 سوم شعبان المعظم سالروز فرخنده میلاد با سعادت حضرت حسین بن علی (ع) و روز پاسدار، چهارم این ماه شریف سالروز ولادت مسعود حضرت ابا الفضل العباس (ع) و روز جانباز و همچنین پنجم شعبان سالروز خجسته میلاد حضرت امام سجاد (ع) بر همه ی محبین و دلدادگان خاندان عصمت و طهارت (ع) مبارک باد.
تولد امام حسين (ع)
ولادت امام حسين (ع) در مدينه در سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت واقع شده و بعضي نیز پنجم این ماه ذكر کرده اند. ابن شهرآشوب رحمه الله مي گويد: ولادت آن حضرت پس از ده ماه و بيست روز از ولادت برادرش امام حسن (ع) و آن روز شنبه یا پنجشنبه ماه شعبان سال چهارم هجرت بوده است.
و در توقيع حضرت صاحب الأمر (عج) به قاسم بن علاء همداني ولادت امام حسين (ع) روز پنج شنبه سوم ماه شعبان دانسته شده و بعضي آخر ماه ربيع الأول سال سوم هجرت نيز گفته اند كه خلاف مشهور است. پدر مبارکشان علي بن ابي طالب (ع) و مادربزرگوارشان حضرت فاطمه ي زهرا (س) و نام شریفشان در تورات «شبير» و در انجيل «طاب» آمده است. جد اطهر ایشان رسول گرامی اسلام (ص) و جده ی آن حضرت خديجه بنت خويلد(س) كنيه ی وی اباعبدالله و ابوعلي و القابی که برای حضرت ذکر شده رشيد، وَفّي، طيّب، السيّد، الزكّي، المبارك، التابع لمرضات الله، الدليل علي ذات الله، سبط، شهيد و سعيد می باشد.
نقش نگين انگشتری حضرت در فصول المهمّه آمده است: « لكل أجل كتاب» و در وافي از امام صادق (ع) روايت شده است؛ «حسبي الله» و از امام رضا (ع) روايت شده است: « إن الله بالغ أمره». شيخ طوسي (ره) و ديگران به سند از امام رضا (ع) نقل كرده اند كه چون امام حسين (ع) متولد شد، رسول اكرم (ص) به اسماء بنت عميس فرمود: فرزند مرا بياور. اسماء گفت: آن نوزاد مقدّس را در جامه ي سفيدي پيچيده به محضر نبي اكرم (ص) بردم، حضرت او را گرفته و در دامن قرار داد، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفت.
جبرئيل نازل شد و گفت: خداي بزرگ سلام مي رساند و مي فرمايد: چون علي (ع) نسبت به تو به منزله هارون است نسبت به موسي پس او را به اسم پسر كوچك هارون نام گذار كه «شبير» است و چون لغت عربي است او را حسين نام گذار. پس پيامبر بزرگوار او را بوسه داد و گريست و فرمود: تو را معصيتي بزرگ در پيش است. پروردگارا لعنت كن قاتل او را. فرمود: اي اسماء اين خبر را به فاطمه(س) مگو. چون روز هفتم شد نبي اكرم(ص) فرمود: فرزند مرا بياور. چون او را به نزد آن حضرت بردم گوسفندي براي امام حسين (ع) عقيقه كرد، يك ران قرباني را به قابله داد و سر نوزاد عزيزش را تراشيده و به وزن موي سرش نقره صدقه داد. پس او را در دامن خود قرار داد و فومود: اي اباعبدالله، چه بسيار گران است بر من كشته شدن تو. سپس نبي اكرم(ص) بسيار گريه مي كرد. اسماء گفت: پدر و مادرم فداي تو باد، اين چه گفتاري است كه در روز نخستين ولادت بر زبان جاري كردي و امروز نيز فرمودي و گريه مي كني؟! حضرت فرمود: مي گريم بر اين فرزند دلبند كه گروهي ستمگر از بني اُميّه او را خواهند كشت. خدا نرساند به ايشان شفاعت مرا، خواهد كشت او را مردي كه رخنه در دين من خواهد كرد و به خداوند بزرگ كافر خواهدشد. نبي اكرم (ص) گفت: خداوندا مي خواهم از تو در حق اين دو فرزندم آنچه خواست ابراهيم در حقّ ذريّت خود. خداوندا، تو دوست دار ايشان را و دوست دار هر كه دوست مي دارد ايشان را و لعنت كن هر كه ايشان را دشمن دارد لعنتي چندان كه آسمان و زمين پر شود.
ابو هريره از پيامبر اكرم (ص) روايت كرده است: هنگامي كه خدا آدم را آفريد در سمت راست عرش پنج شبح نور ديد كه در سجده و ركوع هستند. آدم پرسيد: اين پنج شبح كه در هيبت و صورت من هستند كيانند؟ پاسخ آمد: اينان پنج تن از فرزندان تو هستند كه پنج نام براي آن ها از نام هاي خود مشتق كرده ام. و اگر براي ايشان نبود، بهشت و جهنّم و عرش و كرسي و آسمان و زمين و فرشتگان و آدميان و جنّيان را نمي آفريدم. پس من محمودم و اين محمّد است، و من عالي هستم و اين علي است، و من فاطرم و اين فاطمه است، و من احسانم و اين حسن است، و من محسنم و اين حسين است، به عزّتم سوگند كه هر كس ذره اي از كينه ي ايشان در دل داشته باشد، او را داخل آتش مي كنم. ايشان برگزيدگان من هستند، و به ايشان نجات مي دهم، و به ايشان هلاك مي كنم، هر گاه حاجتي داري به اين پنج تن متوسل شو. پس پيغمبر (ص) فرمود: ماييم كشتي نجات، هر كس به آن متعلق شود نجات يابد و هركس از آن برگردد هلاك شود.
شيخ صدوق و ابن قولويه و ديگران از امام جعفر صادق (ع) روايت كرده اند كه چون امام حسين (ع) متولد شد خداي جهان آفرين به جبرئيل امر كرد كه با هزار ملك براي تهنيت از طرف خداوند و از طرف خود به محضر مبارك پيغمبر (ص) نازل شود. جبرئيل عبورش از جزيره اي افتاد. با فرشته اي روبه رو شد كه از حاملان عرش الهي بود. خداوند او را به امري مقرر داشته بود و او در فرمان الهي كندي كرده بود. خداوند عالم هم بالش را در هم شكسته و او را در آن جزيره انداخته بود. آن فرشته در آن جزيره مدت هفتصد سال بود كه خدا را عبادت مي كرد. در روايتي آمده است كه خداوند بزرگ او را مخيّر كرد ما بين عذاب دنيا و عذاب قيامت، او عذاب دنيا را اختيار كرد. سپس خدا او را در آن جزيره شكنجه داد. آن فرشته ديد كه جبرئيل با فرشتگان فرود مي آيند. از او پرسيد كه اراده ي كجا داريد؟ گفت: خداي بزرگ به محمّد (ص) فرزندي كرامت فرموده است. مرا امر كرده كه او را مبارك باد بگويم. فطرس گفت: اي جبرئيل مرا نيز با خود ببر، شاید كه آن حضرت براي من دعا كند تا خداوند بزرگ از من گذرد. جبرئيل او را با خود به خدمت رسول خدا (ص) برد. تبريك عرضه داشت و شرح حال فطرس را به عرض رسانيد. نبيّ اكرم فرمود: اي جبرئيل، به فطرس بگو كه خود را به قنداقه ي اين مولود بمالد و به محل خود بازگردد. فطرس خود را به قنداقه ي امام حسين (ع) ماليد، بال هايش روييد و به آسمان پرواز كرد و عرض كرد: يا رسول الله(ص) همانا زود باشد كه اين مولود را امت تو شهيد كنند. و اين نعمت كه از طرف امام حسين (ع) به من رسيد در عوض آن هر كس به او سلام كند من سلامش را به او برسانم و هر كه بر او صلوات بفرستد من صلواتش را به او مي رسانم. طبق روايت ديگر چون فطرس به آسمان بالا مي رفت مي گفت: كيست چون من و حال من كه آزاد كرده ي حسين بن علي و فاطمه و محمد (ص) هستم.
علامه ي مجلسي (ره) مي گويد: در احاديث معتبر از طرق شيعه و سنّي روايت كرده اند كه بسيار مي شد فاطمه (س) در خواب بود و امام حسين (ع) در گهواره مي گريست و جبرئيل گهواره ي آن حضرت را مي جنباند و با لو سخن مي گفت و او را ساكت مي كرد. چون فاطمه (س) از خواب بيدار مي شد مي ديد كه گهواره ي آن حضرت مي جنبد و كسي با آن حضرت سخن مي گويد، ولي فاطمه (س) كسي را نمي ديد. چون جريان امر را به محضر رسول خدا (ص) عرضه داشت، حضرت فرمود: او جبرئيل است. و نيز روايت كرده اند: چون آن حضرت در شب تار در جايي مي نشست از پيشاني و زير گلوي آن حضرت نور مي درخشيد، زيرا رسول خدا(ص) اين دو جا را بسيار مي بوسيد.
اين جا پيرامون گهواره اي صداي نغمه ي ملائكه اي مي آيد كه نقشه ي نظام امّتي را به اهل خانه مي آموزد. اين جا آهسته قدم برداريد، سر و صدا نكنيد. اين جا قنداقه اي در گهواره است كه جبرئيل براي او لالايي مي گويد. جبرئيل اين جا گهواره ي كسي را مي جنباند كه بعد ها گهواره ي دنيا را مي جنباند. آهسته باشيد كه جبرئيل به جاي لاي لاي خواب براي اين كودك نوزاد زمزمه مي كند و به جاي شير پستان مادر به بهره هاي شير بهشت او را نويد مي دهد.
فاطمه (س) حسن را خودش نوازش مي كرد و بالا و پايين مي انداخت و ترقيص مي كرد، رقص حلال همين است. فاطمه (س) به امام حسين (ع) مي فرمايد: پسرم، مانند پدرت شجاع باش . خداوند صاحب منن را بنده باش و دوستی با مرد م کینه توز را رها کن. حضرت زهرا (س) در موقع بازي با اطفالش به حسين (ع) درس شجاعت و دفاع از حق و خداپرستي مي داد و در همين جمله ی حساس چهار نكته ي حساس را به آن كودكان القا مي كرد؛ مانند پدرت شجاع و خداپرست باش، از حق دفاع كن، خدا را پرستش كن، با افراد كينه توز دوستي مكن.
ابو هريره مي گويد: حسن و حسين (ع) در حضور رسول خدا (ص) كشتي مي گرفتند. پيغمبر خدا(ص) به حسن(ع) مي فرمود: آفرين حسن(ع) آفرين. فاطمه(س) عرض كرد: يا رسول الله(ص) با اين كه حسن(ع) از حسين(ع) بزرگ تر است او را عليه حسين(ع) تشويق مي كني؟! پاسخ داد: «علّتش اين است كه حسين (ع) از تأييدات غيبي برخوردار است. و جبرئيل او را تشويق مي كند. براي همين من حسن(ع) را تشويق مي كنم». جابرانصاری مي گويد: ديدم كه رسول خدا (ص) با دست و پا راه مي رود. حسن و حسين(ع) بر پشت آن حضرت سوار بودند و مي فرمود: « بهترين شتر، شتر شماست و شما بهترين سوار هستيد».
امّ الفضل كه دخترحارث زوجه ي عبّاس بن عبدالمطلب است مي گويد: پيش از تولد امام حسين (ع) در خواب ديدم كه پاره اي از گوشت مبارك رسول خدا (ص) جدا شده و به دامن من افتاده. تعبير اين خواب را از رسول خدا (ص) پرسيدم. حضرت فرمود: خواب خوبي ديده اي، مولودي از فاطمه(س) به نام حسين(ع) به دنيا مي آيد. او را به تو مي سپارم. پس از تولد آن بزرگوار نبي گرامي (ص) او را به ام الفضل سپرد. ام الفضل مي گويد: او را خدمت پيامبر (ص) بردم، حضرت او را بر زانوي خويش نهاد و بسيار بوسيد. پس از لحظه اي من او را از حضرت گرفتم. اي ام الفضل، هيج مي داني آزردن حسين(ع) كاري آسان نيست. من حسين(ع) را گذاشتم تا براي حضرت آب بياورم. پس از لحظه اي باز گشتم، ديدم رسول خدا (ص) گريه مي كند. پرسيدم يا رسول الله (ص) چرا گريه مي كنيد؟ فرمود: لحظه اي پيش جبرئيل آمد و مرا خبر داد كه امّتم اين فرزند را به قتل مي رساند و او را با لب تشنه شهيد مي كنند. ام الفضل لبابه ي كبري همسر عبّاس بن عبدالمطلب مواظب پرورش حسين (ع) بود. او را نوازش مي كرد و با اين نغمه او را در گهواره خواب مي كرد يا در آغوش مهر خود بال و پر مي داد و بالا و پايين مي انداخت و مي خواند و گاهي به پشت كودك مي زد كه آرام بگيرد و به خواب برود: - اي پسر رسول خدا، اي پسر كثيرالجاه - فرد بي بديل (حسين فرد بلا اشلاه است يا رسول الله؟) - خداي من او را از تير بلا كه به سوي او هدف گيري كنند در پناه خود نگهدار.
فاطمه (س) حسين(ع) را در آغوش گرفته بود. پيامبر (ص) او را در بر گرفت و گفت: خدا لعنت كند كشندگانت را، خدا لعنت كند غارتگرانت را، خدا لعنت كند همدستاني كه به زيان تو اند. خدا حكم كند ميان من و آنان كه ياري به زيان تو كنند، فاطمه (س) گفت: پدر جان چه مي گويي؟ فرمود: دختر جان يادآور شدم آن آزار و ستم و بي وفايي كه پس از من و تو به او مي رسد، حسين(ع) من در آن زمان ميان يك دسته غيرت مندان با عصبيت است، اختران كويش تو گويي ستارگان آسمانند، در فداكاري و هديه ي جان بر يكديگر پيشي مي گيرند. گويا اكنون من لشكرگاه و جاي بنه و تربت خاك آنان را مي بينم.
منابع؛ كافي، ج1، ص473. - منتهي الآمال، ج1، ص281. - منتهي الآمال، ج2، ص432. - اعيان الشيعه، ج4، ص95. - امالي صدوق، ص82. - احقاق الحق، ج10، ص490، عيون اخبار الرضا (ع)، ج2، ص26. - انوار البهيه، ص44. - مقتل خوارزمي، ج1، ص88. - منتهي الآمال، ج1، ص206. - پرتوي از عظمت حسين(ع)، ص58. - اثبات الوصيّه، ص125؛ مدينة المعاجز، ص237 (چاپ قديم) - جلاء العيون، ص305 - عنصر شجاعت، ج1، ص7. -عنصر شجاعت، ج6 با عنوان معجزات تاريخ، ص462 - بانوي نمونه اسلام، ص125. - فضائل الخمسه، ج3، ص200. - ينابيع الموده، چاپ اسلامبول، ص318؛ منتخب طريحي، ص 169 - لهوف، ص12؛ احقاق الحق، ج11، ص397. - اعيان الشيعه، ج4، چاپ دمشق، ص94. - عنصر شجاعت و معجزه تاريخ، ج6، ص461.
|