 عاشقانههايی برای علی اكبر(ع):
شبيه مصطفی
چون اذن پدر گـرفـت، خنـدان شد و رفت افروخته روی و دامن افشان شد و رفـت بـا آن كـه شـبـيـه مـصـطـفـی بـود، امّــا زيـبـايـی چهـرهاش، دو چندان شده بود. ...
آفت ايمان در صحن چمن هزار دستان شدهای رشك همگان و رهـزن جان شدهای میگفت به زير لب، پـدر زمـزمه وار: امروز، پـسـر آفـت ايـمـان شـدهاي!
عباس عبادی
|