 شمركيست؟(بخش2)
(2) اما نکتهی دوم که در شخصیت شمر بود این بود که چشم دیدن پیشرفت هیچ کس را نداشت و به خاطر همین مسئله است که به کربلا آمد.
شمر نزد عبیدالله بن زیاد نشسته بود که نامهای از عمر بن سعد به عبیدالله رسید . عمربن سعد نوشته بود:ای امیرمن با حسین مذاکره کردم. حسین سه پیشنهاد دارد : 1- به مکه ومدینه برگردد . 2- اگر اجازه بدهی به هر سرزمینی بخواهد برود . 3- بیاید دست در دست یزید بگذارد و بیعت کند .
عمر بن سعد نمیخواست جنگی صورت بگیرد و در ...
|