
پيوند دو فرهنگ (بخش سيزدهم)
تاریخ : سه شنبه، 22 مرداد ماه ، 1387 موضوع : عاشورا-دفاع مقدس
2 - نوحهها و مراثی صحنۀ کربلا و حوادث عاشورا، تلخ و جانگداز و غم آورند. این مصیبت عظیم، آن قدر دردناک است که در زیارت عاشورا می خوانیم؛ یا أَباعَبدِالله! لَقَد عَظُمَتِ الرَّزیَّه وَ جَلَّت و عَظُمَتِ المُصیبَهُ بِکَ عَلَینا وَ عَلی جَمیعِ أَهلِ الإسلامِ وَ جَلَّت وَ عَظُمَت مُصیبَتُکَ فی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ أَهلِ السَّموات یا اباعبدالله! بی تردید تحمّل واقعۀ جانسوز کربلای تو بر همگان و بر همۀ ساکنان آسمان بسیار سخت و ناگوار و گران است! شیعه، چهارده قرن بر این مصیبت می گرید، سوگوارانه مجلس عزا برپا می کند، مظلومیّت و غربت آن حوادث شکننده را باز می گوید و بر رقم زنندگان آن حادثه، لعن و نفرین می فرستد. این سوگواری، زمینه ساز ...
اُنس و الفت و یگانگی با محتوای حادثه، و نفرت نسبت به قساوت پیشگان و بیدادگران است و کدام «روش» را در انتقال فرهنگ کربلا، بهتر و مؤثرتر از این روش می توان یافت. این جا است که رمز و راز ستایش اشک و تباکی و نوحه¬سرایی و مرثیه خوانی را در لسان ائمه(ع) و بزرگان و فرهنگ شیعی در می یابیم. وقتی هستی سوگوار است، وقتی آسمان ها و زمین گریان است، وقتی تنها، پایگاه های بیداد و شقاوت شادمان و خندانند، همراه با هستی سوگوار نگرییم، چه خواهیم بود؟ آیا برگی جداافتاده از شاخه هستی نخواهیم بود. امام صادق(ع) می¬فرماید: اِنّ أَباعبدالله لَمّا قُتِلَ بَکَت عَلَیهِ السَّمواتُ السَّبعُ وَ الاَرَضُونَ السَّبعُ وَ ما فیهِنَّ وَ مَن یَتَقَلَّبُ فِی الجِنَّهِ وَ النّار وَ ما یُری وَ ما لا یُری اِلّا ثَلاثَهُ أَشیاءَ . . . البَصرَهُ وَ دِمَشقُ وُ آلُ الحَکَمِ بنِ أَبِی العاصِ۱ هنگامی که امام حسین(ع) به شهادت رسید، آسمان ها و زمین های هفت گانه و هر آنچه در آن¬ها و میان آن¬ها بود، بر آن بزرگوار گریستند. در آن روز، اهل بهشت و جهنّم، آنچه دیده نشود نیز جز سه گروه بر او گریه کردند؛ بصره، دمشق و خاندان حَکَم و مروانیان. امام صادق(ع) در روایتی دیگر، از بیتابی دریاها و فرشتگان و کوه¬ها سخن می گوید و میفرماید: چشمی محبوب¬تر از چشم گریان بر حسین(ع) نیست. هیچ قطرۀ اشکی دوست داشتنی¬تر از اشک بر حسین(ع) نیست. هیچ گرینده ای نیست که در سوگ حسین بگرید و فاطمه و پیامبر را خشنود و شادمان نسازد و حقّ خاندان ما را به¬جای نیاورد. همگان در روز قیامت، گریان وارد محشر می¬شوند، در حالی که دیگران پریشان و نگرانند.۲ دلیل این¬همه توصیه در اشک ریختن و سوگواری بر اباعبدالله چیست؟ اشک و سوگ چه دستاوردی و تأثیری بر سلامت رفتار فردی و اجتماعی خواهد داشت؟ اگر اشک، ترجمان انقلاب در عواطف است و این اشک ریختن، تأثیر از دست دادن عزیزترین و والاترین انسان¬ها است، می¬توان تأثیراتی چند برای این سوز و سوگ برشمرد: یک – اشک ریختن، زمینه ساز تلطیف عواطف و سلامت درون است؛ زیرا در لحظۀ اشک ریختن، به آن «خوب» و انسان والا می¬اندیشیم؛ دو – اشک ریختن بر خوبان، اشک ریختن بر خوبی است؛ آن که بر این مصیبت می¬گرید، خوبی و پاکی و معصومیّت خود را با خوبی پیوند زده است؛ سه – اشک ریختن، مفهوم نفرت از ستم و ستمگران را در خویش دارد؛ آن¬که بر غربت و مظلومیّت حق اشک می¬ریزد، به نوعی نفرت خود را از ستم و ستمگر نیز بیان داشته است؛ چهار – مرور شخصیّت و فضایل امام حسین(ع) و اصحاب و خاندانش در مرثیه و نوحه و سوگواری، باعث اتّصال سوگوار با این فضیلت¬ها می¬شود. در نتیجه، سوگواری، خود، کلاس اخلاق و تهذیب و سازندگی است؛ پنج – در طول تاریخ که فرهنگ شیعه مظلوم و غریب افتاده است، اشک، سلاحی بُرّا و کارا در انتقال این فرهنگ، به¬ویژه فرهنگ عاشورا بوده است؛ شش - قلب پس از اشک ریختن، منقلب و مستعدّ پذیرش بیش¬تر و بهتر است. بنابراین، اشک ریختن بر اباعبدالله، فرد را مستعدّ دریافت حقایق و فضایل می¬سازد؛¬ هفت – با اشک بر حسین، فاصلۀ خود را حتّی از نظرگاه تاریخی با خاندان پیامبر کم می¬کنیم. آن¬که بر عاشورا می¬گرید، به تجسّم صحنه¬های غمبار و تلخ کربلا می¬پردازد و خود را در آن لحظه¬ها می¬یابد. این کم کردن و برداشتن فاصله¬ها، خود، در یگانگی و همراهی و همسویی با امام شهیدان و اهل بیت بسیار مؤثّر است. همین باور و فرهنگ باعث شده است که شیعه، عاشقانه و سوگوارانه محافل و مجالس عزای اباعبدالله را بر پا کند و هر فرصتی را برای اشک و سوگ مغتنم بشمارد. انقلاب مقدس اسلامی به¬دلیل پیوند با فرهنگ عاشورا، با شور و گستردگی و ژرفای بیش¬تری به این موضوع پرداخت. انقلابی که خود، محصول کربلا است و ریشه در خون زلال کربلا دارد، باید چنین باشد؛ انقلابی که از محرّم سال 42 آغاز شد با عاشورا و کربلا را ارج بگذارد و همۀ مظاهر و شعائر این فرهنگ را ترویج کند. رزمندگان در دوران هشت سال دفاع مقدّس، در هر موقعیّت و مناسبتی، حتّی در سرورها و پیروزی ها، نام و یاد اباعبدالله را فراموش نمی¬کردند. شب¬های عملیّات، ذکر اباعبدالله توان می بخشید. مرثیه و سوگواری و سینه¬زنی پس از نماز، خواندن هر روزۀ زیارت عاشورا، برپایی مجالس روضه و عزاداری و حتّی رجزها و سروده هایی که به هنگام اعزام نیروها نام و یاد اباعبدالله محور و مدار اصلی آن ها بود، پشتوانۀ جبهه ها و عملیّات ها به شمار می آمد. پس از گذشت سال ها از آن روزها و لحظه ها، هنوز همان نوحه ها و سروده ها و مرثیه ها در یاد و خاطر رزمندگان وو مردم ما باقی است. چه کسی از آن روزها این بیت را در خاطر ندارد که: هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله هر که دارد سر همراهی ما بسم الله یا طنین این سروده با صدای گرم برادر «حاج صادق آهنگران» را فراموش می کند که: با نوای کاروان، بار بندید همرهان این قافله عزم کرب و بلا دارد اندک صدایی کافی بود تا در جبهه ذاکر و مدّاح اهل بیت باشی. حتّی گاه در سنگرهایی که ظرفیّت چند نفر بیش تر نداشت، مجال و فرصت¬های فراغت، به نوحه و مرثیه خوانی می گذشت. این نوحه¬ها گاه محصول ذوق و ذهن خود رزمندگان و گاه محصول کوشش دسته¬جمعی بود، به سخن دیگر، جمع، در سُرایش آن مؤثر بودند. نوحه¬ها در دوران دفاع مقدس وجهی متفاوت با نوحه¬های گذشته پیدا کردند. قدیم¬ترین نوحه¬ها معمولاً محتوایی سوزناک و محزون داشته¬اند و شاید تاریخ نوحه¬های فارسی در زمینۀ عاشورا، به بیش از پنج قرن برسد؛ هرچند از نظر گاه کمّی و کیفی، اوج نوحه¬های عاشورایی را باید در عصر صفویّه دانست. نوحه¬های دوران دفاع مقدّس افزون بر اندوه و حزن، لحن حماسی و هیجانی دارند. به عبارت دیگر، نوحه¬ها جز طرح مصائب کربلا، نقش برانگیزانندگی و بسیج برای حضور در جبهه¬ها یا شرکت در عملیّات¬ها را ایفا می¬کنند. شعر نوحه¬ها و مراثی گاه از شاعران مطرح پس از انقلاب و گاه از شاعران گذشته است. حتّی غزل¬های حافظ و مولانا محمل و مقدمّه¬ای برای ورود به مرثیه و نوحه¬اند که مطلع غزل اول دیوان حافظ، یعنی: ألا یا أیُّهَا السّاقی أَدِر کَأساً وَ ناوِلها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها از آن جمله است. یکی از نوحه های مشهور، غزلی از سید حسن حسینی است با مطلع: می روم مادر که اینک کربلا می خواندم از دیار دوست یار آشنا می¬خواندم شیوۀ تکخوانی و همخوانی در تکایا، سنگرها و حسینیه¬های جبهه رواج داشت. نوحه¬ها گاه در هیئت رجز نیز خوانده می¬شدند و در برنامه¬های صبحگاه یا قبل از عملیّات، حالتی لبریز از نشاط و سرور عاشقانه را ایجاد می¬کردند. برخی از این نوحه¬ها عبارتند از: ما بسیجیان در ره قرآن هستی خود را می¬دهیم آسان حسین¬جان، حسین¬جان، حسین¬جان شهادت در راه خدا آرزوی ماست قیامت سرفرازی و آبروی ماست حسین¬جان، حسین¬جان، حسین¬جان جان نثاران راه حق هستیم عهد و پیمان خون و جان بستیم حسین¬جان، حسین¬جان، حسین¬جان ای حسین¬جان ما فدای تو می¬دهیم جان خود به راه تو حسین¬جان، حسین¬جان، حسین¬جان و این نوحه که از شهرت و فراگیری فراوانی در سال¬های دفاع مقدس برخوردار بود: ندای هل من ناصر حسینی لبّــیک یـا خـمینی پیش به سوی حرم حسینی لبــّیک یـا خـمینی و این عنوان نوحه که زمزمۀ رزمندگان به ویژه در لحظۀ اعزام نیرو و شب عملیّات بود: عزم سفر دارند انصار حسینی دست دعا بردار مولاجان خمینی و نوحۀ حماسی حاج صادق آهنگران که از نوحه¬های اوائل جنگ بود:
سوی دیار عاشقان، سوی دیار عاشقان رو به خدا می¬رویم، رو به خدا می¬رویم معمولاً در نوحه¬ها افزون بر نام و یاران نزدیک اباعبدالله چون اباالفضل العبّاس، علی¬اکبر، قاسم، حبیب، حُرّ و ...، از ویژگی¬ها و فضایل کربلا نیز سخن به میان می¬آمد. رشادت، شهادت، پاکبازی، اخلاص، اطاعت از رهبری، تحمّل مصائب، عطش، پیام¬رسانی زینب کبری، اسارت و ... نکاتی بودند که در نوحه¬ها و مراثی مطرح می¬شدند. نوحه¬ها و مراثی در دوران دفاع مقدّس نه تنها در جبهه، که در هنگام اعزام نیرو، تشییع جنازه و مراسم شهیدان شور و حرکت و عشق می¬آفریدند. نوحه¬سرایان و مدّاحان در طول سال¬های دفاع مقدّس، از نقش¬آفرینان مهم حرکت¬ها و پیروزی¬های جبهه بوده¬اند. مطالعه در نوحه و مراثی، نیازمند تحقیق و تحلیلی مستقل با جمع¬آوری همۀ آن¬ها است. شعر نوحه¬ها، در سال¬های پس از دفاع مقدّس تا کنون رو به کمال و غنای بیش¬تر نهاده است و شعر شاعرانی شاخص چون علیرضا قزوه، قادر طهماسبی (فرید)، محمّدرضا آغاسی، محمّدحسین جعفریان، علی معلّم، عبدالجبّار کاکایی، حسین اسرافیلی، پرویز بیگی و ... مورد استفادۀ نوحه¬سرایان قرار گرفته است.
3- رجزها و شعارها رجز، شیوۀ معرّفی رزم¬آوران در میدان جنگ و نوعی عملیات روانی بود که رزم¬آوران علیه سپاه مقابل می¬آفریدند. شعار نیز نوعی اعلام مواضع و فریادی برای نشان دادن جهت¬گیری و آرمان¬ها و باورها است. رجزها و شعارهای به جای مانده از عصر پیامبر و غزوات و سرایای ان بزرگوار و به¬ویژه شعارها و رجزهای عاشورا، بیانگر اندیشه، آرمان و راهی است که رزمندگان، برگزیده و در آن جانفشانی می¬کردند. به کار بردن شعار «الله أعلی و أجلّ» در مقابل شعار «أُعلُ هبل» در جنگ احد، رویارویی دو اندیشۀ توحید گرایانه و بت¬پرستانه را نشان می¬دهد. شعارهای مشهور «اِنّی لا أَری اَلموتَ إلّا سَعادَهً وَ الحَیاهَ مَعَ الظّالِمینَ اِلّا بَرَما» از اباعبدالله و «الموتُ أَحلی مِنَ العَسَل» که قاسم بن الحسن در پاسخ به اباعبدالله مطرح کرد، گواه مکتب و فرهنگی است که در کربلا جریان دارد. رجزها و شعارهای فراوانی از هشت سال دفاع مقدّس به جای مانده است که عمدۀ آن¬ها، منظوم، آهنگین، کوبنده وحماسی است. در این شعارها و رجزها ویژگی¬هایی چند می¬توان یافت: یک – کوتاه، حماسی و همراه با ضرب¬آهنگی هیجانی هستند؛ دو – تقریباً همۀ آنها بر ساختۀ ذهن و ذوق خود رزمندگان است. به ندرت نیز شعرها و شعارهایی از گذشته است که متناسب با فرهنگ و فضای جبهه¬ها تغییر یافته است؛ سه – این شعارها و رجزها در برنامه¬های صبحگاه، کوهنوردی، شب عملیّات، هنگام اعزام نیرو، حتّی در تشییع جنازۀ شهیدان خوانده می¬شدند. به بیان دیگر، کاربرد شعارها، همه گاهی و همه زمانی بود؛ چهار – شوخ¬طبعی و بذله¬گویی رزمندگان همواره چاشنی این رجزها و شعارها می¬شد؛ به¬ویژه در برنامۀ دو صبحگاهی که برای رفع خستگی و تفنّن، تغییراتی در شعارها داده می¬شد؛ پنج – برخی از این شعارها نقش مزار شهیدان شده است؛ شش – برخی شعارها، شعارهای پرشور قیام¬ها و تظاهرات مردمی در دوران انقلاب اسلامی است که این دوران، خود، از پرشعارترین دوران¬های تاریخ ایران به شمار می¬آید؛ هفت – فرهنگ عاشورا، بارزترین فرهنگ در مجموعۀ رجزها و شعارها است؛ هشت – در لشکرها، گردان¬ها و گروهان¬ها، شعارهای محلّی زیادی با گویش خاصّ منطقه شنیده می¬شد. کوتاه¬ترین شعارها، نام مبارک و زیبای «حسین» و یا گفتن «یا حسین» بود. در پاسخ به «از جلو نظام» در هنگام آرایش صفوف، همه می گفتند: «یا حسین». نشستن و برخاستن نیز با همین شعار همراه می¬شد. پاسخ برخی از شعارها و رجزهای بلند در هنگام راهپیمایی یا دو صبحگاهی نیز ذکر «حسین» یا «یا حسین» بود. گاه نیز پاسخ شعار تکخوان، «جانم حسین» بود: من عاشق دل خسته ام جانم حسین، جانم حسین در سنـگرم بـنشسته ام جانم حسین، جانم حسین پشت عـدو بشکسـته ام جانم حسین، جانم حسین مطلع نوحه ها، گاه در شعارهای صبحگاهی و راهپیمایی¬ها به کار گرفته می شد، مانند: ای جان نثاران خدا یارتان باشد خداوند نگهدارتان * * * * ای لشکر صاحب زمان آماده شو، آماده شو * * * * تمام لاله های پرپر ما فدای مکتب پیغمبر ما * * * * گاه سروده¬های انقلابی که در سال های پس از انقلاب ساخته شده بود، دست¬مایۀ ساختن شعارها و رجزها می شد. برای مثال، وزن و آهنگ سرود، «من آب های سرخ ایران را نهنگم، من مرد جنگم» که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد، دست مایۀ ساختن این شعار شده بود: من قهرمان کربلای این زمانم ذکر خدا و نام مهدی بر زبانم به¬ندرت می¬توان در شعارهای جبهه، نام¬ها و نشان¬های عاشورا و کربلا را نیافت. برخی شعارهای کربلا مانند «هیهات منّا الذلّه»، خود، عنوان شعارهای جبهه است و تعدادی از رجزها برگردان عباراتی مانند «یا ثارالله، انّی سلمٌ لمن سالمکم – انّی حربٌ لمن حاربکم» (زیارت عاشورا)، «یا لثارات الحسین» (شعار یاران امام زمان)، «یا أباعبدالله، کلّ یوم عاشورا، کلّ أرض کربلا»، «مهلاً مهلا، یا ابن الزّهرا» (سخن منتسب به حضرت زینب در هنگام رفتن اباعبدالله به میدان) و «الموت أولی من رکوب العار» (رجز حضرت اباعبدالله در میدان کربلا) که با فرهنگ عاشورا پیوند دارند، می باشند. شعارهای جبهه یا کوتاه و یا بلندند، در تمام سروده های بلند که معمولاً در صبحگاه و هنگام اعزام نیروخوانده می¬شد، به کربلا و فرهنگ عاشورا اشاراتی شده است. این اشارات روشنگر، ارتباطی است که میان جبهه¬ها و رزمندگان با فرهنگ عاشورا وکربلا وجود دارد؛ فرهنگی که خود، بنیاد و آبشخور فرهنگ جبهه است. ۳
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱. بحارالانوار، ج 45، ص 202. ۲. بحارالانوار، ج 45، ص 206. ۳. خوشبختانه در زمینه فرهنگ شعارها و رجزهای جبهه، کار ارزنده و محققانۀ آقای سید مهدی فهیمی به چاپ رسیده است. البته این باب باید همچنان باز باشد؛ هنوز بسیاری شعارها و رجزهای جبهه را می¬توان مطرح کرد که در این اثر ارزنده مطرح نشده و مورد بررسی قرار نگرفته است.
|