وصیّت نامه، به ویژه وصیّت نامه هایی که در جبهه ها نگاشته شده است، عصاره و خلاصه ی باور، درک، خواسته، آرمان و ایمان نویسنده است. وقتی انسان در خالصانه ترین و صادقانه ترین لحضه های زندگی می نویسد، زبان و بیانی دیگرمی باید. وصیّت نامه ی عادی با وصیّتی که لحظات یا ساعاتی پیش از عملیّات نگاشته شود، بسیار متفاوت است. وصیّت نامه های رزمندگان معمولاً قبل از اعزام، در پادگان یا منطقه و لحظاتی پیش از عملیات یا شب عملیات نوشته و به خانواده، دوستان، مسجد محل، تعاون تیپ و لشگر سپرده می شد.
توسّل تنها تکیه گاه آزادگان در چنین موقعیتی جز توکّل و توسّل و ایمان چه می توانست باشد؟در شرایطی که پیکر نیمه جان و خونین و زخم خورده ی دوستان را تنها به جرم اظهار محبت به اهل بیت ـ علیه السلام ـ و ذکر و یاد عاشورا در مقابل نگاه خویش می بینند،چه تکیه گاهی جز توکل و توسل باقی می ماند؟ نمونه ای از باورمندی به عنایت اهل بیت و گره گشایی باب الحوائج کربلا،علی اصغر،را در خاطره ی زیر می یابیم: تزیین آسایشگاهها مناسب با ماه محرّم،از دیگر مراسم رایج در اسارتگاهها بود که با دست همّت عاشقان حسین انجام می شد.برای تزیین،پتوهای سیاه رنگ انتخاب و با صابون روی آنها جمله هایی مانند((السّلام علیک با ابا عبدالله)) و ...
پيوند سالهای سنگين، دشوار و تلخ اسارت، يادآور روزهای دردناک و اندوه باری است که بر کاروان اسيران کوفه و شام گذشت. آزادگان دربند، به ياد مصائب اهل بيت ـ عليه السّلام ـ صبوری و شکيبايی پيشه میکردند و در نامههايی که برای خانوادهها ارسال میکردند، آنان را به صبر زينبی و پيروی از حسين زمان ـ امام خمينی قدِس سرُّه ـ دعوت مینمودند. شايد زيباترين، زنده ترين و به ياد ماندنیترين خاطرهی آزادگان، زيارت کربلا باشد که گواه اتّصال روح و قلب رزمندگان به کربلا و سريان و جريان عشق به اباعبدالله و فرهنگ عاشورا است.
شباهت به علی اصغر علی اصغر، سورهی كوچك قرآن كربلا است. تشنه كامی، حنجرهی تير خورده، مظلوميّت و امضای او بر صحيفهی كربلا و فاجعهی سوگمندانهی شهادت او، هر قلب و روحی را میلرزاند. اين سرباز كوچك، سند مظلوميّت عاشورا است. در جبههها گلوی تير خورده او را را تداعی میكرد و در پشت جبهه، شهادت شيرخوارگان، خاطرهی ذيل دربارهی شهيد مسعود شعربافچی گفته شده است: ساعت يازده بود. دشمن ضربهی سختی ديد. پاتكش را شروع كرد. همه، مردانه، دفاع میكردند. آن طرفتر، ناگهان، بیسيمچی نقش بر زمين شد. ......
ايثار در عطش فرهنگ عاشورا، فرهنگ ايثار و سخاوت و فتوّت است. از صحنههای شگفت و شكوهمند و حماسی كربلا، تشنهكام بيرون آمدن از سردار رشيد كربلا، ابوالفضل العباس(ع)، از شريعهی فرات است. او مشك را از زلال علقمه پر كرده است. كف بر آب میزند و آب را تا فضای لبهای خشكيده و كام تشنه فرا میآورد و ....