 فرارسيدن ايام شهادت بانوي دوسرا، صديقهي كبري، فاطمهي زهرا(س) بر عموم شيعيان جهان تسليت باد.
بانو كه رفت پشت در گفتم از او حيا مي كنند و مي روند گفتم از يادگار پيامبر بيمناك مي شوند و مي گريزند؛ بچه ها را گوشه ي اتاق نگه داشتم؛ و با اشاره ي مولا، در پي بانو رفتم...
بانو كه رفت پشت در دلخوش شدم كه اين اضطراب و آشوب پايان مي پذيرد... منتظر بودم تا بانو را همراهي كنم، و دوباره به اتاقش بازگردانم.
نمي دانم چه شد، نمي دانم آن تيره بخت جنايت كار چه كرد، نفهميدم در چگونه باز شد و بانو پشت در چه كشيد كه ناليد و صدايم زد... فقط ناليد و گفت: فضه...؛ دويدم؛ سراسيمه بانو را در آغوش گرفتم، ناليد:«فضه... محسن را كشتند» آه . ميخ در خونين بود و آتش زبانه مي كشيد...
محمدرضا زائري
منبع:مجله خيمه، شماره هفدهم و هجدهم، ربيع الثاني و جمادي الاولي1426، خرداد وتير1384 ، ص32
|