 |
منوي اصلي |
|
|
|
|
 |
مرثيه (بخش 7) |
|
 مصيبت حضرت قاسم
حالا از مصيبتهاي عظيمهي حضرت قاسم آن مطلبي است كه بعضي ذكر كردهاند،و بعضي تصديق نكردهاند.مردم اسمش را عروسي گذاشتهاند... و حال آنكه از اعظم مصائب آن مظلوم است.چون بناي عوام در همهچيز بر نقيض است اسم آن را عروسي گذاشتهاند. مجملاً همينقدر ذكر كردهاندكه وقتي كه حضرت آن جناب را اذن نداد،نشست گوشهي خيمه.به خاطرش آمد پدر بزرگوارش تعويذي بر بازويش بسته است،سفارش كرده به او بگويند هر وقت كار بر او تنگ شد،آن را بگشايد و نگاه كند،گشود و نگاه كرد.ديد نوشته است: يا وَلَدي يا قاسِمُ! اِذا رَأَيْتَ عَمَّكَ الْحُسَيْنَ...
|
|
|
|
 |
مرثيه (بخش 6) |
|
 مصيبت سيدالشهدا
سيّدالشهداء مصيبتها دارد كه فكر نميخواهد؛نه فكر امامتش!نه فكر بزرگيش!نه فكر عظمتش! فرض كن كسي باشد كه او را نشناسي،اگر بشنوي پارهاي چيزها كه براي سيّدالشهداء(ع) روي داده،ديگر نميخواهد قصد قربت بكني،و به فكر و رويّه خود را به گريه درآوري.بلكه اگر بفهمي بر خلاف مذهبي روي داده،بياختيار گريهات ميآيد. اين خصوصيّات را بسياري ملتفت نشدهاند! بعض خصوصيّات عاشورا را براي يزيد حكايت كردند؛كه آن ملعوني كه در قرآن "طُغْياناً وَ اِثْماً كَبيراً"تفسير به او شده است،بنابر يك تفسير اجمالاً كسي از او بدتر نميشود؛كسي كه از هيچ طغياني و معصيتي نگذشته،از حسين مظلوم(ع)كشتن،مكّهي معظّمه خراب كردن،در مدينهي مشرّفه شراب خوردن.
|
|
|
|
 |
مرثيه (بخش 5) |
|
 مرثيه به مناسبت شهادت حضرت فاطمه(س)
هنگام دفن حضرت زهرا( عليها السلام ) كسی نبود به اميرالمؤ منين كمك كند. درون قبر میرفت، چه كسی بدن را تحويل او میداد ؟ بالای قبر می ايستاد ، چه كسی بدن حضرت را تحويل بگيرد و درون قبر بگذارد ؟
|
|
|
|
 |
مرثيه (بخش 4) |
|
 گريز پانزدهم
حضرت علی (ع) در شام غريبان با غسل دادن حضرت زهرا(عليها السلام ) چه دردهايی را كه نكشيد؛ چون غسل نبود ، مرور مصيبتها بود. دوره كردن درد و تداعی محنتها بود. بازو و پهلو و سينه و صورت همه ضربه خورده و كبودند. ای وای از حكايت محسن! حكايت فاطمه و آن در و ديوار! حكايت آن ميخهای آهنين با بدن نحيف و خسته و بيمار! حكايت آن آتش با آن تن تبدار! حكايت آن دست پليد با اين گونه و رخسار! حكايت آن همه مصيبت با اين دل بیقرار! آرامتر اسماء!
|
|
|
|
 |
مرثيه (بخش 3) |
|
 ديروز عصر و تا بعدازظهر،وارد كربلا شدند.بعد از سؤال و جواب كه اين زمين "كربلا" است فرمودند:هذا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلاءٍ. هيهُنا مَناخُ رِِِِكابِنا،وَ مَحَطُّ رِحالِنا، و َ مَقْتَلُ رِجالِنا،وَ مَسْفَكُ دِمائِنا.[اينجا سرزمين اندوه و بلا است؛اينجا فرودگاه مركَبهاي ما و بارانداز و قتلگاه مردان و جايگاه ريخته شدن خونهاي ماست].
بعد از مرخّص كردن كرايهكشان،امّكلثوم عرض كرد:اي برادر،اين زمين هولناكي است،دلم مضطرب است!
|
|
|
|
|
|
تعداد اخبار: 7 (2 صفحه | قابل نمايش: 5) [ 1 | 2 ] |
|
|
 |
نظرسنجی |
|
|
|
 |
آمار کاربران |
|
|
|
 |
آمار بازديد |
|
| این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد . |
|
|