
تاریخ : سه شنبه، 22 مرداد ماه ، 1387 موضوع : با ذاكرين
مصاحبه با حاج صادق آهنگران و حاج حبيب الله معلمي (بخش دوم)
- با توجه به گستردگي عرصهي فعاليت شما در دوران دفاع مقدس، آيا اتفاق افتاد كه مورد تفقد امام(ره) قرار بگيريد يا اين كه پيامي از ايشان به شما برسد؟
ریشهي این مسئله برمیگردد به فرهنگ ما و عنايتي که اهل بیت(عليهم السلام) نسبت به مداحي داشتند و معمولاً ذاكران و شعرا را با صله و بيان خوب مورد تشويق وتمجيد قرار ميدادند. امام خميني(ره) نيز رهرو اهل بيت(ع) بود و اين حساسيت را نسبت به مداحي داشتند. روح ایشان روح حماسی بود و با اشعاري كه بيانگر ضعف باشند اصلاً سازگار نبود. به لطف خدا و با عنایات خود امام(ره) کمتر پیش میآمد که ....
من به تهران بروم و براي دست بوسي خدمت امام درجماران نرسم. گاهي هم پیش ميآمد كه همراه فرماندهان قبل و يا بعد از عملیات خدمت ایشان میرسیديم ونشست كوتاهي با ايشان داشتيم. امام با آن روحيهي حماسی به تمام اشعار وخواندهها دقت میکرد البته هم خودش دقت داشت وازکاری که بچهها میخواندند لبریز می شد و هم به نظرم خود این نوحهها هم اثرداشت وتوجه امام راجلب میکرد. آقای انصاری(رئيس دفتر امام(ره)) هم میگفت :گزارش تمام آنچه که درگردآنها ولشکرها میخوانید خدمت امام میرسد و استقبالی که ازاین نوحهها میشود به امام منتقل میشود. به ياد دارم كه يك بار در مراسم چهلم شهداي يكي از موشك بارآنها نوحهاي با اين مطلع خواندم:« ای عزیزان باردیگرشد وای محشر/ یک طرف افتاده طفلی یک طرف افتاده مادر» سبك اين شعرحماسی نبود و چند باراز صدا وسیما با صحنههایی مناسب پخش شد. در پي پخش اين برنامه امام فرموده بود:" به ایشان بگویید اشعارحماسی بخوانند." و من از آن جا به خواندن اشعارحماسی روي آوردم؛ اما گاه قبل از اجراي اشعار حماسي متن و يا مرثيهاي حزن انگيز ميخواندم، از جمله در نماز جمعهي تهران يك بار اين اتفاق افتاد و قبل از خواندن شعر حماسي: «خیز ای رزمنده شیر/خانه از دشمن بگیر/ بهرآزادی قدس ازکربلا» (سرودهي آقای معلمی) متنی راخواندم که حماسی نبود هرچندخیلی کوتاه بود وطولی نکشید، اما بعدها فهمیدم امام از رادیوی کوچک خود آن را گوش کردهاند و اظهار نارضايتي نموده و گفتهاند: مردم، مردم حماسه هستند، مردم جنگ هستند." حاج احمد(رضي ا... عنه) همان موقع بانمازجمعه تهران، آقای مرتضاییفر(وزیرارشاد) تماس ميگيرند اماایشان ازترس اين كه تأثير بدي در روحيهي من داشته باشد چيزي نميگويند. اما من بعدها توسط يكي از برادران از اين مسئله آگاه شدم و ديگر هيچ گاه بخشهاي مرثيهاي و حزن آلود نخواندم.
سوال:حاج صادق آهنگران صحبت از حضرت امام(ره) شد؛ در روز رحلت امام شما کجا بودید، چه حالی به شما دست داد و اولین اقدامی که کردید چه بود؟
جواب: در آن ایام یک شب شعر طلاب در مشهد برگزار میشد. و ما به مشهد دعوت شده بودیم تا برنامه اجرا کنیم، اتفاقا شعرای معروف کشور هم آنجا بودند. همان جا شنيديم که حال امام خوب نیست، یادم میآید تقریبا دو سه بار پایین آمدیم. شاعر معروف ایشان پای تلفن نشسته بود و با آقای ناطق نوری صحبت میکردند که حالش چطور است، لحظه به لحظه حال امام را سوال می کردند، همه نگران بودند. آخرین باری که ما رفتیم سوال کنیم من و علیرضا قزوه بودیم، که گفتند حال امام رو به بهبود است و ما با خیال راحت رفتیم خوابیدیم، ولی صبح که با صدای قرآن بلند شدم بند دلم لرزید، گفتم الان قرآن بیمناسبت است و از همه طرف پخش میشود ، لذا بلافاصله آقای قزوه را بیدار کردم و گفتم دارد قرآن پخش میشود، به نظر من حادثهای پیش آمده. او هم هراسان بلند شد. دویدیم تا حاج آقا جواد محدثی را دیدیم که لب پلهها غمگین نشسته و دو سه تا از آن شعرا هم گریه میکردند. آنجا فهمیدم که چه اتفاقي افتاده است. شب شعر ناتمام ماند و همه به حرم رفتیم وعزاداری کردیم و بعد به تهران برگشتيم؛ البته همان جا از آقاي قزوه خواستم كه شعري به اين مناسبت بسرايد ومن در اولين مراسمي كه پس از بازگشت در تهران داشتيم آن را اجرا كردم:"بوي گل مي آيد و گل رفته است/ غرق آوازيم بلبل رفته است"
- قطعاً خدمتگزاري و نوكري به اين آستان عنايات بسياري را براي هركس به همراه دارد. خواهشمنديم با توجه به سال ها خدمت به آستان مقدس اهل بيت(ع) از تاییدات، کرامات و الهاماتی که داشتهاید برایمان بگویید؟
نه تنها من بلکه تمام خدمتگزاران به مكتب عاشورا و امام حسین(ع) در هر مرحلهای از زندگیشان در این راستا فیض بردهاند و عنایاتی از سوی اهل بیت به ایشان شده که به وضوح مشخص است، که اگر من بخواهم بگویم شاید دیگران فکر کنند صاحب کرامات هستم، در حاليكه شما پای صحبت هر مداحی که بنشینید در اين زمينه سخن بسيار دارد؛ اما من به عنوان نمونه يك مورد را ذكر ميكنم: اوایل جنگ به قدری کارم را مؤثر دیدم که به حرم امام رضا(ع) رفتم و آنجا دستم را به ضریح گرفتم و گفتم: "یا امام رضا من از شما میخواهم كه تا آخر راه مجبور به انجام هيچ مسئوليت ديگري جز مداحي نشوم." به لطف خدا از آن موقع تا حالا فرماندهان و مسئولین سپاه و دیگران به جز اینکار کاری به کارم نداشتهاند. اما چون ترسیدم از نظر شرعی ابهاماتی داشته باشد با آقایان صفوی و محسن رضایی و صیاد شیرازی - خدا رحمتش کند- صحبت کردم که در کنار این کار یک کار اجرایی بگیرم ولی آنها بدون استثنا گفتند اصلا نيازي نيست و فقط همین کار را انجام بده و این از عنایات امام رضا(ع) بوده است. بله، کار اصلی ما به لطف خدا مداحی است و اگر بخواهیم کاری انجام بدهیم در حاشیه است و افتخار میکنیم. در طول این مدت من چند بار تصادف سنگین داشتهام ولی حتی خونی از دماغم هم نیامده و هرکس مرا میدیده، گفته تو الان بایستی له میشدی. این موارد خیلی زیاد است؛ گاهی در جایی که نوحه میخواندم بلندگو برق داشته ولی هیچ آسیبی به من نرسیده. و از همین موارد در جبههها هم اتفاق افتاده و خیلیها تعجب میکنند که من یک ترکش هم نخوردهام. البته شاید این به دليل كم سعادتي من بوده است، منتها من احساس میکنم اگر جانباز بودم و بدنم زخم اینچنینی بر میداشت شاید نمیتوانستم به این شکل ادامه بدهم. لذا بارها و بارها در بمبارنهای سنگین خط مقدم گلولهها بغل گوشم خورده ولی به من اصابت نکرده است. حالا یا فقط به خاطر این بوده که توفیق نداشته ایم یا اینکه توفیق داشتهایم که این کار را مثلا با سلامت بتوانیم انجام دهیم. و این هم یکی از عنایاتی است که در طول هشت سال دفاع مقدس به من شده است. خدا میداند و بارها به خود گفتهام که اگر کسی غیر از آقای معلمی با من همکار می شدند نمیتوانستم در این وادی به سرمنزل مقصود برسم، برای این که هر موقع از شبانه روز به او میگفتم، نوحه را میداد، حالا چه صبح و چه شب، فرقی نداشت. ولی به هرکس دیگر میگفتم میگفت عنایتی نشده، و شعرش نمیآمد. واقعا هم نمیتوانستند. اماحاج آقا معلمي تنها کسی بود که در تمام لحظات به صورت خستگی ناپذیري بامن همراه بود و حتی از من هم که سنم کمتر بود پرانرژیتر. ایشان همچنان بدون چشم داشت مادی به کار خود ادامه میدهند. دفاتر نوحهای که از او هست شاید سی یا چهل تا باشد و نوارها شاید هزارتا بیشتر باشد.
سوال:حاج صادق آهنگران اگر امکان دارد داستان آن خواب و تایید حضرت زهرا(س) و آن دعای توسلی که فرمایش کردید با یکی از دوستانتان در یک محفل خیلی خودمانی و خصوصی اجرا کردید را برای ما بازگو نماييد؟
جواب: من با یکی از دوستان محفل خانوادگی داشتیم. گاهی فقط ما دو نفر بودیم و گاهی با خانوادههایمان که از شش نفر تجاوز نمیکرد. با توجه به ارادت ایشان به امام حسین(ع) و ذکر اهل بیت(ع) هر وقت به منزل ایشان میروم به من میگوید پنج دقیقهای برایم روضه بخوان و من هم میخوانم و ایشان به قدری اشک دارد که اگر من روزی ده بار هم برایش بخوانم کم نمیآورد. اما معمولا چون بعد از چند برنامه به او سر میزنم خیلی خسته هستم. یکبار بعد از ده برنامه به او سر زدم و در جواب تقاضای او گفتم حوصله ندارم، و او دلشکسته شد، خیلی جدی به او گفتم مگر اینکه تو یا من خوابی ببینیم، که من به اینکار ادامه بدهم. بعد از چند روز که با او تماس داشتم ، گفت: حالا شکایت مرا به حضرت زهرا(س) میکنی؟! گفتم: چهطور؟ گفت:الان خواب دیدم حضرت زهرا(س) نشسته، تو هم کنارش نشستی و با او صحبت میکنی، همین که من از در وارد شدم تو به شوخی در گوش حضرت زهرا(س) گفتی: این وضعش خیلی خراب است و حضرت فرمودند: نه ایشان مثل اولاد من میمانند. خواستم سؤالی کنم و از خودم دفاع کنم که با صدای زنگ تلفن تو از خواب بیدار شدم. مدتی بعد که گذرمان به اصفهان افتاد، پیش مرحوم صدیق که در تعبیر خواب استاد بودند رفتیم و تعبیر خواب را سوال کردم و ایشان گفتند: شما دو نفرسر یک مسئله معنوی جدال داشتید که حق به جانب ایشان(رفیقم) است. و من فهمیدم بهخاطر تزلزلی که در من بوجود آمده، حضرت زهرا(س) ایشان را تایید کرده بود. و ماجرا را فهمیدم که یک روضه دو نفری چهقدر اهمیت دارد.
حاج صادق – لطفاً دربارهي موسيقيهاي جديدي كه گاه جاي مداحي سنتي را پر كرده است سخن بگوييد. مداح چگونه به شيوهي صحيح به كار خود ادامه دهد تا ارزشهاي ديني محفوظ بماند؟
جواب: مقام معظم رهبری در چند سال اخیر در بیاناتشان به طور مکرر ریز و درشت نکات مداحی را مطرح نمودهاند و در این مورد اشارههای بسیار زیبا و خیلی جالب توجهی داشتهاند که هر مداح اگر فقط سفارشهای مقام معظم رهبری را آنگونه که هست با نظم اجرا کند در این کار به کمال میرسد. مثلا یکی از مسایلی که بارها و بارها اشاره میفرمایند اینکه به سنت خودمان یعنی شیوههایی که از قبل بوده، برگردید. ايشان همیشه به روش ساده و سنتی که ذاكران اجرا میکردهاند، اشاره میکنند. مثلا می گفتند قبلا یک مداح اول مجلس ابیاتی درمورد اخلاق اسلامی، نمازاول وقت، عدالت، نیکی به پدرومادر ویا ... میخوانده وبعدهم درشأن اهل بیت یک متن خوب می خوانده وبعد وارد مرثیه میشده. دمهایی هم که میگرفتند از نظر روضه خوانی دمهایی نبوده که خدای نکرده اهل بیت را ذلیل نشان بدهد. بلکه مطالب پیامآور و حماسی در شأن اهل بیت بوده است. لذا به نظر من روالی که الان در حال طی شدن است، بجز اینکه عدهای ناآگاهانه وشاید متأسفانه به خاطر جذب جوانها این کار را میکنند، دليل ديگري ندارد؛ البته دشمن هم نسبت به این مسئله بی توجه نبوده است. در جبهه همیشه بسیجیها زیرعلم یک مداح تا مرز شهادت هم پیش رفتهاند، درروزهای عاشورای قبل ازانقلاب هم جوان ونوجوان فوج فوج دراین مراسم حضور پیدا کردهاند؛ قطعاً دشمن برای ضربه زدن از این راه وارد میشود. ودراین مسیر بیکار نمانده وهدفش تغيیردادن جهت ومحتوا وسبکهاست. لذا میبینیم سبکهای سنتی فرهنگ غنی خودمان جایش را به سبکهای آرژانتینی، مکزیکی وترکی داده است. نکتهی دیگر آن که اشعار هم محاورهای و ضعیف شده، درحالی که آهنگ سینه زنی تند شده وچیزی دستگیر مستمع نمیشود که متأسفانه این آهنگها را هم از اروپاییها گرفتهاند. امابه لطف اهل بیت وعنایات مراجع جلوی این انحرافات گرفته میشود، زیرا تمام مراجع ما ازجمله مقام معظم رهبری همینکه احساس خطرکنند وارد صحنه میشوند وجلوی این قضایا را میگیرند اماخوف آن میرودکه این مشکل به صورت دیگری نمایان شود، لذاوظیفه ما این است که به گفته مقام معظم رهبری روال گذشتهی خود وآنگونه که پیشکسوتان ما رفتند، عمل کنیم. سبکهای سنتی اصیل کشورمان آنقدرقوی بوده که به کشورهای دیگرهم منتقل شده است. نکتهی دیگر آنکه ما نباید اجازه دهیم درمراسم سنتی چیزهایی مثل اُرگ و یک سری ابزار وسیع موسیقی وارد شود که با ورود اینها قطعا سبک سنتی ما منحرف میشود، البته ابزار حماسی که در جنگهای صدراسلام نيز مورد استفاده بوده است مانند طبل و شیپور مشکلی ندارند. اما ابزار موسیقی مثل ویالون و... منحرف کننده و خطرناک است. روندی که مداحان از سبک و شعر و... در این کار دارند باید تابع مراجع باشد و هروقت پا را از راه و سفارش آنها فراتر گذاشتیم دچار انحراف می شویم.
لازمهي قبولي اين عمل(مداحي) از نظر شما چيست؟
جواب: به نظرمن کسی که در خفا با امام حسین (ع)خلوتی ونجوایی داشته باشد وبه اودل بدهد ودل بستاند و چنین محفلی با آن معشوق داشته باشد در راهش موفق خواهد شد. یعنی تمام کسانی که درنوکری امام حسین(ع) ودراین کسوت به دل نشستهاند، اصولادر خلوت خودشان با امام حسین(ع)نجوایی داشتهاند. همین حاج حبیب الله معلمی رابارها وبارها دیدهام، شعری راکه میسراید خودش بیشترگریه میکند واشک میریزد. یکی ازمداحان خوب کشورمیگوید: ما باید بارمان رادرخلوت خصوصی خودمان ببندیم؛ یعنی، اگردرخلوت توانستی با اربابت امام حسین(ع)خوب پیوند بخوری، آن وقت میتوانی دربیرون اثرگذارباشی وگرنه همه چیزش ظاهریست. لذاهرچه عشق بالاتر و محکمتر باشد، همین عشق بیشتر منتقل میشود و دیگران را عاشق تر میکند.
سوال از آهنگران: سخت ترين برنامهاي(از لحاظ بار معنوي) كه در ايام محرم وصفر اجرا ميكنيد چه برنامهاي است؟ جواب: دوستان میدانند، عصرعاشورا آن لحظاتی که دردزفول برنامه دارم، ازلحاظ درونی خیلی برایم سخت است؛ یعنی، احساس میکنم که یک ماجرایی با وضع جانگدازی تمام شده است، یک حماسهای بوده که درآن اسوهها وسردارانی مبارزه کردند وتوانستند حماسهی بزرگی رابه وجود بیاورند و در عین حال بسیار مظلوم بودند. تجلی آن در غروب عاشورا ست، از چهارراه شریعتی تا مسجد امام حسین(ع) از آنجاکه سوار ماشین میشوم و از دزفول به اهواز میروم که ظاهرا آخرین رمقهایم درآن عصرعاشورا است که دیگرصدا کاملا گرفته است و وقتی برمیگردم یک برنامهی شام غریبان هم در اهواز دارم که جمعیت بسیارزیادی شایدبه اندازهی 20 یا30 هزارنفر درمصلی جمع میشوند وباصدای کاملا گرفته وبا آن حالی که عصرعاشورا برایم ایجاد کرده وآن مسیری که میآیم ومیدانم که ماجرادیگرتمام شده وحضرت سیدالشهدا با آن وضعیت درگودال قتلگاه است ومن میخواهم برنامهای اجراکنم که ثمرهی ده روز در آنجا باید گفته شود، این خیلی سنگین است، اماهمیشه به خاطرهمین صدای گرفته خدا را شاکرم و میگویم مداحی که شام غریبان صدایش گرفته نباشد شاید کار اصلی خود را خوب انجام نداده باشد. و همه در آن شب میگویند با اینکه صدایت گرفته بود ولی بسیار جانگداز بود.
سوال ازآهنگران: کدام صحنه عاشوراست که گفتن وخواندن از آن برای شما بسیارسخت است؟
جواب: یکی برگشتن ذوالجناح و یکی هم گودال قتلگاه. دو صحنهای که هیچ وقت درهیچ جا برای من عادی نمی شوند. یعنی وقتی می بینم اسب بی صاحب برگشته وبچه هاچه حالی داشتند، ویاگودال قتلگاه که حضرت زینب(س) تنهای تنهاست، اصلاً برایم جا نمیافتد. ومیگویم اینکه زینب(س) وبچههای امام حسین(ع) باآن وضع زنده ماندند، جزمعجزه هیچ چیزنمیتواند باشد. وگرنه این زن با این همه داغی که دیده وشبی هم کنار بدنی بدون سر و قطعه قطعه شده گذرانده است چگونه زنده مانده و توانسته این رسالت سنگین را انجام دهد، خدامیداند! البته ممکن است کسی بگویدکه اودخترزهرا(س) وامیرالمؤمنین(ع)است ولی هضم این مسئله برای من خیلی سنگین است وبهترین شعری هم که به دلم نشسته و هروقت میخواهم دلم تکانی بخورد این شعررابه یادمی آورم اين است که: چون چاره نیست می روم ومی گذارمت / ای پاره پاره تن به خدامی سپارمت *** آن دم بریدم، من ازحسین دل /کامد به میدان شمرسیه دل
سوال از حاج آقا معلمی: سختی کار شعر را در توصیف این لحظات سخت وبسیارجان گداز، چگونه انجام میدهید و از این صراط بسیارسخت چگونه میگذرید ؟
جواب: من ازخودم هیچ چیزندارم، همهی این ها ازلطف امام حسین(ع) است، من گاهی باشعری که میگویم، گریه میکنم.
سوال از حاج صادق آهنگران: ویژگیهای اخلاقی وعلمی یک مداح رابرای ما بگوييد؟
جواب: کسی که بخواهدازاسوه های اخلاقی دم بزندو بخواهد مدح اسوه های اخلاقی(ائمهی اطهار) را بگوید باید خودش از اخلاق بهرهای داشته باشد. نمیشود ازکسی که سرآمداخلاق است، سخن گفت اما خود اخلاق خوبي نداشت، یا کاری غیرازشأن یک مداح انجام داد؛ باید منش، نوع لباس پوشیدن، نوع برخورد با مستمع، مناسب شأن ائمه باشد؛ یعنی، یک مداح باید روانشناس نسبتاً خوبي باشد و مخاطب خود را بشناسد. یک حرکت ناشایست کفایت میکند که مداح اهل بیت زیرسوال برود. اصولا مداح باید ابزار کارش را بلد باشد، اگر میخواهد مقتل یا سبک یاتاریخ ویا ... بخواند، باید آمادگی کامل داشته باشد. ومثل یک سخنران مطالعه داشته باشد وبه صورت نواخوانی وسبک خوانی آشنا باشد. یک مداح باید از شعربهرهای برده باشد وبداندقافیه چیست، و اگر میخواهد روضه بخواند باید حتماً مقاتل را خوانده باشد و بداند سند کدامشان صحیح است. تا جلوی اشتباهات را هم بگیرد. حتی مقام معظم رهبری هم دربیانات خود فرمودند که یک مداح بایدتمام ردیفها و دستگاهها را هم بداند برای اینکه کار ما با این سبکها و دستگاههاست. دراشعارضعیف وقوی کاملامسلط باشد، درادبیات هم کاملا واردباشد، روانشناسی مجلس داشته باشد، مدیریت مجلس داشته باشد. بداندکه مجلس راچگونه بچرخاند. اباعبدالله خودش کمک میکند ولی یک مداح باید از لحاظ ظاهر اینها را آموزش ببیند تا با دست پربتواند به جلو برود وجلو جمعیت کم نیاورد و درکارش موفق شود.
سوال از آهنگران: حاج صادق آیا به این فکر افتادهاید که ازنوحه خواندن بازنشسته شوید؟
جواب: اصلا! خدانکند، به حق امام زمان(ع) یک بارآقای معلمی خواب دیده (انشاالله خوابش خواب صادق باشد) که من پیرمردی هستم که درحرم امام حسین (ع) تسبیح می فروشم. تسبیح تعبیرش غم است وتعبیر این خواب نوکری امام حسین (ع) است و خدا کند تا آخر ثابت قدم باشیم.
|