خانه / مقالات / مقالات پژوهشی / آموزه های مشترک معرفتی در خطبه فدکیه و خطبه های حضرت زینب(س)-بخش۹

آموزه های مشترک معرفتی در خطبه فدکیه و خطبه های حضرت زینب(س)-بخش۹

تهیه و تنظیم: گروه پژوهشی موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا-دزفول

۸) بیان زشتی و عاقبت پیمان شکنی بر اساس آموزه های قرآنی:

اگرچه این نوشتار بدنبال اثبات نظر قرآن درباره پیمان شکنی نیست اما برای اثبات قرآنی بودن راه و روش دوبانوی بزرگ اسلام(فاطمه زهرا(س) وزینب کبری(س))، به نظر می رسد در آغاز لازم است گریزی بزنیم به معنا و مفهوم عهد و پیمان در قرآن و سپس عاقبت پیمان شکنان را از نگاه قرآن از نظر بگذرانیم.

غالبا کلمه «عهد» در قرآن کریم به چند معنا به کار رفته است. گاهى به معانى سفارش و توصیه و تأکید کردن به کار رفته که لازمه‌ی آن، امر و فرمان است. در برخى موارد نیز عهد به معناى قرارداد دوطرفه آمده است که اصطلاحاً به آن، معاهده نیز گفته مى شود. عهد به این معنا(معنای دوم) گاهى بین دو فرد، دو گروه، دو جامعه، جامعه و فرد، جامعه و گروه و یا گروه و فرد برقرار مى شود و گاهى نیز بین انسان و خداوند تحقق پیدا مى‌کند.

در کتاب انسان سازی در قرآن می‌خوانیم: «یکی از روشن‌ترین ارزش‌های اجتماعی، پای‌بندی به تعهدات است که مقبولیت عمومی دارند و همه عقلا بر آن متفق‌اند. وجوب رد امانت و وفا به عهد از مستقلات عقلیه است؛ یعنی از احکامی است که عقل بدون نیاز به راهنمایی شرع، آن را درک می‌کند.»[۱]

بنابراین نه تنها پایبندی به عهد و پیمان یکی از اصول قرآنی و اسلامی است، بلکه در تمام طول تاریخ این مسئله به عنوان یک اصل پذیرفته شده عقلی در میان آدمیان رایج و غیر قابل انکار بوده است. دربرخی معاهدات طرفین علاوه بر پیمان و تعهدی که نسبت به هم شرط می کنند، گاهی برای استحکام قول و تعهد منعقد شده، به مقدسات خودشان که ارزش بالایی برایشان دارد سوگند می خورند. در چنین مواردی نقض عهد از یک طرف، توهین و بی احترامی به مقدسات خود او محسوب می شود و جز خفت وخواری، نکوهش و بی اعتباری اجتماعی ثمره ای برای عهد شکن نخواهد داشت(البته از دیدگاه صرفا مادی).

نکته دیگر در باب ویژگی های عهد و پیمان، یکی از مصادیق روشن عهد است که در قرآن مورد تأکید قرار گرفته و در بعضی آیات در کنار عهد ذکر شده و آن، امانت‌داری است. با این وصف، امانت داری هم نوعی تعهد و پیمان محسوب می شود و کلیه قواعد عهد و پیمان برای آن نیز صدق می کند. و نکته اینکه، (چنانچه در بالااشاره شد) رعایت عهد و ادای امانت، نزد همه عقلا، از هر دین و مذهبی که باشند، محترم است.[۲]

واما عهد بین طرفین از نگاه قرآن: عهدى که میان فرد و جامعه برقرار مى شود به این صورت است که اعضاى جامعه با یک فرد، به عنوان رهبر جامعه، میثاق مى بندند که از او حمایت و فرمانش را اطاعت کنند. از معاهده میان فرد و جامعه، در قرآن کریم و روایات، با واژه «بیعت» یا «مبایعت» یاد شده است. در قرآن آمده است:[۳]

«إِنَّ الَّذینَ یُبایِعُونَکَ اِنَّما یُبایِعُونَ اللّهَ یَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیْدیهِمْ[۴]»

محققاً کسانى که با تو بیعت مى کنند، با خدا بیعت مى کنند (و آن گاه که دست در دست تو مى گذارند) دست خدا بالاى دست آنان است

در قرآن آیات بسیارى داریم که به مسلمانان دستور مى دهند که به معاهدات خویش پاى بند باشند. بیش ترین تعبیرى که در توصیه به پاى بندىِ به عقود و معاهدات در این آیات به کار رفته، تعبیر «وفا» و رعایت است و رایج ترین تعبیرى که در مورد خود آن ها به کار رفته، تعبیر «عهد» است. در آیه اى آمده است:

«والْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا[۵]».

آنان که چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند

چنانچه پیشتر ذکر شد، یکى از مصادیق روشن عهد، امانت دارى است. که به عنوان یک اصل عقلی مورد پذیرش عموم انسانها،باهر دین و آیینی است.از این جا است که علماى اصولى گفته اند: حکم به لزوم رعایت عهد و اداى امانت از مستقلات عقلیه است؛ یعنى عقل بدون کمک وحى، آن را درک مى کند. رعایت عهد یکى از مصادیق بارز صلاح، معروف و عدالت است؛ چنان که پیمان شکنى و نقض عهد و خیانت در امانت نیز از مصادیق آشکار ظلم، منکر و فساد است.[۶]

«أَلَّذِینَ هُمْ لاَماناتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعُونَ[۷]».

کسانى که به امانت‌ها و عهد خود پاى بند باشند.

در مورد این گونه آیات، باید توجه داشت که امانت هم در واقع، مصداقى از مصادیق عهد است و شخص امانت دار با قبول امانت از شخص دیگر، در برابر او متعهد شده و با او قرارداد بسته است که تا هنگام مطالبه امانت، آن را نگهدارى و از آن مراقبت کند. بنابراین، قبول امانت به منزله عهد طرفینى است و اداى امانت، به منزله وفاى به عهد و خیانت در امانت، به منزله نقض عهد خواهد بود.[۸]

گاهى نیز از تعبیر «عقد» استفاده شده:

«یا أَیُّهَاالَّذینَ امَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ[۹]

اى آنان که ایمان آورده اید، به عهدها و عقدها پاى بند باشید.

وصبر پیشگانند که به عهدهای خود پایبند می مانند:

«وَلا تَشْتَرُوا بِعَهْدِاللّهِ ثَمَناً قَلیلا اِنّما عِنْدَاللّهِ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَما عِنْدَاللّهِ باق وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا اَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ[۱۰]

عهد خدا را با بهاى اندک مفروشید که آن چه نزد خدا است، براى شما بهتر و سودآورتر است؛ زیرا آن چه نزد شما است فانى است و آن چه نزد خدا است باقى، و ما صبرپیشگان را به چیزى بهتر از کارى که آنان کرده اند پاداش خواهیم داد.

و عهد با خدا مورد سوال و بازخواست است و البته خدا روز قیامت این عهد  را از شما مطالبه می کند:

«وَلَقَدْ کانُواْ عاهَدُواْ اللّهَ مِنْ قَبْلُ لایُوَلُّونَ الاَدْبارَ وَ کانَ عَهْدُ الْلّهِ مَسْئُولاً[۱۱]

اینان از قبل با خدا عهد کردند که پشت به جنگ نکنند و عهد با خدا مورد سؤال و بازخواست است.

والبته در سوره فتح، خداگفته بود، بیعت با رسول(ص)، بیعت با خداست.[۱۲] ودست خدا بالاتر از همه دستهاست… . و در غدیر هزاران نفر[۱۳]  دست در دست علی و پیامبر گذاشتند و با «خدا» عهد کردند… . عهد، که بعداز پیامبر مولایشان علی باشد، حاکم و سرپرستشان علی بماند. گوش به فرمان علی بسپارند… [۱۴]. اما  چه سود… هنوز جنازه پیامبر بر زمین بود که عهد شکستند و بانو فاطمه زهرا(س) را معترض و هشدار دهنده در مسجد ملاقات کردند:

«… و شیطان از نهانگاه خویش سر برآورد… و شما را چنان یافت که فراخوان او را پاسخ مثبت می گویید،و به فریبش فریفته می شوید…..پس داغ بر شتر دیگران نهادید، و به آبشخوری که نه از آن شما بود، در آمدید؛ این در حالی بود که از پیمانتان روزگاری نگذشته، و زخم  (ارتحال پیامبر) فراگیر، و جراحت آن هنوز التیام نایافته، پیکر رسول خدا(ص) هنوز به خاک سپرده نشده بود،…. (اما پیمان شکنان)  بدانند که در (چاه) فتنه فرو افتاده اند، [و البته دوزخ، در برگیرنده ناسپاسان است][۱۵]»

آری قرآن هم گفته بود:

«اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنَ بَعْدِ میثاقِهِ… أُوْلئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ[۱۶]

آنان که عهد خدا را پس از تأکید بر آن بشکستند … آنان زیان کارند.

قرآن می گفت، خدا عهد شکنان را نمی بخشد. در قیامت با آنان سخن هم نمی گوید. حتی نگاهشان هم نمی کند، آنان از رحمت خدا بسیار دورند…:

«اَلَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلا أُوْلئِکَ لاخَلاقَ لَهُمْ فىِ الاْخِرَهِ وَلاْیُکَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلا یَنْظُرُ إلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَلا یُزَکیّهِمْ وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ[۱۷]

آنان که عهد خدا و قسم هاى خود را به بهاى اندکى بفروشند، در آخرت نصیبى ندارند و خداوند در قیامت (به خاطر بدىِ کارشان) با آنان سخنى نگوید و نگاهشان نکند و آنان را تزکیه و پاکیزه نکند و عذابى دردناک خواهند داشت.

و بانو می گفت، مگر کتابی غیر از قرآن بر شما نازل شده است؟!:

«… و شما را چه شده و به کدام سو رو کرده اید؟ حال آنکه کتاب خدا در میان شماست؛ کتابی که فرمانهایش آشکار و صریح، دستورهای آن درخشنده و روشنگر، نشانه هایش تابان، نبایسته هایش نمایان، و بایسته هایش پدیدار است. البته شما آنرا پشت سرنهاده اید. (وای بر شما) آیا از آن رو گردانده اید؟ یا بر پایه رهنمودهای غیر از آن حکم می کنید؟ وه که این بدل چه بد جایگزینی برای ستم پیشگان است! »

قرآن حتی بدترین جانداران را عهدشکنان می داند:

«اَلَّذِینَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فى کُلِّ مَرَّه وَ هُمْ لایَتَّقُونَ[۱۸]

«بدترین جانوران نزد خدا آنانند که کفر ورزیده، ایمان نمى آورند) آن کسانى که تو با آن ها پیمان مى بندى، ولى آنان همیشه پیمانشان را نقض مى کنند.[۱۹] »

قرآن عهد شکنی را نوعی نفاق میداند و البته آن را زمینه ساز شکل گیری نفاق هم  عنوان می کند:

«وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ الْلّهَ لَئِنْ اتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَکُونَنَّ مِنَ الْصّالِحِینَ * فَلَمّا اتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ * فَاَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فى قُلُوبِهِمْ اِلى یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما کانُوا یَکْذِبُونَ[۲۰]

بعضى از آنان (منافقان) با خدا عهد بستند که اگر خدا به ما نعمت دهد، تصدّق و انفاق مى کنیم و از نیکان و شایستگان مى شویم؛ ولى هنگامى که خدا از فضل و نعمت خود بهره مندشان کرد، بخل ورزیدند و روى گردانیدند. خداوند هم به دنبال این کار زشتشان تا روز قیامت نفاقى در دل هاشان قرار داد؛ چون آن چه را که با خدا وعده کرده بودند، زیر پا گذاشتند و دروغ گفتند.

نفاق درجات و مراتبى دارد. در قرآن مجید نفاق و منافق، تنها به کسانى که اصلا ایمان ندارند اطلاق نشده، بلکه بر افرادى که ایمانشان ضعیف است و ایمان راسخ و قوى ندارند نیز اطلاق شده است. آرى عهد شکنى چنین اثرى دارد و کسى که با خدا عهد ببندد و عهدشکنى کند، به واسطه عهدشکنى و خلف و عده اى که با خدا کرده و دروغى که گفته است، ایمانش از دست خواهد رفت و نفاق در دلش پدید مى آید.[۲۱]

بانو در اعتراض به پیمان شکنی مسلمانان، آن هنگام که از رویگردانی مسلمانان از قرآن اظهار تعجب کرد، و گوشزدشان کرد که آنچه آنان  انجام می دهند، رفتار و دستوری مغایر با قرآن است، فرمود:

«وه! که این بدل چه بد جایگزینی برای ستم پیشگان است! و هرکس آیینی غیر از اسلام را برگزیند، هرگز از او پذیرفته نیست، و در سرای آخرت او از زمره زیانکاران است… »

آری عهد شکنان منافق، زیانکاران آخرتند… . و کاش که موضوع فقط به عهد شکنی خاتمه می یافت! کاش منافقان تنها به غصب خلافت اقتدا می کردند و ماجرا تمام میشد! اما، شیطان از نهانگاه خویش سر برآورده بود! فرا می خواندشان، و اجابت می کردند! فریبشان میداد، و فرفیته می شدند! آتش خشم را در درونشان شعله ور می کرد، و زبانه می کشیدند![۲۲]

خدا گفته بود، امانت دار باشید،

«إنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أنْ تُؤَدُّوا الاْماناتِ اِلى اَهْلِها[۲۳]

خداوند به شما فرمان مى دهد که امانت ها را به صاحبانشان باز گردانید.[۲۴]

امانت در میان شما مثل عهد است:

«أَلَّذِینَ هُمْ لاَماناتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ راعُونَ[۲۵]

کسانى که به امانت ها و عهد خود پاى بند باشند.

و آنان که خیانت کنند…

«…وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِما غَلَّ یَوْمَ الْقِیامَهِ[۲۶]

و هر کس خیانت کند، در روز قیامت به کیفر آن خواهد رسید.

و پیامبر، به اعتماد “سخن قرآن”، امانت گذاشته بود. به همه مسلمانان امانت سپرده بود. گفته بود من اجر رسالت نمیخواهم[۲۷]، درمیانتان امانت میگذارم و در قیامت باز می ستانم، امانتم را به سلامت به من برگردانید…

«…إِنِّی تَارِک فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- کتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی أَیهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکمْ سَتَرِدُونَ عَلَی الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَینِ وَ الثَّقَلَانِ کتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکرُهُ وَ أَهْلُ بَیتِی‏…».[۲۸]

من در میان شما دو چیز باقی می‌گذارم که اگر آنها را دستاویز قرا دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند.ای مردم بشنوید من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد می‌شوید؛ پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم.

اما خیانت خائنان، آنقدر عجیب بود که فاطمه(س) خودش را برای مردم معرفی می کرد! شاید ندانند…!!

«بدانید که من فاطمه ام و پدرم محمد است که درود  خدا بر او و بر خاندانش باد…. من دختر آن پیامبر هشدار دهنده ام که شما را از کیفری سخت که در پیش است بیم داده است… »

باور کردنی نبود… فاطمه (س) می گفت:

«آیا نمی دانید؟! آری، نیک می دانید و همچون خورشید فروزنده ی نیمروز برایتان روشن است که من دختر پیامبر خدایم…!!! »

یعنی به این زودی دست به خیانت در امانت های رسول آلودند….؟!

“هش دارید! گفتنی‌ها را گفتم. با شناخت کاملی که از شما دارم، ما را یاری نخواهید کرد؛ چرا که در چنگال ذلت و زبونی گرفتارید و دلبرده نیرنگ و خدعه‌اید و می‌دانم که پیمان شکنی راه و رسم شماست و در ژرفای جانتان رسوخ کرده است.”

قرآن می گفت با پیمان شکنان نبرد کنید[۲۹]:

«أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ»

چرا با گروه پیمان شکن نبرد نمی کنید؟ [۳۰]

و دختر پیامبر آنان را به نبرد با عهدشکنان می خواند:

«مرگ و ذلت بر مردمی که پیمانها را گسستند و عهد و حکم خدا را به کار نبستند و آهنگ بیرون کردن پیامبر(ص) را نمودند. چرا[با این همه فجایع که مرتکب شدند] با آنان درگیر نشدید و از حقیقت دفاع نکردید؟ آیا از اینان می‌ترسید، با آنکه سزاوارتر بود از خدا بترسید، اگر به او ایمان دارید؟»

تاریخ تکرار شده بود، وزینب فریادهای مادر را دوباره فریاد میزد!

کوفیان! اگر نمی دانید، بدانید که من هم دختر فاطمه ام و جدم محمد رسول الله(ص) است:

«خدا را ستایش می کنم و بر پدرم محمد(ص) و خاندان پاگ و برگزیده اش درود می فرستم… »

شاید به این اشاره بفهمند آنکه کشتند، فرزند رسول بود و امانت ثقلین…. . ننگ عهد شکنی شان را در کوچه های کوفه فریاد میزد. فریاد بر کوفیان عهد شکن، کوفیان نیرنگ بازِ اشک ریز!!!

«بگریید چشمتان از اشک خشک مباد.(که از چشم ما خونابه جاری است.) و سینه هاتان هماره سوزان و بریان باد. شما به زنی رشته باف می مانید که رشته‌ها را با قوت تمام می‌تاباند و می‌بافد و در پایان دیگر بار می‌گسلد و جدا می‌سازد. پیمان‌ها و سوگندهایتان چنین است… »

زینب به استناد قرآن[۳۱] می گفت:

«چه کار زشتی کردید . چه توشه بدی برای جهان دیگر اندوختید. خشم خدا را خریدید و(ایمان خود فروختید) و عذاب جاودانه بهره خود کردید… »

زینب دوباره امانتشان را به یادشان آورد؛ و خیانتی که زشتی آن حتی آسمان و زمین را شرمسار کرده است:

«هیچ می دانید چه جگری از رسول خدا دریدید؟ هیچ می دانید چه حرمتی از او شکستید و چه خونی از او ریختید؟ کاری چنان زشت و ناپسند کردید که زمین و آسان از تباهی و سیاهی آن سرشار است… »

حتی یزید را هم به سیلی گستاخی به اهل بیت مینواخت. ما اهل بیتیم، امانت های رسول؛ ما دختران رسول الله هستیم:

«ای پسر آزاد شدگان! این داد و عدالت است که تو زنان و کنیزانت را در پرده بنشانی و دختران رسول خدا(ص) را در اسارت بگردانی؟»

آری یزید هم به رستاخیز می رود، و آن روز چگونه از امانت رسول(ص) با او سخن بگوید:

«ای یزید!.. زودا که بر رسول خدا(ص) درآیی و بار سنگین ریختن خون فرزندانش را بر دوش بکشی و شکستن حرمت خاندانش را برعهده داشته باشی… »

والبته:

… اُوْلئِکَ لَهُمْ اللَّعْنَهُ وَلَهُمْ سُوءُ الدّارِ[۳۲]

کسانى که عهد خدا را پس از تأکید بر آن بشکستند … آنان از رحمت خدا به دورند و جایگاه بدى دارند.

 

[۱] . مصباح یزدی، محمدتقی، انسان‌سازی در قرآن، قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، ۱۳۹۲٫ص  ۴۶۴٫

[۲] . ر. ک: همان.

[۳] . مصباح یزدی، محمدتقی، اخلاق در قرآن ، جلد سوم، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(رحمه الله)،۱۳۷۶ ، ص۱۷۹٫

[۴] فتح/ ۱۰٫

[۵] بقره/ ۱۷۷٫

[۶] . اخلاق در قرآن (معارف قرآن ۷) جلد سوم. صفحه۱۸۹٫

[۷] مؤمنون، ۸؛ معارج، ۳۲٫

[۸] . اخلاق در قرآن (معارف قرآن ۷) جلد سوم. صفحه۱۸۶٫

[۹] مائده، ۱٫

[۱۰] نحل، ۹۵ و ۹۶٫

[۱۱] احزاب، ۱۵٫

[۱۲] فتح، ۱۰:محققاً کسانى که با تو بیعت مى کنند، با خدا بیعت مى کنند (و آن گاه که دست در دست تو مى گذارند) دست خدا بالاى دست آنان است

[۱۳] .ر.ک: امام، سید جلال، بررسى تعداد جمعیت حاضر در غدیر ، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره): قابل دسترس در :

http://tarikh.nashriyat.ir/node/507

[۱۴] خطبه غدیر: “اینک شما را می خوانم که پس از پایان خطبه با من و سپس با علی دست دهید تا با او بیعت کرده به امامت او اقرار نمایید. آگاه باشید من با خداوند و علی با من پیمان بسته و من اکنون از سوی خدی عزّوجل بری امامت او پیمان می گیرم.”

[۱۵] . توبه،۴۹٫

[۱۶] . بقره، ۲۷٫

[۱۷] . ال عمران، ۷۷٫

[۱۸]. انفال، ۵۶٫

[۱۹] . ر.ک: اخلاق در قرآن (معارف قرآن ۷) جلد سوم.

[۲۰] . توبه، ۷۵ ـ ۷۷٫

[۲۱] . ر.ک: کتاب اینترنتی اخلاق در قرآن (معارف قرآن ۷) جلد سوم.

[۲۲] خطبه فدک: … و شیطان از نهانگاه خویش سر برآورد، در حالی که نداتان می داد و فراتان می خواند، و شما را چنان یافت که فراخوان او را پاسخ مثبت می گویید، و به فریبش فریفته می شوید،آنگاه (به مخالفت با حق) برانگیختتان و دریافت که به سویش می شتابید، و آتش خشم را در وجودتان برافروخت و دید که به خشم می آیید!

[۲۳] نساء/ ۵۸٫

[۲۴]  مسلّماً منظور از این امانت ها همان امانت هاى معمولى و مالىِ رایج میان مردم است؛ هر چند که احتمالا، مى توان حکم این آیه را به امانت هاى الهى و امانت هاى عمومى نیز تعمیم داد؛ مانند آن که مردم، زمام امور جامعه را به دست رهبرى مى سپارند که حکم امانت را دارد و نباید در آن خیانت کند. بعضى از روایات شاهدى بر این تعمیم هستند و آن را تأیید مى کنند؛ اما شاهد روشن تر و مهم تر این است که خداوند در پى این آیه، مسئله قضاوت و حکومت را مطرح کرده، مى فرماید:

(وَ اِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إنَّ اللّهَ نِعِمّا یَعِظُکُمْ بِهِ اِنَّ اللَّهَ کانَ سَمیعاً بَصِیراً). نساء/ ۵۸٫ (خداوند فرمان مى دهد امانت ها را به صاحبان آن برگردانید) و به هنگام قضاوت و داورى در میان مردم به عدالت حکم کنید.- ر.ک: اخلاق در قرآن (معارف قرآن ۷) جلد سوم.

[۲۵] مؤمنون، ۸٫

[۲۶] آل عمران، ۱۶۱٫

[۲۷] خداوند متعال در آیه۲۳ از سوره شوری، آنها را نزدیکان پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) معرفی کرده و اجر رسالت آن حضرت(صلی الله علیه و آله) را دوستی و مودت آن نزدیکان قرار داده است.

[۲۸] کلینی، کافی، ج۱، ص۲۹۴.

[۲۹] با توجه به نکوهشی که قرآن درباره پیمان شکنان می کند، می توان از نظر اسلام در این باره به خوبی باخبر شد. برای مثال، در این آیه آمده است: وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فی دینِکُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ. (توبه: ۱۲)

اگر آنان پیمان های خود را شکستند و در آیین شما طعن زدند، سران کفر را بکشید. برای آنان پیمانی نیست. شاید آنان بپرهیزنددر آیه دیگر با شدت هرچه تمام تر دستور می دهد که با پیمان شکنان نبرد کنید؛ چنان که می فرماید:«أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ؛ چرا با گروه پیمان شکن نبرد نمی کنید». (توبه: ۱۳).- ر.ک: حقیقت خواه، محمد، وفای به عهد و پیمان در قاموس قرآن، حدیث و آزادمردان، مجله:طوبی-خرداد ۱۳۸۵، شماره ۶ ، صفحه ۸٫

[۳۰] .توبه/ ۱۳٫

[۳۱] وَلا تَشْتَرُوا بِعَهْدِاللّهِ ثَمَناً قَلیلا اِنّما عِنْدَاللّهِ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَما عِنْدَاللّهِ باق؛ عهد خدا را با بهاى اندک مفروشید که آن چه نزد خدا است، براى شما بهتر و سودآورتر است؛ زیرا آن چه نزد شما است فانى است و آن چه نزد خدا است باقى. نحل/ ۹۵ و ۹۶٫

[۳۲] رعد/ ۲۵٫

telegram

همچنین ببینید

فاطمه(س) و دفاع از حریم ولایت

گردآوری: کبری فتحی‌زاده  (کارشناس تاریخ ملل حکومت‌های اسلامی)    موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا- دزفول ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *