مصاحبه با مداح اهل بيت حسين جوكار(بخش دوم) تاریخ : يكشنبه، 12 خرداد ماه ، 1387
موضوع : با ذاكرين


مصاحبه با مداح اهل بيت حسين جوكار(بخش دوم)

  شما در مراسم دعاي كميل زمان جنگ ابتكار خاصي داشته ايد. دوست داريم دراين باره از زبان خودتان بشنويم.  
آن وقت‌ها هنوز ستاد دعايي نبودو ما در زير زمين‌هايي كه مثل سنگر بود ويا در مجلس شهدا، دعاي كميل می‌خوانديم. بعدها اين برنامه‌ها را سازمان يافته كرديم. با وجود موشك باران وتاريكي شب مردم بسياري جمع مي‌شدند. ما براي بالا بردن معنويت مراسم برمزار شهدا حضور مي‌يافتيم واز دريافت‌هاي خود در مراسم دعاي كميل استفاده مي‌كرديم.



يكي از جان‌مايه‌هاي كار شما آهنگ‌هاي ماررضايي(مويه‌هاي خاص محلي دزفولي درهنگام سوگواري) وآهنگ‌هاي خاص شهر دزفول است. لطفاً قدري در اين‌باره صحبت كنيد.
نغمه‌هاي ماررضايي واقعاً شكننده است ومانند تمام دستگاه‌هاي موسيقي برخاسته از دل مردم مي‌باشد. اين موسيقي خاصي كه از دل مردم جنوب به خصوص منطقه‌ي دزفول برمي خيزد گوشه‌اي است كه حزنش زياد است وخاص ايام سوگواري ومصيبت‌خواني است. من موافق دزفولي خواندن نيستم زيرا احساس مي‌كنم اين نحو خواندن افق شعر را پايين مي‌آورد بنابراين فقط از ريتم وآهنگ‌هاي محلي دزفولي در خواندن نوحه‌ها استفاده مي‌كنم، نه از گويش دزفولي واين خود يكي از شگردهاي خاص است.  

 به عنوان يك پيشكسوت چه توصيه‌اي براي كساني كه تازه وارد اين عرصه شده‌اند داريد؟
هركس به اين وادي قدم مي‌گذارد هدفش بايد كسب رضاي خدا باشدو از عاشورا الگوپذيري كند. خاندان اباعبدالله(ع)براي تحصيل رضاي خدا از همه چيز گذشتند، ما هم بايد قدري ازخود گذشتگي داشته باشيم. نكته‌ي ديگر اين كه گاه به دليل نبود آهنگ مناسب عزاداري، از سبك هاي جديد در اين باب استفاده مي شود كه متناسب با شأن سوگواري ابا عبدا...(ع) نيست. ديگر اين كه شعر ومدحي كه در ايام سوگواري خوانده مي شود با مدحي كه براي ايام شادي واعيادبرگزار مي‌شود بايد متفاوت باشد. گاه برخي از مداحي ها به گونه‌اي است كه معلوم نيست ذكر شادي است يا مصيبت. در خواندن زيارت عاشورا مداومت داشته باشيم. زيارت عاشورا مرام نامه‌ي ماست. ما مي‌گوييم با كسي كه با خاندان پيامبر دوست است، دوستيم. ظاهر وباطنمان يكي باشد. اگر من دم از مهدي فاطمه مي‌زنم بايد روابط اجتماعي وكاري‌ام مؤيد اين مطلب باشد. رفتار ما زير ذره بين است. بسياري از جوانان با ما برخورد مي‌كنند وظاهر وكلام ما مي‌تواند در آن‌ها تأثير عميق بگذارد. تأثير كلام مداح بسيار زياد است. من گاه در ميان نوحه يا دعا تذكراتي مي‌دهم ومعتقدم كه تأثير اين تذكرات گاه از يك سخنراني بيشتر است.  

   فرموديد زمان بسياري را درمحضر استاد حاج عبدالرضا دزفوليان بوده واز تجارب ايشان بهره برده ايد. لطفاً بيشتر از ايشان برايمان بگوييد.
وي حق بزرگي برگردن ما وهمه‌ي مداحان دزفول دارد. درحقيقت استاد تمام مداحان اين شهر است. ايشان نابينا ومسلط به ادبيات (ليسانس ادبيات) ودر كارش هم بسيار استاد بود.نبوغ فراوان وحافظه‌ي قوي يكي از ويژگي هاي ايشان بود. استاد با وجود نابينايي وعدم امكان خواندن از روي نوشته ها به كمك حافظه ي قوي خود نوحه‌ها ودعا هاي بسياري را در مواقع لزوم مي خواندند و با استفاده از همين محفوظات مجالس سوگواري را گرم وپر رونق مي‌كردند. صفاي باطن وصميميت وجود ايشان نيز تأثير كلام را چند برابر مي‌كرد. استاد رفتاري متين داشت ومنشي خاص، درست مانند مرحوم حاج محمد علي ذاكر كه از ذاكرين سيدالشهداء(ع) بود. 

  اگر سروده‌اي درخاطر داريد كه مورد توجه واقبال بيشتر مردم قرار گرفته است اندكي از آن برايمان بگوييد.
خدا را شكر مي كنم كه لطف خاص او نصيبم شد والحمدلله كارهايي كه انجام مي‌دادم مورد قبول مردم واقع مي‌شدند. اما كاري داشتم با اين سر نوحه:« تا جان بود در بر/ عشق حسين بر سر» كه در وقت خودش بسيار مورد توجه قرار گرفت؛ هم چنين توسلي داشتيم به امام زمان(عج) كه اين چنين آغاز مي‌شود:«براي امام زمان اي اميد جهان/ ذكر اهل دعا العجل العجل» كه اين سروده هم با توجه به فضاي موجود آن زمان سخت مورد توجه قرار گرفت. نوحه‌ي ديگري هم بود با اين عنوان:«كه در رضاي تو منم يارب رضا/ راضي‌ام من در بلا ودر قضا» كه باز مورد توجه واقبال بسياري قرار گرفت. 

  درپايان خواهش داريم برخي از كراماتي را كه در اين سال‌ها درك نموده‌ايد برايمان بازگو نماييد.  
به خاطر دارم دراوايل سال 64 يا 65 بود كه مي خواستم به خدمت سربازي اعزام شوم. اين مسئله مصادف شد با ايام دهه محرم. من هم خيلي حساس بودم كه حتماً در اين مدت در هيئتحضور داشته باشم. در آن زمان ما را به اهواز بردند وبعد از تقسيم قرار بود ما را به پادگان افسريه‌ي تهران اعزام كنند. پيش يكي از آقايان رفتم واصرار كردم كه اجازه دهند اين ده روز را بمانم تا بتوانم به مجالس بروم. اما اصرار من فايده‌اي نداشت. در اين موقع روبه قبله ايستادم، رو به كربلا وعرض كردم: يا امام حسين(ع) اگر من رفتم ديگر برنمي‌گردم من نبايد امسال از مجلس تو دور باشم. هنوز ده دقيقه نگذشته بود كه نمي دانم چه اتفاقي افتاد كه به من گفتند: موردي نيست، شما بمانيد و به اين ترتيب من آن سال را ماندم ودر هيئت حضور يافتم. گاهاً پيش آمده كه صدايم گرفته وتوان سخن گفتن هم نداشته‌ام اما با عنايت اباعبدالله(ع) وتوسل به ايشان وقتي پشت ميكروفن قرار گرفته‌ام اين مشكل برطرف شده وتوانسته‌ام بخوانم. 

  درباره‌ي نحوه‌ي عزاداري سنتي در دزفول مطالبي را بيان نماييد.
در زمان كودكي ما شكل عزاداري با امروز متفاوت بود ودسته هاي عزاداري به سيستم صوتي و... مجهز نبودند. رسم اين بود كه هيئت هاي عزاداري هر مسجد يا محلي به ديدار ساير هيئت‌ها مي‌رفتندتا همه با هم در عزاداري اباعبدالله حاضر شوند. در آن زمان هر دسته‌اي به چند قسمت تقسيم مي‌شد و نوحه‌ي خاصي را زمزمه مي‌كرد به طوري كه يك گروه بخشي از نوحه را مي‌خواند و گروه ديگر بخشي ديگر از نوحه را در جواب دسته‌ي قبل سر می‌داد. يكي ديگر از مراسم سنتي مربوط به دسته‌هاي سينه زني بود كه چون سيستم صوتي نداشتند يك نفربه عنوان تك خوان بر دوش فرد يا افرادي قرار مي‌گرفت و شروع به خواندن مي‌كرد و بقيه‌ي اعضاي هيئت هم به او جواب مي‌دادند مثلاً او مي‌گفت:« شب عاشوراست امشب.» وبقيه جواب مي‌دادند:«كربلا غوغاست امشب» از مراسم ديگر اين بود كه مردم در روز تاسوعا وعاشورا به نشانه‌ی عزاداری مقداری خاك بر سر و شانه ولباس‌هايشان می‌گذاشتند وبه اين وسيله در عزاداری امام حسين(ع) اظهار تأثر می‌كردند. نكته‌اي كه شايد مناسب است در اين جا بگويم سادگي وصفاي عزاداري هاي گذشته بود. دلها دلهاي باصفايي بود. با كمترين ذكري از اهل بيت(ع) اشك‌ها جاري مي شد. اما امروز اگر چه سطح انديشه وبينش مردم بالا رفته اما صفا و سادگي‌ها و آن ارادت‌هاي خالصانه كم شده است كه اميدوارم با روي آوردن به سادگي اين معنويت در وجودمان تقويت شود. ان شاءا...  






منبع این مقاله : سايت تخصصي روز دهم - مركز پژوهش و نشر فرهنگ عاشورا - دزفول
http://www.roozedahom.com

آدرس این مطلب :
http://www.roozedahom.com/modules.php?name=News&file=article&sid=236