شما در مراسم دعاي كميل زمان جنگ ابتكار خاصي داشته ايد. دوست داريم دراين باره از زبان خودتان بشنويم. آن وقتها هنوز ستاد دعايي نبودو ما در زير زمينهايي كه مثل سنگر بود ويا در مجلس شهدا، دعاي كميل میخوانديم. بعدها اين برنامهها را سازمان يافته كرديم. با وجود موشك باران وتاريكي شب مردم بسياري جمع ميشدند. ما براي بالا بردن معنويت مراسم برمزار شهدا حضور مييافتيم واز دريافتهاي خود در مراسم دعاي كميل استفاده ميكرديم.
لطفا شرح كوتاهی از زندگی خودتان را بازگو بفرماييد. بنده، حسين جوكار نژاد، چهل وهشت ساله وكارمند شركت مخابرات شهرستان دزفول هستم. در سال 63 ازدواج كرده وهم اكنون دارای سه فرزند دختر میباشم. با تشويق بسيار همسرم توانستم در اين كار موفق باشم وامروز به عنوان مداح اهلبيت شناخته شوم.
8-آیا بین ذاكران هم احساس رقابت وجود دارد؟ بارها اتفاق میافتد که بعضی مثلاً می گویند من زیر پرچم فلانی برای امام حسین(ع)سینه میزنم. اگر هست صادقانه توضیح دهید چرا که این هم ممکن است از آسیبهای مداحی باشد؟ چون مداحی و ذاکری جزء هنرهای هفتگانه مثل خطاطی، نقاشی، آواز و غیره است از این امر مستثنی نیست. امر مداحی هم مانند همهی هنرهاست، اما تقدس آن باعث میشود که روی آن حساسیت بیشتری داشته باشیم و طبیعتاً آسیبهایی هم دارد. هنر هم فطرتاً بخل و حسد و کینه و پیامدهای منفی را دنبال خود دارد. اما اینها جایی رسوخ میکنند که توکل، معرفت و شناخت نباشد. به عنوان مثال من صدایی دارم
1-اندكي از بيوگرافي وسابقهي كار مداحي خود برايمان بيان كنيد. من متولد سال1338 هستم. در یک خانواده مذهبی مثل بیشتر خانوادههای شهرستان دزفول متولد شدم، مادرم مرا از همان دوران شیر خوارگی با نام ابا عبدالله پرورش داد وبزرگ کرد. به تبعیت از برادر شهیدم لطفعلی لطفی خلف که از هشت سالگی در این راه گام برداشتند، و در جوانی مداح رسمی هیئت بودند و بیشتر وقتشان را برای این کار صرف مینمودند مداحی را شروع کردم و به همین خاطر خدا را شاکرم که ادامه دهندهی راه ایشان بودم.
1-لطفاً درمورد بیوگرافی خود براي ما توضيح دهيد؟ سال 42دراصفهان بهدنیا آمدم. در سال 48 به دليل مشکل بینایی به عنوان اولین شاگرد وارد مدرسهی ابابصیرشدم. لازم به ذكراست كه تاقبل از اين زمان تنهامحل تحصيل افراد روشندل، مرکزي بهنام کریستوفر بود که از آلمان تغذیه میشد؛ دراين مركز افراد ضمن درس،