خانه / ادبیات / بال و پر

بال و پر

بر روی دست پدر، بال و پرکبوتر زد

سرش جدا شد و اما دوباره پرپر زد

هنوز گرم سخن بود امام عاشورا

که تیر آمد و بوسه به حلق اصغر زد

یکی نگفت که آخر گناه کودک چیست؟

یکی نگفت که از او چه منکری سر زد

رسید مادر وزخم گلوی او را دید

نشست بر سر خاک و ز غصه بر سر زد

پرید روح علی و به دامن زهرا

نشست و خنده کنان جرعه ای ز کوثر زد

گلو دریده ولی عاشقانه می خندید

چه تیر ها که زخنده به قلب لشکر زد

سید محمد جوادی

telegram

همچنین ببینید

واج نیزه ها

بعد از هجوم خنجر و تاراج نیزه ها آرام رفته بود به معراج نیزه ها ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *