هر كه دارد هوس كرب و بلا بسم الله!
اين مصرع كه در چاووش خواني هاي مسافران كربلا خوانده ميشد، از خطبه امام حسين(ع) هنگام خروج از مكه برگرفته شده است. حضرت در آن موقعيت فرمود: «هر كه مي خواهد خون خود را در راه ما نثار كند و آماده حركت است، همراه ما در مسير كوچ گام نهد.»
اين مثل به زيارت، ايثار، جانبازي و آمادگي اشاره دارد.
اين عبارت از شعرهاي مردم ما است و در زمان انقلاب و جنگ تحميلي زياد به كار برده ميشد
باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
اين مثل مصرع اول از شعر پر سوز و مشهور محتشم كاشاني است وبه ماتم و مصيبت اشاره دارد. اين شعر كه يادآور محرم و عاشوراست، از صده دهم تا كنون پيوسته در روضه ها و عزاداري ها خوانده شده است و شهرت محتشم بيش تر به سبب آن است.
دنيايش مثل آخرت يزيد است.
آخرت يزيد، به سبب پديد آوردن واقعه عاشورا، با دردناكترين مجازات ها همراه است. اين مثل به گذراندن زندگي با سختي و بد بختي اشاره دارد. گونه هاي ديگر آن عبارتند از:
الف) دنياي ما بدتر از آخرت يزيد است.
ب)عاقبتش مثل عاقبت يزيد شده است.
آش يزيد را مي خوري و براي امام حسين (ع) سينه مي زني؟
خطاب به كسي گفته مي شود كه در ظاهر ادعاي دوستي مي كند ودر نهان دشمني مي ورزد. اين مثل با مثل هاي زير هم معناست:
الف) نماز علي را مي خواند و پهلوي معاويه را مي خورد.
ب) هم طبال يزيد است و هم علمدار حسين(ع)
مثل مادر وهب
وهب يكي از دلاوران كربلا بودكه به دست سپاه يزيدبه شهادت رسيد. مادرش زني بسيار شجاع بود. او از شدت خشم، عمود خيمه را كشيد، به ميدان رفت و پسرش را با يك ضربه به قتل رساند. مثل بدين واقعه نظر دارد و براي بيان شجاعت، زبان آموزي، ايثارگري و ارادت به اهل بيت (ع) به كار ميرود.
ما اهل كوفه نيستيم، امام تنها بماند.
تناقض در رفتار، نيرنگ و تزلزل، سركشي در برابر فرمانروايان، فرصت طلبي، اخلاق ناپسند، آزمندي و شايعه پذيري بخشي از ويژگي هاي مردم كوفه است. امام علي(ع)، امام مجتبي(ع)، مسلم بن عقيل و سيدالشهدا(ع) هر يك به گونه اي بيوفايي و سست عهدي كوفيان را تجربه كردند.
مگر پول ما سكه يزيد دارد؟
سكه يزيد در برابر سكه امام علي(ع) قرار دارد. سكه علي (ع) از رونق و ارزش برخوردار است و مسلمانان با جان و دل آن را ميپذيرند. ولي سكه يزيد، به سبب ستم هاي فراوانش، نزد مؤمنان جايگاهي ندارد و از پذيرش آن سر باز ميزنند. اين مثل به بي ارزش بودن پول اشاره داردودر بر ابر كسي كه حاظر نيست حتي با گرفتن پول كاري انجام دهد و انسان را از ثمرهي حرفه اش بهرمند سازد، به كار ميرود.
شمر
شمر به پليدي و تبهكاري شهره است. زيرا امام حسين(ع) را با لبان تشنه به شهادت رساند. اين كلمه ناسزا به شمار ميآيد و در برابر كسي كه آب را از مردم دريغ ميكند، به كار ميرود.
مثل ذوالجناح
ذوالجناح نام اسب حضرت امام حسين(ع) بود و از صفاتي چون نجابت، وفا، نيرومندي و عدم سركشي بهره ميبرد. اين اسب پس از شهادت امام (ع) با زين واژگون به سمت خيمه ها حركت كرد و زنان و كودكان را از اين واقعه ناگورا آگاه ساخت.
اين مثل در بردارندهي نام چنين اسبي است و براي بيان صفاتي مانند نجابت، وفا، نيرومندي و رام بودن به كار ميرود.
هم از گندم ري افتاد، هم از خرماي بصره
قرار بود ابن سعد حاكم ري باشد و در حال آماده شدن براي سفر بود كه واقعه كربلا پيش آمد. ابن زياد از او خواست ، اول با حسين بن علي(ع) بجنگد و سپس به حكومت ري بپردازد. ابن سعد از پذيرش اين خواسته خودداري كرد. ابن زياد گفت: «اگر چنين نكند، بايد فرمان حكومت ري را پس دهد.»
ابن سعد كه نمي توانست از حكومت ري بگذرد، تن به قضا داد و به قرار گاه حسين(ع) لشكر كشيد. وقتي به كربلا رسيد، امام حسين (ع) به او پيام داد: « در تاريكي شب به ديدارم بيا.»
چون آمد، به وي فرمود: « راهي را انتخاب كن كه به صلاح دنيا و آخرتت باشد. »
ابن سعد گفت: « ميترسم ابن زياد در كوفه خانهام را خراب كند.»
حضرت فرمود: « سرايي نيك تر از آن به تو خواهم داد.»
ابن سعد گفت: «در ولايت كوفه ملك و باغ بسيار دارم. همه را مصادره ميكنند و از من ميگيرند.»
حضرت فرمود: « به تو در حجاز مزرعه هاي سرسبز _ كه هزار بار بهتر از مزرعه هاي كوفه است _ مي بخشم.»
ابن سعد سر به زير افكند و مدتي در فكر فرو رفت. آن گاه پرسيد: « چگونه دل از حكومت بردارم؟ »
حضرت از طمع كاري و مقام دوستي او تعجب كرد و فرمود: « اميدوارم از گندم ري نخوري! »
ابن سعد پاسخ داد: « اگر گندم نباشد، جو ميخورم! »
آن گاه به قرار گاه خود باز گشت و آمادهي نبرد شد. پس از شهادت امام و يارانش، به سبب حوادثي كه پياپي رخ داد، ابن سعد به مراد خود نرسيد و نتوانست فرماندار ري شود. او و پسرش به فرمان برادر همسرش، مختار ثقفي كه بر كوفه دست يافته بود، به قتل رسيدند. بدين ترتيب، هم از گندم ري ماند و هم از خرماي بصره.
اين مثل به طمع كاري اشاره ميكند و دربارهي كساني به كار برده ميشود كه سود اندك را ناديده ميگيرند و براي رسيدن به سود بيشتر، سرمايهي اصلي را هم از دست ميدهند.