سؤال 11:اينكه ميگويند عباس برادري را در حق امام حسين تمام كرد يعني چه؟ پاسخ: اگر حق برادري اين است كه در تنگناها از برادرت دفاع كني، ابوالفضل دفاع كرد. نگهبان جان او باشي، نگهباني كرد. جان خودت را فدايش كني، اين كار را كرد. آبروي او را حفظ كني، آبرويش را حفظ كرد. به فكر فرزندانش باشي و مراقب فرزندانش، حضرت ابوالفضل العباس(ع) اين كار را كرد، آرمان امام را كه اسلام بود حفظ كني، ابولفضل العباس(ع) به بهترين و شايستهترين شكل از فرهنگ حضرت اباعبدالله الحسين(ع) دفاع كرد و اگر بايد ادب را نسبت به برادر به جاي آوري، هيچ كس به اندازهي او ادب را نسبت به برادر انجام نداد. همه شما شنيدهايد كه هر وقت ميخواست اباعبدالله الحسين(ع) را صدا بزند، عرض ميكرد: «يا مولاي يا سيدي؛ آقاي من، مولاي من».
تنها لحظهي شهادت بود كه او را برادر ناميد. نقل است كه از سيد بحرالعلوم سؤال كردند: «چرا در زندگي برادر نگفت؟» گفت: «به اعتبار اين كه فرزند حضرت زهرا نبود اين چنين نميگفت. اما دم آخر وقتي حضرت زهرا آمد بالاي سر او و سر او را بر دامن گرفت و او را، "فرزندم" و "پسرم" صدا زد، آن جا بود كه حضرت ابولفضل العباس(ع) به خودش جرأت داد كه اباعبدالله(ع) را برادر صدا كند.». در لحظه های شهادت به برادرش گفت: مرا بگذار و با خود مبر نمیخواهم دشمن کشتن سردارت را ببیند و شادی کند و تو دل شکسته شوی از این بهتر و برتر چه کسی برادری کرده است؟
سؤال 12:چرا كربلا از طرف امام براي نبرد انتخاب شد؟
پاسخ: جز اين كه از قبل در تقدير مشخص شده بود و اباعبدالله بارها به نام كربلا اشاره ميكرد، از منزلگاه شراف يا اشراف، حربن يزيد رياحي راه را بر امام بست و نگذاشت كه امام به سمت كوفه برود در نتيجه، جهت عوض شد و به سرزمين كربلا وارد شدند.
سؤال 13:آيا درنبرد هم زنها شركت كردهاند؟ اگر اين چنين است چرا نامي از آنها برده نشده است؟
پاسخ: اين هم از كم لطفي و گاهي وقت ها هم بايد بگويم از بيانصافي است كه نقش زنان در كربلا مطرح نشده است. نكتهاي هم وجود دارد، همهي نامها در پرتو دو نام گم شدهاند. همهي مردان نامشان در پرتو نام اباعبدالله الحسين(ع)و نام زنان در پرتو نام حضرت زينب –سلام الله عليها– . خانمها كمتر در كربلا مطرح شدهاند. اخيراً من ديدم چند كتاب دربارهي زنان عاشورا نوشته شده است، ولي هنوز كار تحقيقي و پژوهشي گستردهتر و عميقتر در اين زمينه لازم است. چند زن در كربلا جنگيدند. يكي از زنان كه جنگيد و به شهادت رسيد «هانيه»، همسر «عبدالله بن عمير كلبي» بود. اين زن وارد ميدان شد، كنار همسرش آمد و به شهادت رسيد. او تنها زن شهيد ميدان است. يكي ديگر از زناني كه جنگيد مادر عبدالله عمير كلبي بود كه وارد ميدان شد و سر فرزند را به دست گرفت؛ نقل است كه سرش را جدا كرده به سمت مادر پرتاب كردند. (جوانش حدود بيست و سه چهار سالش بوده است، موي بلندي هم داشته است.) ميگويند مادر به موهاي جوان چنگ زد و سر را به دستش گرفت. پيرزن و شكسته قامت هم بود. با سر به ميدان حمله كرد و جنگيد. اين سر را به سپاهيان دشمن ميزد، كه حضرت اباعبدالله(ع) كساني را به ميدان فرستاد تا او را برگردانند. خانم ديگري كه در كربلا جنگيد و اتفاقاً او هم با سر جنگيد «مادر عمرو بن جناده» است؛ اسمش بحريه بود. سر پسر يازده سالهاش را از تن جدا كرده براي او پرتاب كردند. (دشمن براي شكست روحيهي سپاه اباعبدالله(ع) سرها را جدا ميكرد و به طرف آنها پرتاب ميكرد.) مادر سر را برداشت و بوسيد و با سر جنگيد و حتي گفتهاند يك نفر را از پا درآورد. بعد از آن سر را به كنار ميدان آورد و پس از نگاهي دوباره آن را بوسيد، از فرزندش تشكر كرد و سر را به سوي ميدان پرتاب كرد و گفت: «ما چيزي را كه در راه خدا دادهايم پس نميگيريم.» خانم ديگري كه احتمالاً او هم رزم مختصري در كربلا داشته است، همسر «مسلم بن عوسجهي اسدي» است. چون مسلم بن عوسجهي اسدي هم خودش شهيد شد هم پسرش. ميگويند اين خانم به ميدان رفته، نبرد كوتاهي کرده و بازگشته است. اما به طور كلي زنان در كربلا نقش بسيار زيادي داشتند. مديريت كربلا در اين چند روز با چه كساني بوده است؟ چه كساني غذا درست ميكردند؟ چه كساني در كربلا كار ميكردند؟ امام حسين روز پنجشنبه دوم محرم وارد شد و تا جمعه عاشورا آن جا بود؛ (عاشورا روز جمعهاي بود) يعني، "هشت روز"، در اين هشت روز تمام اين مسائل را چه كساني مديريت مي كردند؟ زنان در كربلا بودند؛ كه خيلي شناخته نشدند. خانمي هست در كربلا به نام «مَليكه» يا «مِليكا»، (چهقدر خوب بود كسي در مورد اين خانم مطالعه و تحقيق كند.) هم نام مادر امام زمان كه او را نيز مليكا ميگويند. مليكه يا مليكا چهارده سال بيشتر نداشت كه خدمت پيامبر(ص) آمد. كارش اين بود كه بيرون خانهي پيغمبر(ص) ميايستاد و طريقهي درست برخورد با پيامبر(ص) را به كساني كه ميخواستند وارد خانه شوند ياد ميداد. مثلاً کسی می خواست خدمت پیغمبر برسد، اين خانم ميگفت: «به چه شكلي بنشينيد، چهطور بلند شويد، سلام كنيد، حتي چگونه نگاه كنيد. بيش از اندازه صحبت نكنيد، وقت پيغمبر(ص)را زياد نگيريد.» آداب برخورد با پيغمبر را ياد ميداد. مليكه خانم در كربلا و در مسير حضرت علي اصغر(ع) را در آغوش داشته است.
سؤال 14:تعداد شهداي كربلا در روز عاشورا چند تن بودند؟
پاسخ: چندين روايت دربارهي تعداد ياران اباعبدالله وجود دارد. يك روايت اين است كه اسلام را هزار نفر حفظ كردند، اسلام،- منظور كل اسلام را از آدم تا خاتم الاوصيا حفظ كردند- سيصد و سيزده نفر اصحاب حضرت طالوت در مقابل جالوت، سيصد و سيزده نفر اصحاب ﭘيامبر اكرم(ص) در جنگ بدر، سيصد و سيزده نفر ياران امام زمان، و وقتي اينها را جمع كنيد باقيمانده، ياران امام حسين(ع)در كربلا است. شايد يك چيز نمادين باشد كه گفتهاند هزار تا، سه تا سيصد و سيزده را جمع كني، مي شود نهصد و سي و نه، ياران اباعبدالله هم مي شوند شصت و يكي كه احتمالاً، منظور غير بنيهاشم است. يك قول ديگر، اين است كه تعداد ياران حدود صد و ده تا ميرسيدند. قول ديگر كه قول بسيار مشهوري است و همهي شما شنيدهايد، هفتاد و دو نفر است كه بعضي گفتهاند اين هفتاد و دو تا، هفتاد و دو سري بودند كه از تن جدا كردند و بردند، كه البته در تاريخ، همهجا نوشتهاند هفتاد و هشت سر بر نيزه كردند و از كربلا بيرون آوردهاند. بعضي گفته اند اين تعداد، تعداد شهداي جنگ تن به تن است. اما آنچه كه من مطالعه و بررسي كردم، تكيه بر قولي است از امام محمد باقر(ع) كه گفته است، صبح عاشورا ياران را شمردند صد تا ﭘياده بودند و چهل و ﭘنج نفر سواره. با مطالعاتي كه من انجام دادم و كتابي كه در دست چاﭖ دارم تحت عنوان «آينه داران آفتاب»، مجموعاً ياران حضرت اباعبدالله را صد و پنجاه و سه نفر یافتهام كه يازده نفر آنها پيش از كربلا به شهادت رسيدند؛ مثل: «مسلم بن عقيل»، «هاني بن عروه»، «قيس بن مسهر صيداوي»، «عبدالله يقطر» و «سليمان بن رزين». چند نفر هم ﭘس از كربلا به شهادت رسيدند، مثل: «سويد بن عمرو» كه بعد از اباعبدالله به شهادت رسيد، «هفهاف بن مهند راسبي» كه از بصره به كربلا رسيد و بعد از اباعبدالله به شهادت رسيد؛ «عبدالله بن عفيف» كه در كوفه در مجلس عبيدالله بن زياد قيام كرد و بعد به شهادت رسيد. به نظر ميرسد در كربلا، حدود صد و چهل نفر بودند كه بعضي از اينها زنده ماندند و بعدها به شهادت رسيدند.
سؤال 15:حسين وارث آدم است يعني چه، و امام حسين چه خصوصيت و ويژگيهايي را از پيامبران به ارث برده است؟
ﭘاسخ : در زیارت اربعین داريم كه « أعطيته مواريث الانبياء» خدا ميراث همهي ﭘيغمبران را يك جا به اباعبدالله داد، هرچه آدم داشت، هرچه ابراهيم، نوح، عيسي، موسي، ذوالكفل و ديگر پيامبران و صد و بيست و چهار هزار ﭘيغمبر داشتند در اباعبدالله(ع) خلاصه شدهاند. من يك بار در جايي ميگفتم: «اگر اباعبدالله را ببينيد، از ديدن همهي ﭘيامبران بينياز شدهايد. گويي تمام ﭘيامبران را ديدهايد.» اما وراثت حضرت اباعبدالله چيست كه ميگوييم: «السلام عليك يا وارث آدم صفوة الله، السلام عليك يا وارث نوح نبي الله ...» چرا در اين زيارت او را وارث تك تك اين ﭘيامبران معرفي ميكنيم؟ در حقيقت آرمان و اهداف آنها در وجود حضرت اباعبدالله الحسين(ع) تبلور ﭘيدا كرد. آن كسي كه هدف همه انبيا را تحقق بخشيد و دنبال كرد و نام اين انبيا را زنده كرد حضرت اباعبدالله(ع) بود. يعني اگر كربلا نبود امروز، نامي از اين ﭘيامبران نميماند و اين حقايق گم ميشد. من در يكي از نوشتهها طرح كرده بودم اگر اباعبدالله(ع) نبود، اكنون معاويه قهرمان بود و يزيد نام شاخص و روشن تاريخ، اين همه فروكشيده نميشدند. حقيقت را عريانترين چهره در كربلا نشان داد. شايد معناي عرياني حسين هم همين است كه حقيقت عريان را بايد در كربلا ﭘيدا كنيم؛ بيﭘرده و روشن و درخشان در معرض ديد همهي تاريخ قرار دارد. اگر میراث انبیا، عزت، خداپرستی، ایمان، عدالت خواهی و ستم ستیزی باشد همهی این ویژگیها در نهضت عاشورا هست. امام حسین وارث همهی فضیلتها، مسئولیتها و رسالتهایی است که انبیا داشتهاند پس امام حسین وارث آدم، نوح، ابراهیم و ... است.
منبع:پرسش و پاسخ عاشورايي دكتر سنگري