 نویسنده: آقای محمد اسماعیل زاده عنوان مقاله: عاشورا،علل،عوامل ودرسها(بخش1)
چکیــده دربارهی کاری که حضرت حسین بن علی(ع) در تاریخ کرده است بسیار سخن گفتهاند ونوشتهاند و مینویسند،قدما به گونهای، ومتجددین به گونهای دیگر. اما فهمیدن حسین(ع) بدون فهمیدن شهادت امکان پذیر نیست. نویسندهی مقاله میکوشد در طی بخش اول مقاله، علل و عوامل بروز حماسهی عاشورا را در ابعاد مختلف (سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،...) بررسی نماید. دربخش دوم به بررسی ویژگیهای قیام وویژگیهای امام (ع) واهداف قیام عاشورا پرداخته است. ودر بخش پایانی، دستاوردها وپیامهای عاشورای حسینی را درابعاد مختلف بیان داشته است.
مقدمه: با نگاهی به انقلاب عاشورا ونهضت خون بار امام حسین-علیه السلام- به روشنی وصراحت میتوان دریافت که هدف واقعی امام(ع) ازاین قیام فراتر از ابعاد ترسیم شده در پیش روی ماست. چرا که هر قدر زمان میگذرد ابعاد این حماسهی بزرگ تاریخی بیشتر متجلی میگردد ولیکن شاید اصلیترین هدف امام(ع) از این قیام و ماندگاری آن در طول تاریخ، نفی سلطه پذیری ومبارزه با استکبار واستعمارهای مادی ومعنوی باشد که همین عامل سبب شده است این انقلاب در طول تاریخ از وجاهت و شاخصیت ممتازی برخوردار باشد. ترویج ابعاد و علل و پیامها ودستاوردهای نهضت خونین عاشورا در هرمقطع مکانی وزمانی میتواند تضمین کنندهی استقلال و سعادت وحریت ملتها باشد. اینک که بار دیگر جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از دستاوردهای انقلاب عظیم عاشورا در طول تاریخ،مورد تهدید شیطان بزرگ،آمریکای جنایتکار قرار گرفته است تبیین علل و عوامل زمینه ساز عاشورا وشرح دستاوردهای این انقلاب عظیم میتواند ضامن حفظ استقلال و مجد و عظمت جمهوری اسلامی در دنیا باشد. بی شک دشمن، این مطلب را به خوبی دریافته است که تا وقتی دراین زمین مقدس واین سرزمین عشق وایثار وشهادت، ندای مظلومیت و حقانیت حسین بن علی(ع) طنین افکن است تهدیدها و یاوه سراییها در حد یک شعار تو خالی باقی خواهد بود. وینستون از مستشرقان غربی می نویسد:«مادامی که مسلمانان قرآنی داشته باشند, کعبه ای که مراسم آن با انسجام وهمدلی انجام گیرد وحسینی که یاد شود، هیچ کس قدرت تسلط وسیطره را برآنان نخواهد داشت.» با ذکر این مقدمه وبا بیان این که این مقاله در پی آن است با نگاهی گذرا ودقیق به بررسی علل و ابعاد و دستاوردهای انقلاب عاشورا بپردازد بحث خویش را شروع می کنیم.
1) زمینه های عاشورا در ابعاد مختلف:
الف: ابعاد سیاسی: یکی از ابعاد سازنده در حادثه ی کربلا بعد سیاسی آن است. پس از مرگ معاویه یزید به سلطنت رسیدو با توجه به روحیات خاصی که داشت حتی در ظاهر هم نتوانست خودرامعتقد به اسلام نشان دهد وبه عنوان جرثومه ای از فساد وبی بند وباری معروف شده بود. شراب خواری،عیاشی،میگساری و سگ بازی وی چیزی نبود که بر کسی پوشیده باشد. برخلاف پدر که تظاهر به اسلام و دینداری میکرد یزید با صراحت اظهار کفرمی نمود: «لعبت هاشم بالمک فلا خیر جاء ولا وحیٌ نزل»1 بنابراین امام حسین(ع) در برخورد با حاکمیت امویان، دو نکتهی اساسی را مد نظر خود قرار داده است: 1) عدم لیاقت یزید 2) شایستگی خود امام حسین(ع). امام(ع) این سخن حضرت رسول(ص) را فراموش نکرده بود که فرمود: «الخلافة مُحرمة علی آل ابی سفیان: خلافت وحکومت بر فرزندان ابوسفیان حرام است.»2 حضرت درباره ی شایستگی خود برای احراز حکومت فرمود:«نحن اهل بیت محمد(ص) اولی بولایة هذاالامر من هولاء المدّعیّن ما لیس لهم والسائرین بالجوروالعدوان»3 ما اهل بیت رسول الله(ص) ازاین مدعیان دروغین واین عاملان جوروستم به امرولایت شایسته تریم. بنابراین مسأله، خلافت و ولایت امام حسین(ع) امری الهی بود و وظیفهی آن حضرت بود که برای احراز این امر الهی قیام کند. نکتهی قابل توجه این است که حکومت، هدف اصلی و غایی قیام عاشورا نبود بلکه به عنوان حقوق از دست رفتهی حضرت(ع) محسوب می شد. درواقع هدف بنی امیه وعلی الخصوص یزید خشکاندن ریشهی اسلام بود وهدف غایی واساسی امام(ع) مبارزه با چنین روش و بینشی بود که اساساً نابودی اسلام را درنظر داشت. درواقع مصداق عینی حکومت بنیامیه درقرآن به صورت شجرهی ملعونه آمده است: «وما جَعَلناهُ الّرویا الَّتی اَرَینَک الاّفِتنةً لِلناس واَلشَجَرَة المَلعوُنة فی القرآن ونَخِوَّفُهُم فما یزیدهم الاّطغیانا کبیراً»4
دراینجا برای روشن شدن بحث به بررسی نمونه هایی از مفاسد حکومتی بنی امیه ازدیدگاه غزالی می پردازیم:5 1- خروج خلافت از مسیرخودوتبدیل آن به حکومت فردی وپادشاهی. 2- ضعیف شدن این اساس که جامعه وامت، مصدر قدرت وحکام واُمراء وزمامداران خادم جامعه هستند وتقویت این احساس که حکام فرمانروای مطلق ومردم تابع محض هستند. 3- اشغال مقام خلافت توسط جوانی کم عقل وسفیه وبی بهره از معارف اسلام وگستاخ درمعصیت وگناه. 4- صرف بیت المال درمصارف خوشگذرانی خلفا وبستگان آنها به جای صرف درمصالح فقرا وحوایج آنها. 5- پایمال شدن حقوق وآزادی های افراد توسط دستگاه حکومتی.
ب) ابعاد اجتماعی یکی دیگر از اهداف آن حضرت از قیام،بعد اجتماعی آن است که دراینجا نیز همانطورکه بیان شد هدف اصلی از قیام را برای اصلاح امور جدش پیامبر(ص) می دانست. نکتهی قابل توجه این است که درآن زمان با توجه به القائات وتبلیغات سیستم حکومتی اموی یک دگرگونی عظیمی دراجتماع صورت گرفته بود. درواقع خود معاویه بنیانگذار یکسری ازبدعت ها بود که این بدعت ها درجهت نابودی اسلام اصیل وناب محمدی(ص) از طرف سیستم حکومتی اموی تبلیغ می شد این بدعت ها عبارتند از: شراب خواری،6 پوشیدن لباس ابریشم،7 استعمال ظروف طلا ونقره،8 استماع آواز،9 قضاوت برخلاف اسلام،10ترک مجازات دزد،11 به رسمیت شناختن فرزند زنا،12جنگ با علی بن ابی طالب(ع) که تلفات آن را هفتاد و پنج هزار نوشته اند،13 اعزام نیروهای نظامی برای غارت شیعیان،14قتل مالکاشتر،15اعدام حجربن عدی و یارانش،16اعدام عمروبن الحمق،17 تجاوز به مصر و قتل محمد بن ابی بکر،18 جعل احادیث در مذمت علی(ع)،19 جعل احادیث در مدح عثمان،20امر به لعن علی(ع) درخطبه های نماز جمعه،21قتل امام حسن مجتبی(ع)،22تحمیل ولیعهدی یزید،23خواندن نماز جمعه درروزهای چهارشنبه،24موروثی کردن خلافت اسلامی،25و...کار تا آنجا پیش رفت که حضرت امام حسین(ع) درذیل نامه اش به اشراف بصره می نویسد«فإنّ السُـنَّـة قَد أمِیت وإنّ البَدعَةُ قَد أحَییَت و اِن تَسمَعوا أمری اَهدِکُم سَبیلَ الرَّشادِ، وَالسَّلامُ علیکمُ ورَحمَة اللهِ. »26 پس همانا روش پیامبران از میان رفته است وبدعت زاده شده واگر بشنوید ومرا اطاعت کنید شما را به راه راست رهبری کنم ،والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.27
ج) ابعاد اقتصادی نقش دنیا پرستی مردم دربه وجود آوردن عاشورا یکی دیگر ازجنبه هایی که باعث شد قیام خونبار حسین(ع) شکل بگیرد وآن حضرت به مظلومانه ترین شکل کشته شود و مردم او را تنها گذارند؛ عشق و علاقهی مردم به دنیا ودرواقع دنیا پرستی بود. اساساً بنی امیه درحکومت خویش دکترین دنیا گرایی را مطرح کردند وتوانسته بودند به بهترین نحو ممکن آن را درمردم نهادینه سازند. امام علی(ع) با درک آگاه وهوشیاری که دراین زمینه داشتند سعی داشتند که مردم را از این خطرعظیم یعنی همان دنیا پرستی آگاه سازند وبا شهادت خویش پوچی و بیارزشی دنیای فانی را عملاً اثبات نمايند. ازآن جمله وقتی امام حسین(ع) وارد کربلا شد خطبهای خواند و فرمود:«مردم بردگان دنیایند، ودین تنها برزبانشان جاری است. هنگامی که زندگیشان سرشار است، دین گرایند وبرگرد آن میچرخند ولی هنگامی که درتنگنای بحران ها قرار دارند دینداران واقعی اندک میگردند.»28 ویا درخطبهای در روز عاشورا میفرمایند«ستایش، ویژهی خدایی است که دنیا را آفرید وآن را خانهی فنا و زوال قرار داد واحوال مردم را در دنیا دگرگون گردانید. فریفته کسی است که دل به دنیا باخته باشد و بدبخت کسی است که دنیا اورا مفتون سازد. پس این دنیا شما را نفریبد، بیتردید هرکس دنیا را پشتوانهی خویش سازد امیدش را قطع گرداند وآزمندان، ازدنیا ناکام مىمانند»29ویا درخطبهای می فرماید:«ای مردم نفرین و نفرت برشما باد... شما هیچ آرمانی ندارید مگردنیای ناروا وحرامی که ارمغانتان کرده اند وزیستن پستی که به آن، چشم دوخته اید.»30 وآن حضرت درگفت وگویی خطاب به عمربن سعد چنین فرمود : «تومرا می کشی، به پندار این که فرومایه، پسرفرومایه تورا به حاکمیت ری وگرگان بگمارد. به خدا سوگند تو به چنین حاکمیتی نخواهی رسید. این پیمان قطعی است. پس هرچه می خواهی بکن که بعد ازمن نه دردنیا ونه درآخرت شاد نخواهی بود.»31 حکومت غاصب بنی امیه ازهمین حس دنیا پرستی مردم استفاده کرد ومردم را به جنگ با آن حضرت تشویق نمود تا جایی که عبیدالله بن زیاد درکوفه برای مردم خطبهای خواند وگفت: «مردم! یزید مرا والی شهرتان نمود وبه من فرمان داد غنایم واموالتان را عادلانه میام شما تقسیم کنم. حق مظلومتان را ازظالم بستانم وبه فرمانبران احسان وعطایا ارزانی دارم.»32 و وقتی عبیدالله مردم را برای جنگ با امام حسین(ع) تشویق می کرد چنین میگفت: «واینک پسرش یزید، پس ازمعاویه، مردم را گرامی میدارد وبا اموال، آنان را بی نیاز می سازد وارج می نهد وصدها وصدها برتوشه وتوان زندگیتان افزوده است وبه من فرمان داد تا هزینهی زندگی شما را سرشار گردانم وشما را روانهی جنگ با دشمن اوحسین سازم فرمانش را آویزهی گوش کنید وازاوفرمان ببرید.» وآن گاه ازمنبرفرود آمد وبه مردم، عطایا وارمغان های فراوان بخشید ودستورداد به جنگ امام حسین(ع) بروند.33 روند دنیا پرستی تا آن جا پیش رفت که بعضی عاشورا را روز برکت نامیدند چون مردم برای تقرب به یزید پس از شهادت امام حسین(ع) به شام می رفتند وجنایت خویش را گزارش می کردند وجوایزمیگرفتند.34 آن قدراین دنیا پرستی اوج گرفته بود که وقتی یکی از قاتلان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) نزد عبیدالله بن زیاد آمد وازاواجازه خواست، چنین گفت: او فر الرکابی فــضّةً و ذهباً انی قــتلـت سیداً مُحَجَّبا قَتَلت خَیــر الناس امّا وأباً وخیرهم إذ ینـسبون نسباً35 د) عوامل فرهنگی یکی ازعوامل اصلی وزمینه ساز درقیام عاشورا بعد فرهنگی این قیام است. حکومت بنی امیه برای ریشه کن کردن اسلام دست به یک سری کارهای فرهنگی زدند تا فرهنگ اسلامی را درجامعهی اسلامی دچار تحول و انقلاب نمایند این اعمال فرهنگی به قرار زیرند: 1) ایجاد اختلاف وشبهه درمبانی ومسلمات دین ازطریق ایجاد احادیث وروایات جعلی وپرداختن وپردازش شبهه ها والقائات منفی. 2) به کارگماردن افراد فاسد وفاجردررده های بالای حکومتی وترویج فرهنگ فساد به دست اینان. 3) اشاعه وگسترش رقص و آواز ولهو ولعب در جامعهی اسلامی. 4) ایجاد نظام طبقاتی براساس نژاد و نسب و اشرافیت. 5) ترویج فرهنگ تملق، چاپلوسی ونادیده گرفتن حق درجامعه. 6) حمایت از ظلم و بی عدالتی در جامعه به منظور بدبین نمودن مردم به دین. 7) ایجاد تغییر و تحریف در دین وقوانین و احکام اسلامی مثل تغییردر اذان( حذف حَیَّ علی خیرالعمل و جایگزینی الصلوة خیر من النوم در اذان صبح) 8) خواندن نمازجمعه درروز چهارشنبه. 9) ترویج فرهنگ مادی ودنیا پرستی توسط سیستم حکومتی بنی امیه 10) کاهش عطش فهم دین ومعارف الهی به طرق مختلف 11) کمرنگ کردن ارزش های اسلامی مثل جهاد، تقوا، ایمان، علم و... 12) کم رنگ کردن نمازدرجامعه برای ترویج فرهنگ شهوت رانی اقدامات بالا قطره ای از دریای کارهای ضد فرهنگی بنی امیه بود که اززمینه های قیام امام (ع) محسوب می شود.
2) ویژگی های قیام ازدیدگاه امام حسین(ع)
الف) اصلاح امت: یکی ازمهم ترین علل قیام امام حسین(ع)، عامل«اصلاح امت» است آن حضرت میفرماید«اِنَّما خَرجَتُ لطَلَبِ الاِصلاح فی اُمَّة جَدّی»36 بنابراین هدف اصلاح جامعهی اسلامی دررأس قیام آن حضرت قرارداشت. آن قدر این قیام برای تداوم اسلام اهمیت داشت که ازعلامه طباطبایی نقل میشود که دراین زمینه فرمود: «اگرقیام امام حسین(ع) که درسال شصت ویک هجری اتفاق افتاده درسال هفتاد ویک هجری یعنی ده سال بعد به وقوع پیوسته بود. نشان و رد پایی ازاسلام باقی نمی ماند.» درواقع با نگاهی گذرا به حوادث آن دوران می بینیم که دراثر کینه ورزیهای یزیدبا اسلام،جامعهی اسلامی دچاربحران ودرهم ریختگی شده بود.یزید درمدت سه سال واندی ازخلافت خود سه فاجعه به بار آورد:1) به شهادت رساندن امام حسین(ع) درکربلا، 2) ویران کردن خانه ی خدا، 3) قتل عام مردم مدینه وحلال کردن نوامیس آنها به مدت سه روز برای سربازان خود. نگاهی به این سه فاجعه اوج انحطاط را درجامعهی آن روز به عینه نمایان میسازد. پس میبینیم که درابتدا امام(ع) هدف خویش از قیام را به خاطر اصلاح امور امت میداند. همچنین ظلم و بیعدالتی حکومت بنی امیه ارکان جامعهی اسلامی را بیش از پیش متزلزل کرده بود. دراین رابطه میتوان به فرمان معاویة بن سفیان بن عوف «اُقتِل کُلّ مَنْ لَقَیتَة و اضرِب کُلُّ مَن مررت بِه»37 ویا در فرمان معاویه به عبدالله بن مسعود درمأموریت انبار:«ازاینجا تا مکه هرکس ازقبایل بدوی که به تو زکات نپردازند به قتل برسان»38یا دستوراتی دیگرکه نشانگردرهم ریختگی جامعهی اسلامی دردوران اموی میباشد؛ اشاره کرد. همچنین امام حسین(ع) باطل کنندهی این نظریه بودکه درفتاوای برخی علمای اهل سنت دیده میشود وآن این است که «اَنَّ الخُرُوج عَلَی الاَئمة وقِتالِهُم حَرام بِاجماع المُسلِمین و ان کانوا ضتعة ظالِمین39خروج علیه ولی امر مسلمین حرام است ولو این که فاسق باشد» ویا استاد مهدی شمس الدین می نویسد: «وقال الباجوری فی حاشیة علی شرح الخزی: «فتجب طاعة الامام ولو جائراً»40 ویا درشرح مسلم آمده است «یَحرِمُ الخُروج عَلَی الاِمام الجائر اجماعاً»41 ، امام(ع) با توجه به مصلحت جامعه اسلامی این گونه فتاوا را قبول نداشتند وصدور آن را منجربه نابودی اساس وکیان اسلامی میدانستند درواقع امام حسین(ع) با استناد به کلام رسول خدا(ص) که فرمود: «الخلافة محرمة علی آل ابی سفیان»42 قیام کرد وازاین روست که قیام اوبرای تمام بشریت اسوه والگواست «لِکُم فیَّ أسوة»43به این معنا که برهمهی بشریت است که درقبال ظالم، قیام کنند.»
ب) امربه معروف ونهی از منکر یکی دیگر از جنبههای قیام آن حضرت فریضه ی امربه معروف است که درنامهی مشهورخود به محمدبنحنفیه آن را گوشزد نموده است. همچنین همان روزهای پیشنهاد بیعت ازسوی ولید به امام حسین(ع) به کنارقبررسول(ص) آمده و دورکعت نماز خواند ودست بردعا برداشت: «بارالها من معروف را دوست دارم وازمنکر، بیزارم وازتومیخواهم ای صاحب عظمت ونیکی به حق این قبروکسی که درآن آرمیده است دراین راهی که انتخاب کردهام رضای تو باشد.»44 نکتهی قابل توجه این است که وظیفهی امر به معروف ونهی ازمنکر، قبل ازپیشنهاد بیعت یزید به امام حسین(ع) مقررشده بود واین مقرری براساس آیهای از قرآن بود که خداوند فرمود:«وَلتَکُن مِّنکُم اُمّة یَدعُون اِلی الخَیر وَ یَأمُرُون بِالمَعروُف وَ یَنهَونَ عَنِ المُنکَر و اُولئکَ هَم المَفلِحُون»45 وبا توجه به وضعیت جامعهی اسلامی درزمان امام حسین(ع) این وظیفه بیش ازپیش احساس میشد. آن قدراین مسأله برای حضرت اهمیت داشت که درمنزل بیضه خطاب به لشکر حر چنین فرمود: «هرکس سلطان ظالمی را ببیند که حرام خدا را حلال دانسته، عهد الهی را نقض کرده، مخالف سنت پیامبر(ص) است و با بندگان خدا با جوروستم عمل می کند وآن شخص بیننده، به وسیلهی گفتاروکردارش آن را تغییر ندهد، برخداوند حق است که اورا به دوزخ افکند. اینها(یزید و...) با شیطان قرین شدند واطاعت خدا را رها کردند، فساد را رواج داده اند، حدود خدا را تعطیل کرده اند، فیء را برای خود قرار دادهاند، حلال خدا را حرام وحرام خدا را حلال نمودهاند، ومن سزاوارتر از همه برای این تغییر هستم »46 ونیز درجای دیگر فرمود«میبینید که اوضاع دنیا دگرگون شده، زشتیها آشکارونیکیها رخت بربسته است. ازفضایل انسانی جزاندکی،مانند قطرات ته ظرف آب، باقی نمانده است. مردم در زندگی ذلت باری به سرمیبرند. آیا نمیبینید که به حق، عمل وازباطل، روی گردانی نمیشود.»47 روشن است که امربه معروف ونهی از منکر دارای مراتبی میباشد وامام حسین(ع) با رعایت مراتب به مرحلهی نهایی آن اقدام نمود. موضعگیری(کلی) راجع به امربه معروف به چهارصورت است: 1) معروف ومنکررا می شناسد، خود بدان عمل میکند واین فریضه را درقبال دیگران انجام میدهد. 2) معروف را معروف ومنکر را منکر میداند: خود بدان عمل میکند اما امر به معروف ونهی از منکر نمیکند. 3) معروف را معروف و منکر را منکر میداند ولی بدان ملتزم نیست، یعنی باور دارد ولی عمل نمیکند. 4) معروف را منکر و منکر را معروف میداند و مورد عمل قرار میدهد، یعنی باورها تغییر کرده است. درمورد اول، ایدهآل ومطلوب است ولی درمورد دوم وسوم، میتوان با پند ونصیحت و موعظه، مسأله را حل کرد ودرمورد چهارم که درباورها تغییر به وجود آمده جز با ایجاد تغییر ماهوی و انقلاب، نمیتوان به اصلاح، دست یافت. احوال مردم هم عصر امام حسین(ع) از نوع چهارم بود وازاین رو جز با انقلاب خونین، آن هدف حاصل نمیشد.48
ج) بیعت خواهی یزید: یزید بن معاویه برای تثبیت حکومت خود وموّجه جلوه دادن آن وبا توجه به جایگاه ومقام والای امام حسین(ع) از آن حضرت تقاضای بیعت کرد لذا او هدف از این بیعت را درسه کارمیدید: 1) مانعی برای ادامهی حکومت غاصبانهی موروثی نداشته باشد. 2) از بیعت امام حسین(ع) به عنوان ابزاری برای مشروعیت ومردمی جلوه دادن خود استفاده کند. 3) جلوی هرگونه قیام ونهضتهای احتمالی را بگیرد.49 لذا به این منظورنامهای به ولید بن عتبه والی مدینه نوشت: «ازمردم مدینه برای من بیعت بگیر»50 ودرضمیمهی نامه یادآورشد:«با شدت هرچه تمام ترازحسین(ع) بیعت بگیر. » ولید شبانه به سراغ امام(ع) فرستاده بود تا بیعت بگیرد ولی امام حسین(ع) فرمود:«شخصیتی مثل من، پنهانی بیعت نمیکند، هروقت مردم را برای بیعت دعوت کردی ما را نیز دعوت کن»51ولید قانع شد اما مروان با توجه به دستوراکید یزید گفت یا بیعت بگیر یا گردنش را بزن. دراینجا بود که امام خود آشکارا آن واقعیت تاریخی را که میرفت از اذهان فراموش شود بیان فرمودند«ما خاندان نبوتیم و معدن رسالت ومحل آمد وشد فرشتگان ومحل نزول وحی هستیم. خداوند کارها را به واسطهی ما آغازمیکند وختم مینماید.» اما درتوجیه عدم بیعت خود با یزید چنین فرمود:«یزید مردی شراب خواروقاتل است وآشکارا مرتکب فسق وگناه میشود وشخصیت والایی چون من با امثال یزید بیعت نمیکند. منتظر میشویم تا معلوم شود کدام یک ازما به خلافت شایستهتریم.»52 نکتهای که باید به آن توجه ویژه داشت این است که اگردستگاه حکومتی بنیامیه آنقدر برای گرفتن بیعت آن حضرت با یزید اصرارنمیورزید چه بسا مسأله، شکل دیگری به خود میگرفت. درسی که دراینجا میتوان ازاین بحث گرفت، این است که انسان مسلمان حتی درسخت ترین شرایط نباید حاضر به پذیرش ظلم شود. امام(ع) دراین زمینه به برادرش محمد بن حنفیه چنین فرمود: «حتی اگرهیچ پناهگاهی و مأوایی دراین دنیا نداشته باشم با یزید بیعت نمیکنم.»53
د) دعوت کوفیان یکی دیگرازعوامل قیام حضرت(ع) دعوت کوفیان بودکه به محض شنیدن خبررد بیعت امام حسین(ع) با یزید، سیل نامههاي كوفيان برای رفتن آن حضرت به کوفه و قبول امامت آنان آغازشد. بنابراقوال تاریخی درحدود 12 هزار نامه برای امام نوشته شد وحتی دریک روز ششصد نامه به امام (ع) رسید که درآن نامهها چنین آمده بود:«اِنَّ النّاس یَنظرونک لا اری لَهُم غِیرُکَ فَالعجَل العجل» وقتی که امام، مسلم را برای تحقیق به آنجا فرستاد مسلم اخبار دلگرم کننده ای برای امام فرستاد پس حجت برامام تمام شد وآن حضرت عزم رفتن کرد. امام(ع) دراین زمینه فرمودند:«نامهی مسلم بن عقیل که مشعربه اجتماع وهم آهنگی شما درراه یاری ما خاندان ومطالبهی حق ما بود، را دریافت نمودم. ازخداوند مسألت دارم که آیندهی همهی ما را به خیرکند وشما را اجرعظیم بدهد. من روز سه شنبه، هشتم ذی حجه ازمکه به سوی شما حرکت نمودم با رسیدن پیک من، شما کارخویش را سروسامان بخشید که من نیز در این چند روز نزد شما خواهم آمد، ان شاءالله ، والسلام علیکم ورحمةالله وبرکاته» این حرکت واخباررسیده ازکوفه نقش اساسی درحرکت امام(ع) داشت تا آنجا که حتی با رسیدن خبرشهادت مسلم نیزنمی توانست برگرددچون حجت ناتمام بود؛ ولی وقتی حجت تمام شدچنگال خونین آنها مانع برگشتن امام(ع) شد ودرواقع امام حسین(ع) را دریک وضعیت دشواروغیرقابل پیش بینی قرارداد.
ویژگیهای قیام قیام اباعبدالله(ع) دارای ویژگیهای ممتازی است که آن را ازسایرقیامهای مشابه ممتاز میگرداند این ویژگیها عبارتند از: 1) تسلیم ورضای والای امام حسین(ع) که درخطبهای درمکه میفرماید:«... لا مُحِیطُّنَ عَن یَوم خط بِالقَلَم، رِضا اللهُ رضانا اَهل البَیت»54 2) اخلاص ویکتاپرستی وتصمیم به حرکت بعد ازکلام پیامبر(ص) دررویا:«یا حُسَین اُخرِج اِلی العراق فَاَنّ اللهُ تعالی شاء اَن یُراک قتیلا»55 3) شکیبایی همه جانبه. درزیارت حضرت آمده است:«وَلَقَد عُجَبَتْ مِن صَبرِکَ مَلائِکَةُ السَّموات»56 4) جاودانه بودن درطول تاریخ. به قول معصوم(ع):« اِنَّ لقَتلُ الحُسین حَرارَة فی قلوبِ المؤمنین لن تبرد أبداً» 5) برخورد بدون هراس وحق گرایانه امام(ع) با معاویه ویزید. 6) ترک بیعت یزید وایستادگی تا آخرین لحظه درمقابل ظلم وستم. 7) سخنرانیهای تبلیغاتی حضرت درمیان افراد قبایل. 8) قطع مراسم حج به منظورآغازقیام. 9) آگاه کردن انسان های خفته نسبت به اعمال ضد دینی حکومت یزید. 10) همراه بردن زنان وکودکان برای ترسیم ابعاد مظلومیت خویش. 11) بیان خطبه های آتشین وعاطفی درروزعاشورا. 12) وداع آخرامام(ع) با اهل بیت که فرمود:« اِستَعدوا للبلاء وأعلَمُوا أنّ الله تعالی حافِظُکم وحامیُکم وَسُیَنجیکم مِن شَرِّالاَعداءِ ویَجعَل عاقبة اَمرِکُم اِلیَ خَیروَیُعَذِّبُ اعادیکم بِأَنواعِ البلاء وَیُعَوِّضُکُم الله عَن هذِهِ البَلیة باَنواع النَعَم وَالکِرامَة»57 13) قرارگرفتن اراده ومشیت الهی بر جاودانگی نهضت؛ براساس آیه ی:« لَیَنصرنّ اللهُ مَن یَنصُرُهُ اِنّ اللهَ لَقَوِیُّ عَزیز»58 ویا آیه ی:« وَلَقَد سَبَقَت کَلِمتُنا لِعِبادَنا المُرسَلینَ* انّهُم لَهُم المَنصُورُونَ* وَاِنَّ جُندَنا لَهُم الغالِبون»59 14) باقی ماندن همیشگی نام وخاطره ی امام حسین(ع) واهل بیت واصحاب اودردلهای بشریت برطبق فرموده ی حضرت زینب(س) درمجلس یزید درشام که چنین فرمود:«هرچه میتوانی درفریب مردم بکوش وآنچه میخواهی تلاش کن، قسم به خدا هرگز نمیتوانی نام ما را ازصفحهی دل های مردم بزدایی و وحی ما را بمیرانی، او[امام حسین(ع)] عالم به سنت الهی وجهان هستی است»60
ویژگی های امام حسین(ع) 1) تکلم قبل از ولادت وبعد ازشهادت 2) مشتق بودن نام حسین(ع) ازنام خدا برطبق حدیث جابربن عبدالله انصاری ازپیامبر(ص) که فرمود: « سُمِیّ الحَسنُ حَسَنـاً لاَنَّ بَاحسانِ اللهِ قامَتِ السَّـمّاواتُ والارضون واشَتـقَّ الحُسیـنُ مِن الاحسانِ وَعِلیُّ والحسنُ اسمان مِن اَسماءِ اللهِ تعالی والحُسین تصغیرُ الحَسَـن»61 3) اطلاق 128 تا 250 آیه به طورعموم وخصوص برامام حسین(ع)62 مانند آیههای مباهله،تطهیر، ذوالقربی، اطعام وآیات سوره ی فجر. 4) داشتن مقامی ویژه درنزد خداوند بنابرحدیث قدسی: « وَجَعَلت حُسَیناً خازَنَ وَحین وَاکرمَته بالشّهادةِ وَخَتَمتُ لَهُ بِالسَّعادَةِ فَهُو أَفضَلُ مَن اِستُشهِدَ وَأَرفَعُ الشَّهداءِ دَرَجَةً وَجعلتُ کَلِمَتی التّامَةً مَعَه وَحُجَّتی البالِغَة عِندَه بِعِترتِه اُثیبُ وَاُعاقِب»63 5) اخذ لقب سیدالشهدا چون تا قبل ازعاشورا این لقب متعلق به حمزه(ع) بود. 6) پیامبر(ص) دربارهی او فرمود«حسین(ع) روح من وثمرهی سکون وطمأنینهی قلب من است»64 7) امام علی(ع) راجع به امام حسین(ع) فرمود:«ای کسی که نام تو موجب جاری شدن اشک دردیدهی هرمؤمن میشود.»65 8) حضرت زهرا(س) درمورد امام حسین(ع) فرمود:«هنگام بارداری درشب تاریک به چراغ نیازنداشتم وهنگام عبادت خدا وخلوت با حق، صدای تقدیس و تسبیح وی را میشنیدم».66 9) امام هادی(ع) برای شفای مریض خود، زیارت امام حسین(ع) را نذرمیکردند. 10)امام عسکری(ع) زیارت اربعین امام حسین(ع) را ازعلامات مؤمن میشمارند.67 11) امام زمان(عج) میفرماید:«اگرزمانه(ظهورمرا) به تأخیرانداخت ومقدرات ازیادت بازم داشت ونتوانستم دررکاب تو با دشمنان بجنگم ولی ازصبح تا شام دریاد توسرشک غم ازدیده میبارم وبه جای اشک، خون میگریم.»68 12) فدا شدن ابراهیم فرزند پیامبر(ص) برای امام حسین(ع)69 13) وجود محبت امام حسین(ع) درقلوب مؤمنین ، آنجا که حضرت فرمودند:« أنّ لـِلحُسینِ فی بواطِنِ المؤمنین مَعرِفَةً مَکنوَنة»70 14) مقام شکر و رضای حضرت درسخت ترین لحظات روز عاشورا « صبراً علی قضائک یاربّ لا اِلهَ سِواک یا غیاثَ المُستَغیثِین»71 15) تمسک انبیاء به نام مقدس حسین(ع) همانگونه که درتفسیرآیهی « فَتَلقیّ آدمُ من رَبّه کَلِماتٍ»72 آمده است. 16) اختصاص امامت به نسل امام حسین(ع) وشفاء درتربت آن حضرت واستجابت دعا درزیرقبّهی حرم امام(ع)73 17) خبرخداوند تبارک وتعالی به شهادت حضرت به طرق مختلف.74 18) انتخاب روز27 رجب هم زمان با بعثت پیامبر(ص) برای حرکت ازمدینه. 19) شهادت فرزندان، برادران، خویشان ویاران درمقابل دیدگان حضرت. 20) جدا کردن سرها ازبدن، غارت وآتش زدن خیمهها واسارت اهل بیت. 21) عظمت مصیبت حضرت درآسمانها وزمین75 وگریستن آسمان وهمهی موجودات برای حضرت.76 22) ویژه بودن زیارت حضرت، اختصاص زیارت اربعین وچهل روزعزا برای حضرت وتنوع زیارت حضرت(ع) نسبت به سایرائمه(ع) واختصاص یک سلام وزیارت به هرعضوی ازاعضای امام(ع).77 23) ابن ابی الحدید معتزلی درشرح نهج البلاغه راجع به امام حسین(ع) مینویسد:« سرورمردانی که دارای حس امتناع ازقبول ستم بودند وآن کسی که به مردم حمیّت آموخت وبه آنان فهماند که زیر سایهی شمشیر مردن ازپستی ومذلت بهتراست حسین بن علی (ع) است».78 24) سبط ابن جوزی درپاسخ به این سؤال که امام حسین(ع)درکجا مدفون شده است میگوید:«امام حسین(ع) درقلوب وفطرتهای همهی انسانهای آزاده قرارگرفته است ومرقد حسین(ع) قلوب شیفتگان آن حضرت است». 25) عالم دیگرسنی میگوید: «فَکما اِنَّ الجُلوسَ فی مَجلسِ القُرآن عِبادةٌ فالجلوسُ فی مجلسِ الحسینِ عبادةٌ اِنَّ القرآنَ شفاء ورَحمةٌ فَتُربَةُ قَبرُالحُسین شِفاءُ جَمیع الاَمراضِ» 26) نقل است که:« امام حسین(ع)درهرکجا که قدم میگذاشت مردم به سوی اومی آمدند وسخنانش را میشنیدند وآنان را می نوشتند تا روایت کنند»79 27) ازسخنان آن حضرت که فرمودند:«هرکس بخشش کند، سرورمی گردد وهرکه بخل ورزد پست میشود».80 28) دستگیری ازمحرومان ومستضعفان آن چنان که فرمود:«ازبرترین کارها درنزد پروردگاربزرگ، خنک ساختن جگرهای تشنه وسوزان وسیرکردن گرسنگان است». سوگند به خداوندی که جان محمد دردست اوست هیچ بنده ای به رسالت وپیامبری من ایمان نمیآورد که خود سیربخوابد وبرادرمسلمان اوگرسنه باشد.81 تمام این مطالبی که ذکرشده قطرهای ازاقیانوس ویژگیهای آن حضرت است.
پاورقی ها 2- تذکرة الخواص ، ص 261 3- مقرم،مقتل الحسین، ص 133 وبحارالانوار ج 44،ص 326 4- همان، ص183 وبحارالانوار، ج44،ص377 5- قرآن مجید، سوره اسراء، آیه 60 6- الاسلام والستبداد سیاسی، 178-188 7- الغدیر، ج10،ص179 8- الغدیر،ج10،ص216 9- همان،ص216 10- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ،ج 16،ص161 10) الغدیر،ج10،ص196 11) همان،ص214 12) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج16،ص187 13) مروج الذهب،ج2،ص3 14) الغدیر،ج11،ص 16-18 15) مروج الذهب،ج2،ص409 16) الغدیر،ج11،ص52 17) همان،ص41 18) مروج الذهب،ص218 19) الغدیر،ج11،ص28 20) همان 21) همان،ج10،ص257 22) مروج الذهب،ج3،ص447 23) کامل ابن اثیر،ج3،ص503-511 24) مروج الذهب،ج3،ص32 25) همان 26) تاریخ طبری،ج3،ص281 27) تاریخ طبری،ج3،ص281 28) بحارالانوار،ج44،ص383 29) همان،ج45،ص5 30) همان،ج45،ص8 31) همان،ج45،ص10 32) همان،ج44،ص340 33) همان،ج44،ص385 34) رجوع شود به روایت عبدالله بن فضل هاشمی ازامام صادق(ع)،بحارالانوار،ج44،ص37 35) قمی، شیخ عباس، نفس المهموم، ص207 36) مقرم،مقتل الحسین، ص139 37) عایشه دردوران معاویه،ص107 38) همان،ص107 39) ثورةالحسین(ع)،ص224 40) اللهوف،ص11 41) ثورةالحسین،224 42) تاریخ طبری،ج4،ص304 43) الکا مل فی التاریخ،ج3،ص408،وتاریخ طبری،ج4،ص304 44) مقتل خوارزمی،ج1،ص186 45) سوره آل عمران،آیه 104 46) مقرم،مقتل الحسین، ص185،وبحارالانوار،ج32،ص400 47) همان،ص149، وبحارالانورا،ج44،ص381 48) حجة السلام میبدی ،فاکر، مقاله ره توشه راهیان نور،محرم1374،ص171 49) حجةالسلام انصاری، مقاله ره توشه راهیان نور،محرم1374،ص69 50) مقرم،مقتل الحسین، ص128-129 51) همان،ص130 52) بحارالانوار،ج44،ص313 53) مقتل الحسین،مقرم،ص125 54) شیخ مفید،ارشاد، ج2،ص71وسخنان امام حسین(ع)،ص104 55) مقرم،مقتل الحسین، ص183 وبحارالانوار،ج44،ص376 56) همان،ص183،بحارالانوار،ج44،ص376 57) همان،ص198 58) لهوف،ص53 59) همان،ص65 60) بحارالانوار،ج101،ص204 61) مقرم،مقتل الحسین، ص276 62) قرآن کریم،سوره حج،آیه 40 63) قرآن کریم،سوره صافات،آیه 171-173 64) لهوف،ص111-ومقتل الحسین،مقرم،ص464 65) بحارالانوار،ج44،ص20واصول کافی،کتاب الحجه حدیث 2وحدیقةالشیعه ،ص497و ارشاد مفید،ص497 66) واحدی، سید محمد، الحسین فی القرآن، 67) اصول کافی،ج2،ص472 68) بحارالانوار،ج44،ص260 69) بحارالانوار،ج44،ص280 70) همان،ج43،ص273 71) مفاتیح الجنان،اعمال روزاربعین 72) بحارالانوار،ج98،ص320 73) حیاة الحسین،ج1،ص95 74) بحارالانوار،ج43،ص272 75) موسوعه کلمات الامام الحسین(ع)،ص510 76) بحارالانوار،ج44،ص245 77) بحارالانوار،ج46،ص221 78) بحارالانوار،ج44،باب اخبارالله شهادته 79) مفاتیح الجنان،زیارت عاشورا 80) بحارالانوار،ج45،ص174وص211 81) زیارت نامه مقدمه
|