 مثيرالاحزان و منيرسبل الاشجان
اين كتاب از نجمالدين جعفربنمحمدبن هبةالله بن نما الحلي است. نويسنده از اهالي حله است. حله در زمان دولت زيد (كه از جمله خاندان حكومتگر شيعي بودهاند) رشد و توسعهي قابل توجهي نمود به گونهاي كه يكي از مراكز تجمع علما ، فقها، شعرا، فلاسفه و ديگر دانشمندان گرديد و تا سدهي دهم هجري ادامه يافت تا اينكه مركز فرهنگ و علوم اسلامي به كربلا انتقال يافت.
در اين مدت طولاني بسياري از فقها و علماي بزرگ اماميه در حله درخشيدند. ميرزا عبدالله افندي دربارهي عظمت حله و نهضت علمي كه در آنجا ظهور كرد گويد: «تنها در يك قرن 500 مجهتد در حله وجود داشته است» يكي از خاندان امامي از عالمان و فقيهان حله كه در سدهي 6 تا 8 هجري ميزيستهاند «آل نما» ميباشند. از جملهي اين خاندان «جعفربن محمدبن جعفربن هبةالله بن نما» است. وي در سال (567 هـ) در حله زاده شد و در سال (645 هـ) در نجف اشرف درگذشت. قبر اين بزرگوار در جوار حضرت اميرالمؤمنين(ع) ميباشد. كنيهي او نجيبالدين بوده ولي به نجمالدين معروف است. در عظمت او همين بس كه فقيه بزرگ اماميه محقق كركي در وصفش گويد: «وَ اَعلَم العُلَماء بِفِقهِ اهل البيت(ع) الشيخ الفقيه السعيد الاوحد جعفربن محمد بن نما الحلي.» حله به دليل نزديكي به كربلا و شيعهخيز بودن، چهرههاي بزرگي را در خود پرورده است كه همگي اهل علم بودهاند. بخش عمدهاي از آثار طرح شده در اين شهر در تحليل، نقل و بيان آثار شيعه است كه يكي از آنها كتاب مثيرالاحزان و منيرسبل الاشجان (برانگيختن اندوه ها و روشنكنندهي راه گريهها) است. خود نويسنده هدف از تأليف كتاب را نوشتن مقتلي متوسط درباب قيام امام حسين(ع) بيان نموده است. ابن نما در كتاب خود قصد نداشته به مصادر مورد استفادهي خود اشاره كند اما از سياق عبارات به دست ميآيد كه از ارشاد شيخ مفيد و مناقب ابنشهرآشوب استفاده كرده است. با اين حال در برخي از موارد به مآخذ خود (مانند فتوح ابن اعثمكوفي، انساب الاشراف بلاذري، خصائص نطنزي، تاريخ بغداد خطيب بغدادي و النور في فضائل الايام و الشّهور ابن جوزي) متعرض شده است. جاي پاي اجداد قبيلهي او در كربلا پيدا شده است. به دليل اين كه شاعر هم بوده، چاشنيهاي ذوقي خود را در كتاب دخالت داده، لذا تاريخ با ذوق درآميخته است. خطري كه در اين تاريخ احساس ميشود تصويرسازيهاي نويسنده است كه امكان دارد جزء تاريخ محسوب شود. روزگار حال حاضرزبان حالهايي مشاهده ميشود كه به مرور به زبان قال تبديل شدهاند و عاشورا به دليل مردمي بودن و ورود احساسات مردم به اين عرصه بيشتر در هجمهي اين خطر قرار گرفته است. دو نمونه كه در ذيل بدانها اشاره ميشود گواه روشني بر مطلب بالاست: يكي از سخناني كه از زبان اباعبدالله(ع) گفته شده و منسوب به حضرت است جملهي «انَّ الحَياة عقيدة و جهاد» است كه در اصل مصرع يك بيت از يك شاعر مصري است و آن شعر به قرار زير است: «قِف دونَ رأيك فيالحيوة مجاهد اًانَّ الحَياة عقيدة و جهاد» يا جملهي مشهور «ان كان دين محمد لا يستقم الا بقتلي فيا سيوف خذيني » كه منسوب به اباعبدالله است ولي در اصل از امام(ع) نيست. نجمالدين شاعر بسيار با ذوقي است و در وصف ياران اباعبدالله(ع) شعري زيبا دارد: لهم جسوم بحر شمس زائلـه وانفس جاورت جنات واريــها كان مفسدها بالقتل مصلحها او ان هادمها و سيف بانيهـا آنان جسمهايي داشتند كه در اثر تابش آفتاب گداخته ميشد و در زير بارش باران خورشيد در عطش كربلا آبديده ميشد. كشندگان آنها اصلاح كنندهي آنان بوده و باني زنده كردن(نام) آنان شدند. كتاب مثيرالاحزان شامل 12 قسمت است. در آغاز اشاره نموده است كه برخي مقاتل را طولاني نوشتهاند كه باعث خستگي خواننده ميشود و گروهي به شكلي مجمل نوشتهاند كه مطلبي دستگير خواننده نميشود اما من معتدل و جذاب و شيرين نوشتهام. مثيرالاحزان مقتلي معتدل و متوسط است. شيرين و جذاب نگاشته شده است و اگر در فارسي شهرت نيافته، به اين دليل است كه كمتر ترجمه شده است. در طرح جريان ولادت امام حسين(ع) بخشهايي طرح شده است كه بتواند از خواننده اشكگيري كند. بنابراين در طرح جريان ولادت اباعبدالله انتخاب روايت بر اساس داغداري و سوگانگيزي است. بخش دوم كتاب شامل بيعت خواستن براي يزيد است. يكي از ضعفهاي جدي اين كتاب پريدن از ولادت اباعبدالله به طرح بيعت با يزيد است و به حوادث سال چهارم تا 60 هجري هيچ اشارهاي ننموده است و مسائلي از جمله موقعيت امام حسين(ع) در عصر امام مجتبي(ع) و معاويه و نيز موضعگيريهاي امام(ع) درآن عصر را مسكوت گذارده است. مسألهي بيعت را هم بسيار مختصر بيان نموده است. بخش سوم كتاب شامل حركت اباعبدالله از مدينه به مكه (27 رجب تا سوم شعبان) است. در بين راه حوادثي بهوجود آمد كه اين كتاب فاقد آنها است. در مورد نفرات همراه، ابزار و اسلحهها و استعداد همراهان امام(ع) مطلبي بيان نشده است. بخش چهارم كتاب شامل حركت به سمت كوفه است و امام(ع) هشتم ذيالحجه از مكه حركت كردند. طولانيترين بخش توقف(حدود 4 ماه و 5 روز) در اين بخش اتفاق افتاده است. در اين مدت هيچ اطلاعي از مثيرالاحزان بدست نميآيد. از اين به بعد مشكلات كتاب جديتر است. از جمله در عين بهكارگيري ذوق و قريحهي ادبي حوادث را جابجا گفته است. اتفاقات يك منزل به منزل ديگر نسبت داده يا اسامي را غلط گفته است. براي روشن شدن مطلب به چند مورد اشارهي كوتاهي ميگردد: الف) اسم طرماحبن عدي حاتم را طرماحبن حطم گفته است. ب) ديدار عبدالله بن عمر در آغاز حركت اباعبدالله(ع) را بعد از قضيهي طرماح بيان نموده است. ج) ديدار با كاروان بحيربن ريسان را بعد از طرماح بيان نموده است. اباعبدالله هنگاميكه از مكه فاصله گرفتند به كاروان بحيربن ريسان حاكم يمن برخورد نمودند كه به سمت شام ودربار يزيد ميرفت. حضرت دستور دادند اموال كاروان مصادره گردد. چندنفر به اباعبدالله پيوسته و بيشتر به سمت يمن برگشتند. اين مقتل واقعهي كاروان را بعد از طرماح(در منزل عذيبالهجانات) مطرح ميكند حال آنكه بيرون مكه ودرآغازحركت اباعبدالله اتفاق افتاده است. بعد از آن به مبحث ورود به كربلا، آنهم بسيار كوتاه پرداخته و از وقايع و حوادث مسيرتا ورود به كربلا باز مانده است و بعد از آن جا هم با صرف نظر كردن از كليهي مباحث كربلا به صبح عاشورا پرداخته است و حوادث مهمي همچون مذاكرات اباعبدالله، شب عاشورا و... را بيان ننموده است. نويسنده پس از آن شهادت امام حسين(ع)، آتش زدن خيمهها و حركت كاروان اسيران را بيان نموده و حركت كاروان را در شام تعقيب كرده است. در بخش دهم به بازگشت كاروان به مدينه، فرجام قاتلين و در نهايت به قيام مختار پرداخته است. كتاب پس از بيان حوادث سال 67 و از جمله قيام مختار پايان مييابد. اين مقتل قابل استفاده است ولي بهعنوان منبع پژوهشي به دليل ناگفتههاي فراوان كمك چنداني به محقق نمي كند و پژوهشگر بايد كار تطبيق اين كتاب را با كتب تاريخي مهم انجام دهد. براي مقتلخواني و مرثيه كتاب مناسبي است. به تازگي با عنوان «در سوگ امير آزادي» به فارسي ترجمه شده است.
منبع:عاشورا نگاران- پژوهش و تحقيقي در منابع ، مآخذ عاشورايي، دكتر محمد رضا سنگري
|