سوال: آيا يزيد قصد كشتن امام را داشت يا قصد او بيعت گرفتن از امام بود؟
پاسخ: اولين برنامهي يزيد كشتن امام بود. او علي رغم نصيحت پدرش(معاويه)، آشكارا رو در روي امام ايستاد.
در اين جا لازم است نكاتي در مورد شخصيت معاويه گفته شود. معاويه يكي از سياست مدار ترين چهره هاي تاريخ است. چرچيل نخست وزير انگليس كه خود ....
سياست مداري مشهور است دراين باره مي گويد: «اگر قرار باشد چهار چهرهي سياسي و زيرك در تاريخ معرفي كنم قطعاً يكي از آنها معاوية بن ابوسفيان است.»
انساني عجيب كه حتي برخي از ياران نزديك اميرالمؤمنين علي(ع) را به تعجب و ترديد وا ميدارد به گونه اي كه نزد امام آمده مي پرسند: "آيا مظهر عقل، نماد برنامهريزي و سياستگزاري معاويه نيست؟!" امام علي(ع) در پاسخ به آنها مي فرمايند: «اينها شيطنت است، اين را عقل نناميد!»
اين شخصيت مكار، زيرك وبرنامه ريزدر طول42 سال حكومتش سياستهايي را اجرا مي كند كه اگر قرار به نوشتن آن ها باشد دوكتاب 500 صفحهاي را بايد به آن اختصاص داد.
حتي زماني كه مي داند چيزي از عمرش باقي نمانده است بار عام ميدهد و دستور ميدهد او را به بهترين وجه بيارايند واز مواد نيروزايي كه در آن زمان موجود بوده استفاده ميكند و در حضور مردم به شوخي وخنده ميپردازد به گونهاي كه هركس او را در اين وضعيت ميبيند گمان ميكند كه او سالهاي سال زنده خواهد بود در حالي كه همان روز ، 2يا 3 ساعت بعد از رفتن مردم ميميرد.
معاويه در آخرين لحظههاي زندگيش يزيد را به نزد خود ميخواند وتحليلي از كل سرزمينهاي اسلامي و شخصيتهاي آن زمان به او ميدهد. تحليل معاويه در بارهي با اين سرزمينها ومردم آنها باور نكردني است.نظري كه معاويه در سال 60 هجري دربارهي منطقهي عراق و ويژگيهاي رفتاري وشخصيتي مردم آن ميدهد امروز نيز درست است و در مورد اين مردم صدق ميكند.
پيش بيني معاويه در مورد عكس العملهاي افراد در موقعيتهاي مختلف بسيار شگفت و شنيدني است. به عنوان نمونه يك بار 5 كيسه پول آماده كرد و براي 5شخصيت بزرگ آن روزگار عبدا... بن جعفر(همسر حضرت زينب)، عبدالرحمن بن ابوبكر، عبدا...بن عمر، حسين بن علي(ع) و حسن بن علي(ع) فرستاد.
سپس از كاتبان خواست تا پيش بيني او را در رابطه با عكس العمل هر يك بنويسند. وقتي كيسهها را بردند، سفرايي كه مأمور بردن اين كيسهها بودند، عنوان كردند كه تحليل معاويه كاملاً درست بوده است.
گفتيم اين سياست مدار بزرگ در آخرين لحظههاي زندگي به پسرش توصيههايي دارد؛ او به يزيد گفت: اكنون كه حكومت به دست تو ميافتد تمام شرايط فراهم شده است و چند نفر مزاحم بيشتر نمانده است. من به تو ميگويم با هر كدام چگونه رفتار كن. اول عبدالرحمن بن ابوبكر كه همان زمان خبر مرگش رسيد و خود به خود كنار رفت، دوم عبدا... بن عمر، كه فردي ترسو وبزدل بود.*
معاويه به يزيد گفت كه اين فرد با توست و مشكلي ندارد. سوم عبدا...بن زبير، كه روباه مكاري است هر كجا او را يافتي بكش. ديگري حسين بن علي(ع) است، با او بجنگ اما اگر جنگيدي به تلافي "يوم الطلقا" او را رها كن؛ چرا كه آن روز پيامبر(ص) منت بر ما گذاشت و پدران ما را آزاد كرد و ما به عنوان فرزندان آزادشدگان شهرت يافتيم. تو با اين كار ذلت آن روز را جبران خواهي كرد.
اما يزيد پس از مرگ معاويه بلافاصله به سران مكه ومدينه نامه نوشت و از آنها خواست از مردم بيعت بگيرند و در صورت مخالفت سر از تن مخالفان جدا كرده و براي او بفرستند.
در اين زمان حاكم مدينه شخصي بود به نام وليد بن عتبه. او از درگيري با امام پرهيز داشت و در تلاش بود كه بر اساس سياست معاويه عمل كند؛ بنابراين با وجود پيشنهاد مروان مبني بر دستگيري و كشتن امام، از اين كار سر باز زد و تعلل ورزيد تا امام از مدينه خارج شد.
پس يزيد از همان ابتدا دستور قتل امام را صادر كرده بود اما پس از شهادت امام با روشنگريهاي حضرت زينب(س) و امام سجاد(ع) و ديگر اسرا وضعيت به كلي تغيير كرد به گونهاي كه يزيد بارها ميگفت: خدا لعنت كند پسر مرجانه را، من به كشتن حسين راضي نبودم. اما اين حرفها دروغي بيش نبود.
--------------------------------------------------
*عبداللهبنعمر متأسفانه باحضرت علي هم بيعت نكرد و مدام بيعت را به تأخيرميانداخت و حضرت علي فرمود: امروز كه تو با من بيعت نميكني يك روز با خواري و ذلت با پستترين انسان بيعت ميكني. وقتي حجاجبنيوسفثقفي به قدرت رسيد از ترس بيرحمي حجاج، شبانه براي بيعت رفت. حجاج خوابيده بود. گفت چون حال ندارم دست را از زير لحاف بيرون بياورم، با پايم بيعت كن. پايش را از زير لحاف بلند كرد و عبداللهبنعمربا پاي حجاج بيعت كرد! يعني همان چيزي كه حضرت علي(ع) پيش بيني كرده بود اتفاق افتاد؛ بيعتي ذليلانه و تحقير آميز.