که در آن رباب و سکینه باشند، دوست میدارم. این شعر معروف است که امام حسین(ع) برای او و سکینه(س) سروده است: لَعَمرُکَ إنّنی لأحب داراً تکون بها السکینةُ و الرّباب اُحِبُّهُما و ابذُلُ کُلُّ مالی ولَیسَ لعاتبٍ عندی عِتــاب (درکتاب زنان عاشورایی،نوشتهی زهرا یزدان پناه قره تپه ای،صفحه ی46از رباب یادشده است. )
5و6ـ امّ حسن و امّ الخیر: دختران امام حسن(ع)بودند.[در رابطه با] مادر ام حسن[به] ام بشیر دختر ابی مسعود انصاری یا حزرمی اشاره شده است اما به مادر ام الخیر اشاره نشده است. برخی نیز مادر او را ملیکه دختر احنف بن قیس دانستهاند. به گفتهی برخی از معاصرین وی همراه مادر، برادران خود قاسم و احمد و خواهرش ام الخیر با امام حسین(ع) از مدینه به کربلا آمد.38
7ـ هانیه همسر عبدالله بن عمیر کلبی: هانیه و همسرش و مادر همسرش، عبدالله بن عمیر کلبی یا وهب به دست امام حسین(ع) مسلمان شدند و در میانهی راه به امام حسین(ع) پیوستند و همراه با کاروان امام به کربلا رفتند. تنها 17 روز از ازدواج او با وهب میگذشت. وقتی که وهب به شهادت رسید، هانیه به سوی پیکر همسر شهیدش دوید وگفت: بهشت گوارایت باد. درهمین لحظه غلام شمر که رستم نام داشت با زدن عمودی آهنین بر فرق وی او را به شهادت رساند. او نخستین وتنها زن شهید کربلا بود.39
8ـ همسر هلال بن نافع: در کتاب فرهنگ سخنان امام حسین(ع) آمده است: در روز عاشورا به هنگام رفتن هلال بن نافع همسر جوانش دامن او را گرفت و گفت: «پس از تو به کجا روم؟ و به چه کسی تکیه کنم؟» و آنگاه به شدت گریست. وقتی امام حسین(ع) متوجه شدند، با همان روح آزادگی خطاب به هلال فرمودند: «ای پسر نافع! همانا همسرت جدایی تو را نمیپسندد. آزادی تا خشنودی او را بر مبارزه با شمشیرها مقدم بداری.» هلال بن نافع گفت: «ای پسر رسول خدا(ص) اگر امروز تورا یاری نکنم فردای قیامت جواب پیامبر(ص) را چگونه بدهم؟» آنگاه به میدان جنگ رفت مبارزه کرد تا شهید شد.40 در روضة الشهدا صفحه 298 آمده است: هلال بن نافع تازه ازدواج کرده بود و چون روز عاشورا ارادهی میدان کرد همسرش اورا از رفتن منع کرد ولی او بر یاری امام اصرار ورزید و چون امام حسین(ع) از قضیه آگاه شد هلال را فرمود: «همسرت نگران است و من دوست ندارم در جوانی به فراق یکدیگر مبتلا شوید. اگر می خواهی عیالت را بردار و از این بیابان برو.» هلال گفت:« ای پسر رسول خدا! اگر در سختی تورا رها کنم و سراغ عیش و نوش خود روم، فردای قیامت پاسخ جدت محمد(ص) را چگونه گویم ؟ »
9 ـ ام کلثوم صغری همسر مسلم بن عقیل: ام کلثوم صغری دختر امیرالمؤمنین و مادرش ام ولد بوده است . او از جمله فرزندان حضرت علی(ع) است. اما مادرشان حضرت فاطمه(س) نیست. محسن الامین تعداد دختران علی(ع) که لقب ام کلثوم را داشته اند را چهار تن ذکر کرده است: 1ـ همسر مسلم بن عقیل 2ـ همسر عمربن خطاب 3ـ همسر عبدالله اصغربن عقیل 4ـ همسر عبدالله بن جعفر. بعضی معتقدند که ام کلثوم که دختر حضرت فاطمه(س) بوده است، در زمان امام مجتبی(ع) از دنیا رفت. این بانو که نامش در حادثه ی کربلا مطرح است دختر یکی دیگر از همسران امیرالمؤمنین(ع) است. لذا به نظر میرسد که ام کلثوم حاضر در واقعهی کربلا همان زوجهی مسلم بن عقیل است که به دنبال همسر و برادر بزرگوارش اباعبدالله حسین(ع) راهی کربلا شد.41 آنچه مسلم است این بانو، در حادثهی کربلا همراه خواهرش زینب(س) حضور داشته و در بارگاه ابن زیاد و یزید خطبههای غراء و کوبندهای خواند و در منابع تاریخی نیز ثبت شده است.42
10ـ فاطمه(س) دختر علی ابن ابیطالب(ع) : فاطمه دختر علی ابن ابیطالب(ع) و مادرش ام ولد است. وی با محمد بن ابی سعید بن عقیل بن ابیطالب ازدواج کرد و حمیده و محمد را به دنیا آورد . به گفتهی طبری وی در سال 117 قمری فوت کرد.43 *بنابراین با توجه به واقعهی عاشورا که در سال 61 هجری رخ داد و این بانوی بزرگوار در سال 117(ه.ق) فوت نمودند احتمال میدهم که در کربلا بانوی جوانی باید بوده باشند.
11ـ فاطمه دختر امام حسن(ع) ، همسر امام سجاد(ع) و مادر امام محمد باقر(ع): کنیهي او ام عبد الله و مادرش ام ولد بوده است. وی به همراه همسرش امام زین العابدین و فرزندش محمدباقر و عموی بزرگوارش امام حسین(ع) رهسپار کربلا شد. پس از آن که در سلک اسیران به شام رفت و در کلیهی مصائب با سایر اهل بیت(ع) شریک وسهیم بود. امام صادق(ع)درباره اش فرمودند: بانویی راستگو و درستکار بود زنی همپایهی او در خاندان امام حسن(ع) نبوده است.44
12 ـ کبشه، مولاة امام حسین(ع): کنیز یا خدمتکار امام حسین(ع) بود. آن حضرت وی را به هزار درهم خرید. پس از ازدواج با ابورزین، سلیمان را به دنیا آورد. و سلیمان غلام امام حسین(ع) بود. کبشه با پسر و مولایش امام حسین(ع) راهی کربلا شد و پس از واقعهی کربلا به مدینه بازگشت. همسرش نیز از اصحاب امام حسین(ع) بوده است.45
13ـ حسنیّه: یکی از جواری سیدالشهدا(ع) است. حسنیه را امام حسین(ع) از نوفل بن حارث بن عبدالمطلب خریده و او را به مردی که سهم نام داشت تزویج کرد. منجح از او متولد شد. حسنیه در خانه امام زین العابدین خدمت می کرد تا اینکه با پسرش منجح به همراه حضرت سیدالشهدا به کربلا آمد. منجح در کربلا شهید شد و حسنه با اهل بیت در مصائب سهیم بود.46 14ـ رمله همسر امام حسن(ع) مادرقاسم بن حسن و ابوبکربن حسن از بانوان دشت کربلاست. در پژوهشی در پیرامون شهدای دشت کربلا فصلی که به قاسم بن حسن میپردازد اشاره به این بانو دارد که مادرانه بر درخیمه ایستاده واجازهی میدان رفتن پسرش از امام حسین(ع) را مینگرد. در مقتل الحسین خوارزمی ج2 صفحه 27 از او با نام نجمه یاد شده است. اما در ریاحین الشریعه صفحه 229 از او با نام «رهله» یادشده است. در پژوهشی پیرامون شهدای کربلا صفحه 305: قاسم بن حسن مادرش: ام ولدی به نام نفیله یا رمله یا نجمه است. در میان زنان جوان و دختران حاضر در کربلا و روز عاشوا به اسامیای برخوردم که هیچ نشان یا ردی از جوان بودن آنها نیافتم. از سویی نشانی بر مسن بودن آنها نیز نیافتم. گاه اشاره می شد که فلان زن همسر حضرت علی(ع) بوده است. بعد به نکاح امام حسین(ع) در آمده مثل عاتکه که زمان عمرو عثمان و حضرت علی(ع) را درک کرده است: عاتکه: دختر زید بن عمرو بن نفیل از شاعرههای عرب که زنی عاقله با کمال و زیبا بود. زید و عمر همسران قبل او مقتول شدند. وقتی حضرت علی(ع) او را خطبه کردند، پیغام فرستاد که ای پسر عم رسول خدا(ص) من بر شما از قتل خائفم یعنی سه شوهر کردم و همگی مقتول شدند. حضرت علی(ع) فرمودند: کسی که شهادت را دوست بدارد حاضر است با عاتکه ازدواج کند. این وقت حضرت سیدالشهدا(ع) او را تزویج کرد. عاتکه پس از آن حضرت دیگر ازدواج نکرد. اما زنانی که نه نشانی از جوان بودن آنها یافتم و نه نشانی بر رد این ادعا: 1ـ زینب صغری، دختر امیر المؤمنین و همسر محمدبن عقیل 2ـ فکیهه: زوجهی عبد الله بن اریقط که در خانهی رباب خدمت میکرد و از عبد الله پسری به نام قارب داشت که در کربلا شهید شد. 3ـ شهر بانو: مادر محمد بن ابی سعید: شهربانو در کربلا شاهد شهادت طفلی بوده که در وقت شهادت امام حسین(ع) سراسیمه از سراپرده بیرون آمده و هانی بن ثبیت اورا به شهادت رساند. 4ـ لیلی التمیمه: دختر مسعود بن خالد بن ربعی بن مسلم بن جندل بن نهشل بن دارم تمیمی. لیلی ام ولد فرزندان امیر المؤمنین عبدالله و محمد اصغر(ابوبکر) که همراه دو پسرش در کربلا حضور داشت. 5ـ ام خلف: همسر مسلم بن عوسجه که فرزندش را پس از شهادت همسرش لباس رزم پوشاند و به میدان فرستاد. حالات ورفتار وگفتههایش بوی جوانی میدهند. 6ـ ام عمرو بن جناده انصاری، همسر جنادة بن کعب انصاری او نیز چون ام خلف وقتی همسرش به شهادت رسید، پسرش دلاورانه به میدان رزم رفت و رجز شهادت خواند. 7ـ رویحه، همسرهانی بن عروه مرادی: پس از شهادت همسرش هانی با فرزندش یحیی به یاری امامحسین(ع) در کربلا شتافتند. در کتاب حماسهی حسینی جلد 3 صفحه 380 آمده است: «ظاهراً تمام زنانی که نقش داشتهاند در جهت خوبی بودهاند، نظیر زن «زهیربن قین» و زن «عبداللهبنعمیر کلبی» و رباب دختر امری القیس. ایضاً زنی از قبیلهی «بکربن وائل». درکتاب زنان عاشورایی آمده است: «محلاتی مینویسد. فقط نظر به این که شوهر یا پسر یا برادران بعضی زنان به همراه حسین(ع) بودند و در کربلا به درجهی رفیع شهادت رسیدند. احتمال میدهند که این زنان نیز همراه آنان در کربلا بوده باشند. مانند: میمونه(دختر امیرالمؤمنین(ع))، زوجهی عبدالله بن اکبر بن عقیل، خدیجه یا ام هانی(دختر امیرالؤمنین) زوجهی عبدالرحمن بن عقیل، زینب صغری زوجهی محمدبن عقیل وام الحسن که زوجهی جعفربن عقیل بود و یا لیلی بانوی حرم امیرالمؤمنین بنت مسعودبن خالدبن ربعی التمیمیه که پسرش عبداللهاصغر روز عاشورا در رکاب سید الشهدا(ع) شهید شد.47 اخلاق فضایل و سیرت نوجوانان وجوانان در عاشورا و ارتباط آنها با اباعبدالله(ع): آنچه در مطالعهی ارتباط میان امام حسین(ع)، جوانان و نوجوانان بسیار بارز بود رفتار احترام آمیز جوانان و نوجوانان ـ حتی جوانان و نوجوانان اهل بیتشان ـ با امام حسین(ع)، امام زمانشان بود. رفتاری حساب شده و دقیق و از منظر دیگر بسیار عاطفی دلسوزانه و مهربان از جانب امام(ع) بود. امام(ع) آنقدر دقیق سنجیده و همه جانبه روحیه و حالات افرادشان را درنظر داشتند و به نکات ظریف و حساسی دقت داشتند که گاه موجب شگفتی میشد. البته جوانان و نوجوانانی که در عاشورا حضور داشتند به استناد اعمال و رفتارشان، آزاده، با غیرت، شجاع و خداشناس بودند. جوانانی که بارها امام(ع) به آنها رخصت میدادند تا بروندو از نعمتهای دنیا بهره ببرند اما نمیرفتند. جوانانی که در لحظهی شهادت نه برای خودشان بلکه برای تنهایی امامحسین(ع) اشک میریختند. جوانانی که جانبازی و شهادت در منظر نگاه حسین(ع) برایشان شیرین و با افتخاربود. جوانان حق طلب وحق باور وخداشناسی که خدا را در حسین(ع)وحسین(ع)را درخدا میدیدند. البته اگر جز این بود عجیب بود. جوانانی که در منظر حتی نگاه حسین(ع) قرار میگیرند، باید چنین باشند. پس عجیب نیست اگر مسلم در لحظات قبل از شهادتش مهمترین وصیتی را که به تأکید سفارش میکند این است(رو به عمربن سعدبن ابی وقاص):« از همه مهمتر پیکی برای حسین بن علی(ع) بفرست و از سرگذشت من اورا آگاه کن و از طرف من حتماً از او بخواه که به سوی کوفه نیاید و به بیعت واطاعت کوفیان که در نامههای پیشین برایش نوشته بودم اعتماد نکند».48 «در نهم ذی الحجه سال 60 هجری و مهمتر این که در شب عید قربان بود که مسلم بن عقیل به مسلخ عشق رفت. اول سر بریدهی خون آلود مسلم را به حیاط افکندند و بعد از آن جسد او در مقابل دیدگان همه صحن حیاط را غرق در خون کرد. سر مسلم حرکتی نداشت ولی حنجرهی بریده و بدن خون آلودش میلرزید و برگلوی بریدهی او دلمهی سفیدی بسته بود که میجوشید احساس میشد که دارد جان از بدنش بیرون می رود».49 و وقتی در منزل «زباله» پیغام مسلم به امام حسین(ع) رسید امام فرمود: «آنچه مقدر است نازل میشود ما جان خود را در راه خدا و ریشه کن کردن فساد در امت اسلامی تقدیم میداریم.»50 در کتاب حماسه حسینی (1) از استاد مطهری (صفحه 204) میخوانیم: «بعضی از مورخین نقل کردهاند که امام حسین(ع) چیزی را از اصحاب خودش پنهان نمیکرد. بعد از شنیدن این خبر میبایست به خیمهی زنها و بچهها برود و خبر شهادت مسلم را به آنها بدهد در حالی که در میان آنها خانوادهی مسلم نیز حضور داشتند. بچههای کوچک مسلم، برادران کوچک مسلم، خواهر و بعضی از دختر عموها و کسان مسلم حضور داشتند. حالا اباعبدالله به چه شکلی به آنها اطلاع دهد؟» میبینیم که امام(ع) چگونه، لطیف و غیر مستقیم وبدون این که به زبان بیاورند خبر شهادت مسلم را به همه اطلاع میدهند: «مسلم دختر کوچکی داشت. امام حسین(ع) وقتی که نشست او را صدا کرد. فرمود: بگویید بیاید. دختر مسلم را آوردند او را روی زانوی خودش نشاند و شروع کرد به نوازش کردن. دخترک زیرک و باهوش بود دید که این نوازش یک نوازش فوقالعاده است. پدرانه است لذا عرض کرد. یا اباعبدالله! یابن رسول الله! اگر پدرم بمیرد چه...؟! اباعبدالله متأثر شد فرمود: دخترکم من به جای پدرت هستم. بعد از او من جای پدرت را میگیرم.»51 همین جملات کافی است که حمیده دختر مسلم بن عقیل احساس تنهایی، بیپناهی، و یتیمی نکند. در حالی که روی زانوی امام حسین(ع) نشسته امام(ع) دست نوازش بر سرش میکشد، میشنود که از این پس امام(ع) به جای پدرش خواهد بود... یا إبنتی! أنا أبوک و بناتی أخواتک»52 « امام حسین(ع) گفت: اندوهگین مباش. اگر مسلم نباشد من پدر تو باشم و خواهرم مادر تو و دخترانم خواهران تو باشند و پسرانم برادران تو.»53 و درآن شرایط سخت با وجود اندک بودن یاران صادق و وفادار امام حسین(ع) میفرمایند: «اولاد عقیل! شما یک مسلم دادید، کافیاست. از بنی عقیل یک مسلم کافیاست. شما اگر میخواهید برگردید، برگردید. عرض کردند: یا اباعبدالله(ع)! یابن رسول الله(ص)! ما تا حال که مسلمی را شهید نداده بودیم، در رکاب تو بودیم. حالا که طلبکار خون مسلم هستیم رها کنیم؟ ما هم در خدمت شما خواهیم بود تا همان سرنوشتی که نصیب مسلم شد نصیب ما هم شود.»54 در کتاب فرهنگ سخنان امام حسین(ع) صفحه 47 آمده است: «ای فرزندان عقیل! شهادت مسلم خانوادهی شما را کافی است من شما را رخصت دادم که به سوی خانوادههای خود بروید. اما فرزندان آزادمرد عقیل به پا خاستند و گفتند:«یا اباعبدالله! تو را رها کنیم و به کجا برویم؟ مردم چه خواهند گفت؟ و ما در جواب به مردم چه بگوییم؟ به مردم بگوییم که امام و رهبر بزرگ خود را در میان دشمنان تنها گذاشتیم و با تیری یا شمشیری از او دفاع نکردیم؟ سوگند به خدا چنین نخواهیم کرد بلکه جان و مال و زن و فرزند خود را فدای تو میکنیم.» امام همچنین نسبت به فرزندان خویش و حتی همسرشان، چنین توجهات خاص و ویژهای دارند. مثلاً دربارهی حضرت سکینه(س) میفرماید: «وأمّا سکینه فغالبٌ علیها الإ ستغراق مع الله» اما سکینه غالباً و با تمام وجود محو جمال ازلی خدای متعال است. حضرت سکینه(س) و مادرشان حضرت رباب(س) مورد علاقهی امام حسین(ع) بودهاند. امام حسین(ع) فرمودهاند: من خانهای را که رباب و سکینه در آن باشد دوست میدارم» ضمن این که معروف است که امام حسین(ع) این شعر را برای رباب و سکینه(س) سرودهاند: لَعَمرُکَ إنّنی لأحب داراً تکون بها سکینهُ و الرّباب اُحِبُّهُما و ابذل کُلّ مالی ولَیـسَ لعاتبٍ عندی عتاب55 در کتاب آفتاب در حجاب فرازهای بسیار عاطفی و زیبایی از حضرت سکینه و امام حسین (ع) در کربلا نوشته شده است: (صفحه 103 ) «...وچشمت به سکینه میافتد که شرار عاطفهی دخترانه در وجودش شعله میکشد اما از جا تکان نمیخورد. محبوب را در چند قدمی میبیند. تنها و دست یافتنی. بوسیدنی و به آغوش کشیدنی. سر به شانهی محبوب گذاشتنی و تسلی گرفتنی. اما به ملاحظه خود محبوب پاپیش نمیگذارد و دندان صبوری بر جگر عاطفه میفشرد. چه بزرگ شده است این سکینه چه حسینی شده است! چه خدایی شده است این سکینه! » در کتاب زنان عاشورایی به نقل از سه منبع (اعلام النساء، الاغانی، اعیان الشیعه) این اشعار را از حضرتسکینه(س) در رثای پدر بزرگوارشان امام حسین (ع) نقل کرده است:(ص122) لاتعزلیه فهمَّ قاطعٌ طُرُقه فَعَینُه بدموعٍ ذُرَّف نَمَدَقه إن الحسین غداه الطفّ یرشقه ریب المنون فما أن یخطیء الحدقه بکفِّ شّرِ عبادِالله کِلّهمُ نسل البغایا و جیش المّرق الفَسَقه .... و رباب که صبورانه کودک شش ماههاش را به دست مولا و همسرش امام حسین(ع) میسپارد. یک عمر جای خالی در گهواره را میبیند و به یاد همسر بزرگوارش در پناه هیچ سایهای نمیرود. کم حرفی نیست. چه کشیده است رباب در کربلا. بی حسین(ع) دنیا بر او چگونه خانهای شده است که تاب هیچ سایهای راندارد.دنیاپس ازحسین(ع)برای رباب چگونه خانهای شده است که آفتاب همدم تنهاییاش شده است؟ حسین که بود؟ با دل رباب چه کرد که با رفتنش چنین زخم عمیق و کاری بر دل او نهاد؟ آنچه که از میان مطالب کتب متعدد در باب کربلا و عاشورا یافتم تنها چشمهای که نه، قطرهای، نه ذرهای از کرامات امام حسین(ع) است. آنجایی که «هرثمة بن ابی مسلم» یاد میکند که روزی امام علی(ع) پیرامون کربلا چیزی به او گفته بود و او حالا میرود که به امام حسین(ع) بگوید: «هرثمة بن ابی مسلم یکی از یاران حضرت امیرالمؤمنین(ع) بود و همسر او نیز از شیعیان به حساب میآمد. در راه رفتن به جنگ صفین همراه امام علی(ع) به سرزمین کربلا رسیدند که امام کفی از خاک کربلا را گرفت و بویید و فرمود: «خوشا به حال تو ای خاک این سرزمین، مردانی از تو محشر میشوند که بدون حسابرسی وارد بهشت میگردند.» در ماجرای سیاسی کوفه و سفر امام حسین(ع) به کربلا هرثمه ابتدا برای جنگ با امام حسین(ع) به کربلا آمد وقتی صف آرایی دو لشکر و تنهایی امام حسین(ع) را دید به یاد آن حدیث و برخورد امیرالمؤمنین با خاک کربلا افتاد. فوراً خدمت امام حسین(ع) رسید و ماجرا را باز گفت. امام حسین(ع) فرمود: حال با مایی یا با دشمنان ما؟ گفت: هیچ کدام زیرا فرزندکوچکی دارم که میترسم عبیدالله بن زیاد اورا نابود کند. امام حسین(ع) فرمودند: زود برو به گونه ای که محل کشته شدن ما را ننگری و ندای مارا نشنوی . سوگند به خدایی که جان حسین در دست اوست کسی که ندای یاری طلبی ما را بشنود و یاری نکند خدا اورا با رو در آتش افکند.»56 وقتی امام حسین(ع) بهانهی واهی و حقیر اورا میشنوند، نه تنها در مقام پند و اندرز او بر نمیآیند،نه تنها به اوهشدارنمیدهند، نه تنها از او کمک نمیخواهند، بلکه حتی او را آگاه میکنند که هرچه سریع تر از این مکان دور شود وگرنه اگر ندای یاری طلبی ایشان را بشنود و نرود خداوند اورا مجازات خواهد کرد. این جزبزرگ منشی، جز آزادمنشی وآزادگی امام حسین(ع) نسبت به اطرافیانشان چه معنای دیگری دارد؟ والسلام،باآرزوی برافراشته شدن پرچم اسلام درسراسرگیتی
منبع: روز دهم1، مجموعه مقالت عاشورايي، به كوشش مركز پژوهش و نشر فرهنگ عاشورا
پاورقي: 27. حسین خون خدا- صفحه ی128 28. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا-ص247،حسین خون خدا-ص128،نفس المهموم-ص397،فرهنگ سخنان امام حسین(ع)-صص51،52 29. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا-ص335،حسین خون خدا-ص130 30. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا- ص221 31. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا-ص120 32. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا-ص227 33. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا-ص331 34. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا- ص223،نفس المهموم- ص408 35. زنان عاشورایی- ص39تا49 36. زندگانی امام حسین(ع)-ص560و561 37. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا-ص154به نقل ازمعالی السبطین-ج1-ص266 38. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا-ص98 39. پژوهشی پیرامون شهدای کربلا- ص99 40. فرهنگ سخنان امام حسین(ع)-ص48 41. اعلام النساء المؤمنات،حسون،محمدومشکور،امام علی،ص202 42. زنان عاشورایی،زهرا قره تپه ای-ص32 43. اعلام النساء،ج4،ص81 44. زنان عاشورایی-ص49 45. زنان عاشورایی-ص49 46. زنان عاشورایی،ص50 47. زنان عاشورایی،ص56 48. زندگانی امام حسین(ع)،ص630 49. زندگانی امام حسین(ع)،ص632 50. فرهنگ سخنان امام حسین(ع)- ص430 51. حماسه ی حسینی-ج1،ص204 52. فرهنگ سخنان امام حسین(ع)- ص429 53. زنان عاشورایی-ص51 54. حماسه ی حسینی-ج1،ص204 55. زندگانی امام حسین(ع)،صص560،561 56. فرهنگ سخنان امام حسین(ع)- ص446
|