يك- نام لشكرها، تيپها و گردانها از ديگر نمودها و جلوههای عاشورا در فرهنگ دفاع مقدّس، نامگذاری لشكرها، گردانها، پادگانها، و قرارگاهها و حتّی سنگرهایرزمندگان، به نامهای آشنای كربلا، ياران و يا مظاهر فرهنگی عاشورا است. اين نامگذاریها در دوران و شخصيت رزمندگان و حتّی نحوهی عمليّات جبههها مؤثر بود. وقتی نام گردان حبيب مظاهر بود. اين نام، رزمندگان را وامیداشت تا درباره شخصيّت حبيب و نقش او در انقلاب عاشورا آگاهی و آشنايی بيش تری كسب كنند. كسانی نيز كه به آن گردان فدم می گذاشتند، به ويژه مبلّغان روحانی، بر همان شخصيّت تكيه و از او ياد می كردند؛ اين تكرار و ...
صحنۀ کربلا و حوادث عاشورا، تلخ و جانگداز و غم آورند. این مصیبت عظیم، آن قدر دردناک است که در زیارت عاشورا می خوانیم؛ یا أَباعَبدِالله! لَقَد عَظُمَتِ الرَّزیَّه وَ جَلَّت و عَظُمَتِ المُصیبَهُ بِکَ عَلَینا وَ عَلی جَمیعِ أَهلِ الإسلامِ وَ جَلَّت وَ عَظُمَت مُصیبَتُکَ فی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ أَهلِ السَّموات یا اباعبدالله! بی تردید تحمّل واقعۀ جانسوز کربلای تو بر همگان و بر همۀ ساکنان آسمان بسیار سخت و ناگوار و گران است! شیعه، چهارده قرن بر این مصیبت می گرید، سوگوارانه مجلس عزا برپا می کند، مظلومیّت و غربت آن حوادث شکننده را باز می گوید و بر رقم زنندگان آن حادثه، لعن و نفرین می فرستد. این سوگواری، زمینه ساز ...
دو – پیام در متن حادثهها و لحظههای کربلا، درسها و پیامهای فراوان نهفته است. کربلا حادثهای کامل و اسوه است و در آن، هر چیز، هر حرکت، هر نگاه و هر سخنی، لبریز رمز و رازها و آیت ها و هدایت ها است. هیچ درسی در این « نبأ عظیم» ناگفته نمانده است. اخلاق، جوانمردی، صبر، عبادت، همدلی، گذشت، محبّت، عفاف و ... در آن، در عالی ترین جلوه و جمال ایستاده است. هر چهره در کربلا، رسول پیامی است. کربلا حجّت را بر ....
شعر، گویاترین زبان در طرح و انتقال فرهنگ عاشورا و رساترین صدا در معرّفی حماسهي ستمستیز و ایمانساز کربلا است. هنوز هیچ، رسانهای بهتر از شعر رثای کربلا را بیان نکرده است و فریادی را که از حنجرهای خشک در روزی داغ در غریبانهترین لحظه جوشید، منتشر نساخته است. شعر در خودِ حماسهي کربلا جایگاه و پایگاهی گسترده و ژرف دارد؛ یاران فداکار عاشورا، عمدهي سخنانشان را در شعر و رجز بازمیگفتند و ....
توجه به چهرههای عاشورايی، آرزوی پيوستن به آنها و درك شهادتی همچون شهادت آن بزرگواران، در بسياری از وصيّتنامهها ديده میشود. بيش از هر نامی نام دو چهره اصلی كربلا – حضرت اباعبدالله الحسين و حضرت زينب – در وصيتنامهها ديده میشود. آرزوی شهادت مانند اباعبدالله و دعوت به صبوری خانواده در مصائب مانند زينب، آرزوی ديدار امام حسين، چون امام حسين بیسر به وصال محبوب رسيدن و سر به دامان حسين جان باختن، پاسخ به غربت حسين و ندای هلمن ناصر او، يكسان ديدن كربلا و اباعبدالله با جبههها و رهبری امام خمينی از محورهای مهم وصيّتنامه شهيدان است.