خانه / شعر های عاشورایی / غزل / کریمی که از کودکی می شناسم…
28 Safar 92

کریمی که از کودکی می شناسم…

صبوری به پای تو سر می گذارد
غمت داغ ها بر جگر می گذارد

کمی خواستم از غریبی بگویم
نه؛ این بغض سنگین مگر می گذارد؟

و حتما شبیه همان مرد شامی
نگاه تو در من اثر می گذارد

کریمی که از کودکی می شناسم
قدم روی چشمان تر می گذارد

دلم باز با یاد غم هایت آقا
غریبانه سر روی در می گذارد
….
نمک ریخت یک شهر بر زخم مردی
که دندان به روی جگر می گذارد

حسین عباسپور

telegram

همچنین ببینید

تقدیم به حضرت معصومه(س)(برقعی)

..و به همراه همان ابر که باران آورد مهربانی خدا در زد و مهمان آورد ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *