خانه / قصه ها و داستانها / داستان از آغاز / کوفه – سال چهلم هجری – ماه شعبان

کوفه – سال چهلم هجری – ماه شعبان

از بازماندگان نهروان، عده ای گرد هم می آیند و افسوس می خورند به حال جامعه اسلامی پس از پیامبر، که قرآن را فراموش کرده و به اجرای احکام غیر دینی توسط حاکمان غیر شرعی پرداخته است! حاکمانی چون معاویه، عمرو عاص و… علی(ع)!

و حال برای برقراری قسط و اجرای مفاهیم قرْن می بایست میان مسلمانان اتحادی دوباره برقرار شود و این امر تنها با از میان برداشتن این سه تن که مانع اجرای این هدف هستند، محقق می گردد!

برک بن عبدا…، عازم شام می شود به قصد هلاکت معاویه

عمر بن بکر، عازم مصر، مرکز حکومت عمروعاص

و عبدالرحمن بن ملجم، به سوی کوفه… شهر علی(ع)

کوفه شهر عجیبی است. آبستن حوادث بزرگ!

علی(ع) را در بر می گیرد و کوچه پس کوچه هایش، محرم اسرار او می شود. خانه هایشان همیشه انتظار کوبه در را می‌کشند. دری که پشت آن هیچ کس نیست جز سیاهی شب و سبدهای حصیری! روی خاک کوچه هایش پر است از ردپاهایی که تا انتهای شهر هستند و در ابتدای راه بیابان و نخلستان گم می شوند!

چاه هایش طنین صدای حزن آلود را در خود خفه می‌کنند تا فقط خود شنوای آن باشند و کوه هایش، گوش های شنوای مناجات های شبانه و ستاره هایش فانوسی در تاریکی راه!

کوفه شهر عجیبی است. چگونه از غیبت صدای پایی که هر شب می شنید، غافل می ماند!

چگونه است که هیچ دری، راه محراب را بر او نمی بندد؟

و چگونه است که از میان همه ی متعلقات شهر که گرمای تن علی(ع) را چشیده اند، تنها حلقه در مسجد، دست به دامان او می شود که… نرو!

و تنها صدای بی تابی مرغابیان پیش پای او، سکوت رخوت آور مسجد را می شکند!؟

کوفه شهر عجیبی است…

ابن ملجم وارد شهر شده است. هنوز تا نوزدهم رمضان، زمان زیادی باقیست. شبی که شمشیرهای زهرآلود در یک زمان بر سر ۳ تن فرود می آیند…

تا آن زمان در خانه یکی از بازماندگان نهروان ساکن می شود. اما دختر صاحب خانه… دختر زیبایی است. زیباتر از آنچه بتوان به راحتی از او گذشت. ابن ملجم سخت پایبند دین پیامبر و سنت های اوست! سرسختانه می کوشد برای مقابله با عصیان و سرکشی نفس… اما قطام… او زخم خورده ذوالفقار علی(ع) است! پدر و برادرانش را در نهروان از دست داده، و اینک سیاه پوش آنهاست. دردی مشترک میان دو بازمانده…

پس ابن ملجم مهریه او را به او تقدیم خواهد کرد. جامی از خون… خونی به انتقام از پدر و برادران… خون علی(ع)! ابن ملجم برای همین در کوفه است. حال در اجرای این امر انگیزه و نیرویی تازه می یابد!

امام حسین(ع): « اَلا ستدراجُ مِنَ اَللهِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أن یُسبِغَ عَلَیهِ النِّعَمَ وَ یَسلُبَهُ الشُّکَرَ:

به خود واگذاری آدمی توسط خداوند سبحان، به این است که نعمت های خود را بر او سرشار ببارد و توفیق شکر آنها را از او بگیرد.»

امام حسین(ع):

إصبِر عَلَی الحَقِّ وَ إن کانَ مُرّاً ؛ بر حقیقت استقامت کن هر چند تلخ باشد.»

مبنع: ویژه‌نامه‌ی نی‌نوا، محرم۱۴۲۹ ، مرکز آموزش سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران،

telegram

همچنین ببینید

کربلا – سال ۶۱ هجری – دوم محرم

کربلا – سال ۶۱ هجری – دوم محرم صدای زنگوله اشتران، تنها صدایی است که ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *