 مصاحبه با آقاي لطفي خلف
1-اندكي از بيوگرافي وسابقهي كار مداحي خود برايمان بيان كنيد. من متولد سال1338 هستم. در یک خانواده مذهبی مثل بیشتر خانوادههای شهرستان دزفول متولد شدم، مادرم مرا از همان دوران شیر خوارگی با نام ابا عبدالله پرورش داد وبزرگ کرد. به تبعیت از برادر شهیدم لطفعلی لطفی خلف که از هشت سالگی در این راه گام برداشتند، و در جوانی مداح رسمی هیئت بودند و بیشتر وقتشان را برای این کار صرف مینمودند مداحی را شروع کردم و به همین خاطر خدا را شاکرم که ادامه دهندهی راه ایشان بودم.
از سال 54 در جلسات مداحی وذاکری اباعبدالله (ع) شرکت می کردم ولی از سال 59 به طور رسمی مداح هیئت زنجیر زنی اندیمشک و هیئت عزاداران محلهی سیاهپوشان دزفول شدم. چون شروع مداحی رسمی من با پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی مصادف شد لذا عمدهی کارهای ما هم در رابطه با شهدا و فرهنگ شهادت وشیعه بود.
2-آیا علاوه بر هنر مداحی و ذاکری اهل بیت (ع) در دیگر رشته های هنری فعالیت دارید؟ گسترهي هنر بسيار وسيع است و مداحی و ذاکری هم یک شاخه از آن است. بنده در نقاشی تصاویرشهدا و طبیعت آثاری داشتهام و چندین سال در زمینه نقاشی و خطاطی کار کردهام. قبل از انقلاب تصاویر شهدای انقلاب و رهبر انقلاب حضرت امام خمینی(ره)و تصاویری از علما و روحانیون آن دوره را می کشیدم كه در راهپیماییها از آنها استفاده میشد. در حال حاضر هم برخي از تصاویر شهدای عملیاتهای بیت المقدس و فتح المبین و نیز از حضرت امام (ره) موجود است که این آثار با همکاری برخي از دوستان خلق شدهاند.
3-با توجه به حضور موفق شما در عرصه مداحی، این پیشرفت را مدیون چه کسانی می دانید و مشوقین شما در این امر چه فرد یا افرادی بودهاند؟ به طور کلی ذاکری و مداحی برای اهل بیت (ع)به دو پیش زمینه ذاتی و عرفانی نیاز دارد. من پیش زمینه این کار را از برادر شهیدم گرفتم؛ علاوه بر این شهرستان دزفول در ایام تاسوعا و عاشورا مراسم مثال زدنی دارد که که شور و حال آن را در هیچ نقطهی دیگری از کشور نمیتوان یافت و لذا میطلبد افرادی که استعداد این کار را دارند و نیز عاشق امام حسین(ع) هستند در این مسیر قدم بگذارند به همین دلیل وارد این عرصه شدم. اما علت دیگری که باعث شد به این کار جلب شوم این بود که در سال 54(در زمان طاغوت)که دورهی آموزش فنی و حرفهای را در تهران می گذراندم شاهد بودم که در مراسم آنجا از مذهب وذکر وذاکری امام حسین(ع) نامی برده نمیشدو حتی اگر کسی از تشیع حرف میزد، مغضوب میشد و به او احترام نمیگذاشتند. آن زمان من 16 سال داشتم و به لطف امام حسین(ع) در مراسمی که در آموزشکدهی فنی و حرفهای کرج برگزار شد، توانستم مرثیهای در رابطه با حضرت اباالفضل العباس(ع) بخوانم. به یاد دارم در آن محفل فرد محاسن سفیدی که نورانیت عجیبی هم در چهرهی او بود مرا صدا زد و گفت: بیا،میخواستم هدیهای به تو بدهم که تا آخر عمر از آن استفاده کنی. من تا آن لحظه او را در مراسم ندیده بودم. خدمت ایشان رفتم و زانو زدم. به من گفت سرت را بلند کن، سرم را بلند کردم و او زیر حنجرهی مرا بوسید و گفت:امام حسین(ع)به تو لطف نموده و مطمئن باش در این راه به تو کمک میکند. مواظب باش کج نروی تا امام حسین(ع) دست تو را بگیرد. دلم شكست و گریه کردم. پس از آن با کمک برادرم ادامه دادم. در آن سالها اساتید مداحی، خصوصاً اساتید شعر، جوانان را به سادگی نمیپذیزفتند. برادرم مرا نزد مرحوم گلستانی که از شاعران و مداحان قدیمی دزفول بود،(ايشان هم نوحه و ذکر مصیبت میگفتند و هم بر موسیقی تسلط داشتند) برد، ایشان متنی را به من دادند و گفتند:«بخوان» من هم شروع به خواندن کردم. آقای گلستانی گفتند:«چون صدای خوبی ندارد برای مداحی مناسب نيست». اما از آنجا که آن مرد محاسن سفید در تهران مرا به این کار تشویق کرده بود ادامه دادم و در مراسم عزاداری، دفاتر برادرم را بدون اجازه بر میداشتم و اجرا میکردم. بعد از پیروزی انقلاب، یک روز خدمت مادرم رفتم و با ایشان صحبت کردم. مادرم گفت اگر میخواهی خدا و امام حسین(ع)در این امر به تو کمک کنند صدایت را نذر امام حسین(ع) کن، من هم حنجره خود را نذر امام حسین (ع)کردم و گفتم:«آقا این حنجره دیگر مال شماست، اگر میخواهید بگیريد و گرنه در آن روحی بدمید که دلنشین شود». و تا کنون هم متعلق به امام حسین(ع) بوده و خدا کند تا اخر هم اینگونه بماند.
4-اگر خاطرهای از کرامات امام حسین(ع)دارید، لطفاً آن را بازگو نماييد. به نظر من مکتب اباعبدالله برای مداحان، مکتب تکلیف است و خاطرات ذاکران امام حسین(ع) هم در این باره خیلی زیاد است. مهمترين خاطرهي من در اين مورد مربوط به زمانی است که مرابه عنوان مداح قبول نداشتند ولی این باعث دل سردی من نشد تااینکه روزی برای هیئت زنجیرزنان بااصالت وقدیمی شهرستان اندیمشک مداح خواستند ومداح هم نمییافتند، مداحان پیش کسوت دزفول دورهم جمع شدند و علیرغم این که بنده رابه عنوان ذاکرنپذیرفته بودند به این نتیجه رسیدند که مرابه این هیئت بفرستند تابرای آنهامداحی کنم. درگذشته درشهرستان دزفول، روزاربعین، هیئتها و دستههاي عزاداری به عنوان تسلیت به شوش وزیارت دانیالپيامبر میرفتند. من هم یکی ازنوحههای برادرم راکه اتفاقِاً مخصوص زیارت هم بود برداشتم تادرروزاربعین بخوانم. هیئت حرکت کرد و نزدیک ظهربه شوش رسیدیم. خیلی ناراحت بودم، چون مجبور بودم همان یک نوحه رابخوانم و هرچه هم توان ذهنی وروحی دارم روی این کار بگذارم. یکی ازدوستان پیش کسوت میگفت: مرحوم گلستانی بابرادرم وسایراساتیدپیش کسوت مداحی درحرم دانیال نبی هستند و به مداحی دستههاي عزاداری توجه میکنند. هنگامی که مرحوم گلستانی صدای مراشنیدند، گریه کردندوگفتند:این صدای محزون ودلنشین مربوط به کدام هیئت است؟ این برادرپیش کسوت میگفت که من میدانستم شمائید، ولی به ایشان نگفتم تااینکه هیئت شماداخل حرم شدومن هم گفتم: این همان کسی است که به اونوحه نمیدهید و میگویید: استعدادمداحی راندارد. مرحوم گلستانی ونیزبرادرم آمدندومرا درآغوش گرفتندوگریه کردند. وعجیبتر این که درتصاویری که ازهیئت زنجیرزنی گرفته شده تمام زنجیرزنها اشک میریزند. بعدازاین اتفاق مرادرجلسات شعرخوانی که داشتنددعوت میکردند وتا به حال هم که امام حسین (ع)توفیق داده درخدمت آنها هستیم واستفاده میکنیم.
5-لطفاًمعیارهایی که یک مداح بایدبه آنهاتوجه کندرابیان بفرمائید؟ یکی ازاصولی که مداح باید رعایت کند، این است که توانایی خودرا با اخلاص درونیاش تواُم کند، دراین صورت یقیناً موفق میشود. واگرمیخواهددرجهی اخلاص خودرانسبت به آن هدفی که دارد، مشخص کند، بایدامامحسین(ع) راباتمام وجودقبول داشته باشد؛ مداح بايد امام رابشناسد و دليل قيام وحركت امام را بداند. مثلاًاگربه اوبگویی چراامام حسین(ع) به کربلاآمدبتواند جوابگوباشد،خلاصه این که بامعرفت به درگاه امام حسین (ع)بیاید. نکتهي دیگراینکه همه چیز اوحسینی باشد یعنی تفکرحسین محوری درزندگیاش نمودارباشد.
6-چه عواملي سبب ثبات قدم شما در اين مسير بوده است؟ براي قدم زدن در اين راه بايد خالص بود؛ یعنی، اگرازامام حسین (ع)دم میزنیم، باورکنیم که امام حسین(ع)به ماعزت داده است. اگرمااین توانایی راازخودمان بدانیم زودتمام میشود، ولی اگرآنرا از لطف وعنایت امام حسین(ع)بدانیم، توکلمان به خدای حسین(ع) بیشترمیشود. عاملي که ماندگاری یک مداح وذاکر و هنرمندشیعه راحفظ میکنداین است که آنچه رابه اودادهاند پاس بدارد. برای پاس داشتن این عزت بایدکارکرد، نبایدازاین موقعیت استفادهی ابزاری نمود. بايد با نگهداری زبان، دوری ازگناه وباتوسل به امام حسین (ع) آن راپاس داشت. تکبرچیزخوبی نیست و یک مداح بایدبه خاطرعزت امام حسین (ع)خودش را حفظ کند.به طورمثال وقتی یک مداح روضهای میخواند و توسلی پیدا میکند و جمعیت اشک میریزند، پس ازاتمام مجلس همهی حضاربه مداح نگاه میکنند و میخواهند تاثیر مراسم را در مداح ببینند؛ اینجاست که مداح عزیزباید آداب پس ازخواندن رارعایت کند. یکی ازاموری که یک مداح یاهنرمند و یا هرشیعهای را موفق می کند توکل است؛ بنده قبل ازبرنامهای که دارم امام حسین(ع) رابه تمام مصیبتهایی که دیده قسم میدهم که به کوچکی من نگاه نکند، بلکه به خاطراعتبار و عزت و احترام خودش اجازه ندهد برنامهی من به گونهای باشدکه ایشان زیرسوال بروند. همچنین سعی میکنم تمام برنامههایم را با دو رکعت نمازحاجت شروع کنم و بدون وضو منبر نروم.
6-ذکر و توسل به اهل بیت(ع)دربرنامههای شماچه جایگاه وتاثیری دارد؟ من سعی کردهام از خود اهل بیت کمک بگیرم. تصور من این است که خود اهل بیت بیشتر از ما شاٌن خودشان را در رابطه با نزدیکی به خدامیدانند و نمیگذارند که منزلتشان پایین بیاید؛ یعنی، اگر شما اول مراسم به حضرت زهرا توسل پیدا کنی امکان ندارد حضرت زهرا(س)جواب ندهد. گمان میکنم که توسل به حضرت زهرا(س) و امیر مؤمنان(ع) پیش از شروع مراسم به ما کمک میکند؛ بالاتر از اینها مداحی و ذاکری، هنر ظریف و با لطافتی است و اگر کسی بخواهد مداحی کند ولی از جهت روحی آمادگی نداشته باشد، بهتر است که مداحی نکند. یک مداح باید با تمام وجود برنامهای را که میخواهد اجرا کند درک کند، تا بتواند کار خوبی ارائه دهد و مطمئن باشد اگر روی خودش تاثیر گذاشت، روی تمام جمعیت هم موثر خواهد بود.
7-در مورد ابتذال در مداحی که نگرانی علما و خصوصاًمقام معظم رهبری را در پی داشته است توضیحاتی بفرمایید؟ مدتی پیش در این باره مقام معظم رهبری فرمایشاتی داشتند. من یادم است که در دوران جنگ تحمیلی آقای دکتر سنگری تذکر دادند: که اجازه ندهید در امر مداحی انحراف پیش بیاید. این که در روایات داریم: گریاندن یک فرد بهشت را واجب میکند باید ببینیم که منظور ائمه(ع)از گریه، چه نوع گریهای است؟ درست نیست ما برای گریاندن دیگران از هر روش و جملاتی، استفاده کنیم. من به برادران عزیز مداح توصیه می کنم: هیشه فکر کنید شخصیتی که قرار است از او بگویید، عزیزترین کس شماست. با عزیزترین کس خود چگونه سخن ميگوييد؟ با احترام و با عزت. بزرگترین مسئوليت در این مورد به عهدهي صدا وسیما است. بیشتر سی-دی های نامناسبی که پخش میشود و رسانهی ملی آنها را تبلیغ میکند سبب رواج اين نوع مداحی میشود. به عنوان مثال ما در گویش اعتباری و احترامی خود حضرت زهرا(س) را بیبی و آنها خانم خطاب میکنند، یا حضرت اباالفضل را برادر خطاب میکنیم که خیلی محترمانهتر از کلمهی داداش است. برنامهای که اجرا میکنیم، باید به ارزش و احترام اهل بیت(ع) بیفزاید نه اینکه شان آنها را زیر سوال ببرد. مطالبی که میخوانیم باید مستند و دارای منبع موثق باشد. همهی مداحان،شما (مرکز پژوهش ونشر فرهنگ عاشورا) و مسئولین، باید فرهنگ سازی کنند و فضایی را ایجاد کنند که بین تمام شهرستانها تقابل فرهنگ صورت گیرد و یک الگوي درست بهوجود بیاید که همه بتوانند از آن استفاده کنند.
|