
پيوند دو فرهنگ (بخش چهاردهم)
تاریخ : چهارشنبه، 30 مرداد ماه ، 1387 موضوع : عاشورا-دفاع مقدس
فصل ششم – كتاب پيوند دو فرهنگ
نام و نوشتههای نينوا 1. نام ها
يك- نام لشكرها، تيپها و گردانها از ديگر نمودها و جلوههای عاشورا در فرهنگ دفاع مقدّس، نامگذاری لشكرها، گردانها، پادگانها، و قرارگاهها و حتّی سنگرهایرزمندگان، به نامهای آشنای كربلا، ياران و يا مظاهر فرهنگی عاشورا است. اين نامگذاریها در دوران و شخصيت رزمندگان و حتّی نحوهی عمليّات جبههها مؤثر بود. وقتی نام گردان حبيب مظاهر بود. اين نام، رزمندگان را وامیداشت تا درباره شخصيّت حبيب و نقش او در انقلاب عاشورا آگاهی و آشنايی بيش تری كسب كنند. كسانی نيز كه به آن گردان فدم می گذاشتند، به ويژه مبلّغان روحانی، بر همان شخصيّت تكيه و از او ياد می كردند؛ اين تكرار و ...
تلقين و تبيين، زمينه ساز انس و الفت بيش تر رزمندگان با شخصيّت كسی می شود كه نام او زينت گردان يا آن مجموعه بود. به برخی از اين نام ها اشاره می كنيم: الف- لشكرها: 10 سيدالشهدا، 25 كربلا، 31 عاشورا، 41 ثار الله، 32 انصار الحسين و 14امام حسين؛ ب- تيپ های مستقل و غير مستقل: 44 قمر بنی هاشم، 57 ابوالفضل، 61 محرم، 10 محرم، 115 تكاوران نينوا، 27 حضرت عباس، 9 ابوالفضل، يكم ثارالله، 2 عاشورا، 3 كربلا، 79 ابا عبدالله، 8 محرم، نينوا، (ناو تيپ) فراتريا، 2 كربلاو 3 عاشورا؛1 ج- گردانها: علی اكبر از لشكر 10 سيدالشهدا، زهير از لشكر 10 سيد الشهدا، علی اكبر از لشكر 10 سيدالشهدا، قمر بنیهاشم از لشكر 10 سيدالشهدا، حبيب بن مظاهر از لشكر 27 حضرت رسول، مسلم از لشكر 27 حضرت رسول، عاشورا از لشكر 6 ويژه پاسداران، امام حسين از لشكر 8 نجف، زينب از لشكر 10 سيدالشهدا، ابوالفضل از تيپ اميرالمؤمنين بوشهر، امام حسين از لشكر 110 خاتم الانبيا، بُرَيْر از لشكر 10 سيدالشهدا، امام حسين از لشكر 28 روح الله، امام حسين از تيپ حرّ، 61 علقمه از لشكر 27 رسول، ذوالجناح و راكبان كربلا، مناطق آزاد شده و محورهای عمليّاتی در طول سالهای دفاع مقدّس نيز عمدتاً نامهايی كه با فرهنگ عاشورا پيوند داشت، میيافتند؛ مانند محور كربلا، محور عاشورا، محور امام حسين، محور زينالعابدين (نزديك هويزه) و... . 2 گاه نام رزمندگان، در لشكرها و گردانها و گروهانها و حتّی دستهها، پيوندی خاص با نام مجموعه می يافت؛ از آن جمله نام شهيد حسين خرّازی، فرمانده شجاع لشكر امام حسين، با نام لشكرش، الهام بخش شعارها و سخنها قبل و پس از شهادتش شده بود. گاه رزمندگان در انتخاب واحد رزمی، تناسب نام خود با واحد را لحاظ میكردند؛ برای مثال، اكبر يا علی اكبر در گردان علی اكبر يا حبيب در گردان حبيب. دقائق و ظرائف ديگری نيز در اين ميان هست كه ميزان عشق و ايمان رزمندگان را به كربلا و فرهنگ عاشورا نشان می دهد. نام لشكرها، تيپ ها، گردانها و گروهانها بر روحيّات، بافت مجموعه، شعارها و حتّی نام افراد اثر داشت. برای مثال، حبيبِ گردان حبيب، پيرترين چهره بود. در اين گردان برای گرفتن صلوات میگفتند: بر« حبيب» خدا، محمد مصطفی، صلوات (با تأكيد بر حبيب). در لشكر سيدالشّهدا، امام حسين عليه السلام بيشتر با عنوان سيدالشهدا مطرح میشد و در گردان ابوالفضل، تيپ ابوالفضل يا گردان قمربنیهاشم، شعار صبحگاهی و نيز سوگندها به نام ابوالفضل بود. بيشترين روضهها نيز به نام قمربنیهاشم و ابوالفضل خاتمه می يافت. در جبهه، سنگرهای جمعی و حتّی سنگرهای انفرادی عمدتاً به نام اباعبدالله متبرّك میشد. تقدّس و حرمت اين نام بيش از هر چيز پاس داشته می شد. نمازخانهها و «حسينيّه» ها نه تنها محفل و مجلس ياد اباعبدالله و مصائب عاشورا بود. كه نام و عنوانهای كربلايی را همراه داشت؛ مانند حسينيّه عاشقان كربلا و حسينيّه ابوالفضل. نام شهيدان نيز بر پيشانی مساجد و حسينيّهها می نشست. مسجدها و حسينيّههای هر گردان و گروهان و دسته ای، به نام شهيدان خود، به ويژه فرماندهان شهيد، نامگذاری می شد. در ايّام محرّم، جز مسجد و حسينيّه، تكيه نيز بر پا می شد. تكايا هماره عنوان شهيدان كربلا را داشتند؛ مانند تكيهی علی اكبر، تكيهی ابوالفضل، تكيهی قاسم و... . پادگان ها و قرارگاه ها و قرارگاه ها كه برخی مانند پادگان دوكوهه و قرارگاه كربلا هنوز ميعادگاه و كعبه عشّاق و زيارتگاه مسافران به جبهه ها است نيز از نمادها و نمودها و نام های عاشورايی و جلوه گاه فرهنگ حسينی سرشار بود.
دو- نام اعزامی های سراسری اعزامیهای سراسری رزمندگان اسلام و اعزامیهای محلّی و منطقهای چه به لحاظ شيوهی اعزام و چه به لحاظ نامی كه بر پيشانی هر اعزام می درخشيد، راوی عاشورا انديشی و شوريدگی و شيفتگی به كربلا بود. كاروانها، با بدرقهی پر شكوه مردم، در طنين صلوات، زيارت عاشورا و شعارهای حماسی راهی جبهه می شدند و در پيشاپيش آن ها پرچمهايی در اهتزاز بود كه عنوانهايی چون راهيان كربلا، انصارالحسين و وارثان عاشورا را بر آن ها نقش بسته بود. نخستين اعزام بزرگ، كاروان «راهيان كربلا» بود كه در تاريخ 23/ 8/ 64 به جبههها اعزام شد و عمليّات پيروزمندانه و افتخارآميز والفجر 8، ره آورد آن بود. اين اعزام تا فروردين 65 يعنی حدود 5 ماه، به منظور پاسداری از افتخارات و دستاوردهای اين عمليّات استمرار يافت. كاروان «قاريان كربلا»، حركت نمادين بود كه در دی ماه 64 با 150 تن از قاريان برگزيدهی قرآن كريم به جبههها اعزام شد. اين كاروان در جبهه ها با تشكيل كلاس آموزش قرآن، رزمندگان را با قرائت و تفسير و مفاهيم و مضامين قرآنی آشناتر می كرد. برگزاری شبهای قرآن و تداعی شب عاشورا و تلاوت قرآنِ اصحاب، از ديگر برنامههای اين كاروان بود. درست در همان سال و همان ماه، كاروان «انصار الحسين» از شهر های گوناگون كشور با نامهای انصار الحسين، وارثان عاشورا و طلايهداران نينوايی با بدرقهی گرم و شور انگيز مردم به جبههها اعزام شدند. امتداد اين اعزام در روزهای ديگر نيز قوّت قلب رزمندگان و مايهی يأس دشمن و اميد بخش مردم مؤمن و پاكبازی بود كه چشم به جبههها، عمليّات و پيروزیهای رزمندگان دوخته بودند. اعزام كاروان «وارثان عاشورا» در 26 مهرماه، «طلايه داران عاشورا» در 4 آبان و«كاروان نينوا يی» در 17 آبان 65، تصوير ديگری از شور و حضور و قدرت امّت اسلام و لبّيك به ندای امام برای گرمی سرزندگی جبههها بود. 3
سه – نام و رمز عمليّاتها با شروع تهاجم دشمن در 31 شهريور 59 و آغاز جنگ، عمليّات چريكی، ايذايی، كلاسيك و غير كلاسيك محدود و سپس عمليّات گستردهی غيركلاسيك آغاز شد. اوّلين عمليّاتی كه با نام و عنوان انجام شد، عمليّات «امام مهدی» در 26 اسفند ماه 59 در غرب سوسنگرد بود. از اين عمليّات تا عمليّات «ثامن الائمه» كه در تاريخ 5/ 7/ 60 انجام شد، حدود ده عمليّات محدود در جبهه های گوناگون رخ داد كه در عمليّات های «فرمانده كلّ قوا، خمينی روح خدا»، «رمضان» و « شهيد مدنی» از آن جمله اند. عمليّات «ثامنالائمه» اولين عمليّاتی است كه رمز داشت. اين عمليّات در آبادان با رمز «نصر من الله و فتح قريب» انجام شد و در آن، حدود 150 كيلومتر مربع ار خاك خوزستان از لوث وجود دشمن پاك گرديد. اولين عمليّاتی كه رمز آن با فرهنگ عاشورا پيوند دارد، عمليّات «طريق القدس» است كه به آزادسازی شهر بستان انجاميد. رمز اين عمليّات، « يا حسين» بود. نامها و عنوان های ديگر در طول هشت سال دفاع مقدّس كه بر پيشانی عمليّاتها وجود دارد و پيوند با فرهنگ عاشورا دارد، عبارتنداز: -عمليّات «ام الحسين» در منطقه كرخه نور در تاريخ 24/ 12/60؛ -عمليّات «حسين بن علی» با رمز « يا جوادالائمه» در منطقه ميمك در تاريخ 26/6/ 61 -عمليّات «مسلم بن عقيل» با رمز «يا اباالفضل العبّاس» در غرب سومار در تاريخ 10/ 8 61؛ -عمليّات «محرم» با رمز «يا زينب» در منطقهی عمليّاتی شرهانی، زبيدات و بيات در تارخ 10/ 8/ 61؛ -عمليّات ميمك با رمز«يا اباعبدالله الحسين» در ارتفاعات مرزی مينك در تاريخ 25/ 7/ 63، -عمليّات« عاشورای1» در منطقهی عمليّاتی تكاب و صائين دژ در شمال كردستان درتاريخ 23/5/64؛ -عمليّات «عاشورای 2» با رمز «يا مهدی ادركنی» در جنوب مهران در تاريخ 24/ 5/64؛ -عمليّات « عاشورای 3» با رمز « يا سيّدالشّهدا» در شمال فكّه در تاريخ 25/5/64؛ -عمليّات « عاشورای 4» در غرب درياچهی امّ النعاج در هورالهويزه در تاريخ 30/7/64؛ -عمليّات « كربلای1» با رمز «يا ابالفضل العبّاس ادركنی» در منطقهی مهران در تاريخ 10/4/65؛ -عمليّات « كربلای 2» با رمز «يا اباعبدالله الحسين» در منطقهی عمومی حاج عمران تاريخ 10/6/65؛ -عمليّْات «كربلای3» با رمز «حسبنا الله ونعم الوكيل» در تاريخ 11/6/65؛ -عمليّات نامنظم فتح 1 با رمز «يا زينب» در تاريخ 19/7/65؛ -عمليّات « كربلای 4» با رمز « محمد رسول الله» در غرب اروند رود در تاريخ 3/10/65؛ -عمليّات «كربلای 5» با رمز «يا زهرا» درمنطقهی شلمچه و شرق بصره در تاريخ 19/10/65؛ -عمليّات «كربلای6» با رمز «يا فاطمة الزّهرا» در شمال سومار در تاريخ 23/10/65؛ -عمليّات «كربلای 7» در حاج عمران در تاريخ 12/12/65؛ -عمليّات «كربلای 8» بارمز «يا صاحب الزّمان» در شرق بصره در تاريخ 18/1/66؛ -عمليّات « كربلای9» بارمز « يامهدی ادركنی» در منطقهی قصر شيرين در تاريخ 20/1/66؛ -عمليّات «كربلای10» با رمز «يا صاحب الزمان ادركنی» در منطقهی ماروت عراق در تاريخ 30/1/66؛ -عمليّات نصر2 با رمز «يا حسين مظلوم» در ميمك در تاريخ 13/3/66؛ -عمليّات نصر 6 با رمز «يا اباعبدالله الحسين» در ميمك در تاريخ 10/5/66؛ -عمليّات فتح 10 با رمز « يا اباعبدالله الحسين» در شمال اردبيل عراق در تاريخ 13/6/66؛ -عمليّات نامنظم ظفر 2 با رمز « لبيك يا حسين» در شهر كفری از استان كركوك عراق در تاريخ 12/7/66؛ -عمليّات بيت المقدبس 4 با رمز «يا اباعبدالله» در منطقهی سليمانيه، عراق در تاريخ 6/1/67؛ -عمليّات بيت المقدّس 5 با رمز «يا اباعبدالله الحسين» در منطقهی عمومی پنجوين در تاريخ 22/1/67؛ -عمليّات بيت المقدّس 7 با رمز « يا اباعبدالله الحسين» در منطقه عمومی شلمچه در تاريخ 23/ 3/67؛ از مجموع 95 عمليّات كوچك و بزرگ دفاع مقدّس (ازعمليّات امام مهدی در تاريخ 26/12/59 تا عمليّات مرصاد در تاريخ 5/5/67)، 27 عمليّات، نام يا رمز و يا نام و رمز عاشورايی و كربلايی دارند. از اين تعداد، نام 19 عمليّات و رمز 14 عمليّات عاشورايی است. اين نامگذاری ها از ارادت، ايمان و معرفت عاشورايی سرچشمه می گيرند و گواه آنند كه نام حسين و عاشورا و كربلايش، الهام بخش، راهنما و پيشوانهی روحی و فكری هشت سال دفاع مقدّس بوده است. 4
2 . نوشتهها يك- پيشانیبندها و لباسنوشتهها از نمودهای زيبا و بديع جبهههای هشت سال دفاع مقدّس كه هنوز نيز همچون فرهنگی سيّال وزنده در جامعه جريان دارد، فرهنگ پيشانی بندها است. پيشانی، بارزترین و اوّلين نقطهی آشكار انسان است و به همين دليل، تظاهر آغازين وجود و نمود رسوايی را به پيشانی نسبت دادهاند. برخی مجاهدان، آن گونه كه در تاريخ اسلام نگاشته شده است، از پيشانی بند بهره می گرفته اند. گويا نخستين كسی كه در جنگ صدر اسلام از پيشانی بند سرخ استفاده كرد. ابودجانه انصاری در جنگ بدر بوده است. د رمغازی آمده است كه د رجنگ بدر، زبير دستار زردی داشت و ابودجار بادستار سرخ مشخص بود. 5 دستارهای زرد و سرخ در نخستين جنگ مهم و تعيين كنندهی پيامبر، ابزار تشخيص و تفكيك و فاقد نوشته بود ند. در دوران دفاع مقدّس، نوشتههای كوتاهی كه نشانهی ايمان، باور و آرمان رزمندگان است، زينت بخش اين پيشانیبندها میشود. عمدهی اين نوشته ها به كربلا، عاشورا و اباعبدالله عليه السلام اشاره دارد. برخی از اين نوشته ها عبارتند از: «يااباعبدالله»، « ياخسين»، « زائر كربلا»، « ياحسين شهيد»، «مسافر كربلا»، «يالثارات الحسين»، «لبّيك يا اباعبدالله»، «لبّيك يا حسين»، «كلّ ارض كربلا»، « كلّ يوم عاشورا»، « عاشقان اباعبدالله»، « يا زيارت يا شهادت»، « يازينب»، « تا كربلاراهی نيست»، « السّلام عليك يا اباعبدالله»، «فدای لب تشنهی حسين» و « يا ابافضل». اين نوشتهها بعدها، خود، در حوزهی سرودهها، نوحهها، نوشتهها، خاطرهها، فيلمها و قلمروهای هنری و ادبی راه يافتو به عنوان شاخصهی دفاع مقدّس دركنار پرچمها و پلاك ها كه نمود ونمادجبهه بودند، قرار گرفت. اين نوشتهها افزون بر پيشانی بندها، نقش پرچم ها هم بود؛ پرچمهايی كه لحظهی عمليّات، اعزام پس از پيروزیها، رنگارنگ و پرشكوه، به اهتزاز درآمدند و يا در دست رزمندگان، سماعی شكوهمند و زيبا داشتند. خانوادههای شهيد، پيشانی بند فرزندشان را با همان خونی كه بر آن نشسته و نقش بسته بود، به عنوان يادگاری ارجمند و همچون جان، عزيز نگه داشته، به آن توسّل می جستند و هنوز هم می جويند. گاه پيشانی بندها ارتباطی نزديك با نام لشكر و گردان و گروهان داشت. برای مثال، در لشكرهايی كه نام كربلا يا امام حسين داشتند، عمدتاً با عنوان « مسافران كربلا»، « يا امام حسبن»، «يا حسين» و يا « يا ابا عبدالله» زينت می يافتند. اين نوشتهها افزون بر پيشانی بندها، بر لباس رزمندگان نيز ديده می شد. «كربلا، كربلا! ما داريم ماداريم می آييم»، « زائر كربلا»، « عاشقان اباعبدالله»، « زائر كربلا»، « عاشقان اباعبدالله»، «جان فدای لب تشنهی اباعبدالله»، «لبيك يا اباعبدالله»، «يا حسين» و «يا اباعبدالفضل» از آن جملهاند. گاه نقش حرم اباعبدالله و گنبد و بارگاه او زينت لباس رزمندگان بود. گاه نيز عكس اين حرم در جيب و كوله پشتی رزمندگان همراه با زيارت عاشورا يا زيارت وارث، توانبخش، همدم لحظه ها و گواه شيفتگی و دلباختگی آنان به اباعبدالله بود. گفتنی است اين گفته ها و نوشته ها، خود، معرّف رزمندگان و در صورت شهادتشان، نشانه و علامت شناسايی آنان بود. هنوز هم برخی از اين جملهها و نوشتههای شناخت اجساد مطهّر مفقودالاثرهاست. پيشانی بندها به رنگ سبز، قرمز آبی، سفيد، زرد، سياه، نارنجیو ... بود. در اين ميان، سبز و سرخ بيش از ديگر رنگ ها به كار گرفته مي شد. گاه نيز رزمندگان شخصاً با استفاده از ماژيك و ابزار ديگر، نوشته های مورد علاقه ی خود را بر پارچه ها يا بر لباس های خود می نوشتند. بايد گفت پيشانی بند در اين هيئت، يكی از جلوه های انحصاری و بی سابقه در تاريخ نبردهای جهان و حتّی اسلام است كه تأثير آن را در جهاد فلسطين و روزگاری در بوسنی و هرزگووين شاهد بوده و هستيم.
دو- تابلونوشته ها تابلونوشته ها در طول جاده هايی كه به جبهه ختم می شد، كنار سنگرها، در پادگان ها و در جغرافيايی به وسعت جبهه ها و حتی همه ی ايران، پيام رسان فرهنگ، ايمان، آرمان و انديشه های جبهه بودند. تابلونوشته ها، فرهنگنامهی نسلی بودند و هستند كه برای خدا جنگيد، برای خدا شهيد داد و جان مايه ی حركت خويش را از كربلا و عاشورای حسينی وام گرفته بود. تابلو نوشته ها دارای ويژگی هايی چند بودند: 1-از يك كلمه تا يك عبارت و گاه يك متن، محتوای تابلونوشته ها را تشكيل می داد. گاه تنها يك كلمه مانند صبر، ذكر، نماز، غفلت، صلوات، دعا، عاشورا و حسين، نقش تابلو بود؛ 2-آيات قرآنی، احاديث و روايات، جملات حضرت امام (قدّس سرّه) بيشترين كاربرد را در تابلو نوشته ها داشتند؛ 3-فرهنگ عاشورا و واژگان تداعی كننده ی كربلا مانند عاشورا، كربلا، يا اباعبدالله، ياحسين، هيهات منّا ااذّله، يا ثارالله، محرم، يا زينب، يا اباالفضل و ... متن بسياری از تابلونوشته ها بود؛ 4- ابيات مشهور به ويژه عنوان نوحه های شورانگيز و سروده های شاعران انقلاب جايگاهی قابل اعتنا در تابلو نوشته ها داشت؛ 5 - فرهنگ «صلوات» مانند كافه ی صلواتی، تلگراف صلواتی، خياطی صلواتی، سلمانی صلواتی و نيز نشان دادن اين نكته كه كربلا غايت و نهايت آرمان ها است، همه جا چهره می نمود.تابلوهايی كه فاصله تا كربلارا مشخص می كرد نيز زينت جادّه ها بود؛ 6 - تعدادی از تابلو نوشته ها عين سخنان رزمندگان بود و گاه، واژگان گويش های كشور نيز در آنها ديده می شد؛ مانند « يا شاسين حزب الله( زنده باد حزب الله)». گاه چاشنی طنز در اين نوشته ها بارز بود؛ مانند: « كربلا! كی بريده؟» و « تا كربلا راهی نيست، اگر بجنبيد!»؛ 7- بسياری از تابلونوشته ها، نقش لباس ها، غعنوان نامه ها و حتّی وصيّت نامه ها نيز هست. اين يگانگی شعارها، وحدت حالات و باورها و"توحيد كلمه"رزمندگان را نشان ميدهد. درجمع بندی كلّی،هيچ موضوعی به اندازه ی كربلا و عاشورا محور و موضوع تابلو نوشته های چبهه نبود. اين پيوند درونی و روحی رزمندگان با اباعبدالله و فرهنگ عاشورا، جان مايه ی جبهه ها، وبرانگيزاننده، حركت بخش و عامل بسياری از جبهه نشينان محسوب می شد. اگر همه ی مظاهر و نمادهای ديگر جبهه را بر اين ويژگی بيفزاييم، روشن خواهد شد كه جبهه با عاشورا نفس می كشيد، می باليد، می شكفت، به بار می نشست و زندگی میكرد. برای روشن شدن ميزان پيوند جبهه با فرهنگ عاشورا، تابلو نوشته ها را از چشم اندازهای گوناگون بررسی می كنيم: 1-در مجموع حدود نيمی از نام لشكرها و تيپها، ملهم از فرهنگ عاشورا است. 2-اطلاعات تكميلی در اين زمينه، از نيروی زمينی سپاه پسداران انقلاب اسلامی و نيز بنياد حفظ آثار و ارزشهای مقدّس گرفته شده است. 3-البته از نام ديگر معصومان(ع) نيز در اعزامهای سراسری استفاده میشد. در آذر ماه 65، اعزام بزرگ«سپاه محمد» برای عمليّات كربلای 5، نمايش ديگری از وفاداری، پافشاری بر ايمان و پيمان و عشق به اباعبدالله و جبهه و جهاد بود. در دي ماه سال 66«سپاه حضرت امير» در بهمن ماه «سپاه حضرت زهرا» و در اسفند ماه همان سال«سپاه امام حسن مجتبی » نيروهای لازم برای عمليّات گستردۀ والفجر 10 در جبهههای غرب را تدارك ديدند كه تصويری ديگر از شوق و شور شگفتگی امّت ما را تسليم میكرد. 4-اين بخش با بهرهگيری از كتاب«كارنامۀ عمليّات سپاهيان اسلام در هشت سال دفاع مقدّس»، نگاشته شده است. 5-مغازی، محمدبن عمر واقدی،ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی، ج1،ص 57.
|