خانه / مهدویت / سخنراني / مهدویت از منظر امام باقر ( علیه السلام )

مهدویت از منظر امام باقر ( علیه السلام )

لحظه دل انگیز ظهور
از دیدنی ترین و جالب ترین لحظاتی که مشتاقان عدالت مهدوی و شیفتگان اهل بیت علیهم السلام انتظار آن را می‌کشند و همواره آرزو دارند که آن لحظات زیبا را ببینند و به جمال دل آرای امید شیعیان و مایه تسلّی بخش محرومان و مستضعفان و ستم دیدگان عالم چشم بدوزند، همان ساعت ظهور و هنگامه حضور رسمی امام مهدی علیه السلام برای اجرای احکام شریعت و گسترش عدالت می‌باشد. پیشوای پنجم، آن لحظات شور آفرین را این گونه بیان می‌کند:
مهدی علیه السلام هنگام نماز عشا ظهور می‌کند. او در حالی که پرچم رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم را بر دوش و پیراهنش را بر تن و شمشیرش را به دست گرفته است، تمام نشانه‌ها و نور و بیان را به همراه خود دارد. بعد از اقامه نماز عشا با صدای رسا و بلند خود می‌فرماید: ای مردم! خدا را به یاد شما می‌آورم، شما اینک در پیشگاه خدا ایستاده اید. او حجّت خود را برگزید و پیامبران را برانگیخت؛ و کتاب آسمانی فرو فرستاد. شما را امر کرد که چیزی را شریک او قرار ندهید و از خدا و رسولش فرمان برید و معارف قرآن را زنده نگهدارید و آنچه را که قرآن نهی کرده، از آن دوری کنید و طرفداران هدایت و راستی و پشتیبان پارسائی باشید. چرا که زندگی دنیا به آخر رسیده و زوال و نابودی آن نزدیک شده است. و دنیا اعلان خدا حافظی و وداع می‌کند. من شما را به سوی خدا و رسول و عمل به آیات قرآن، میراندن باطل و زنده گردانیدن سنت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم… دعوت می‌کنم.
آنگاه آن حضرت به همراه سیصد و سیزده مرد، به شمار یاران بدر، که همانند ابر پائیزی پراکنده اند و چون زاهدان شب در عبادت و همانند شیران روز در شجاعتند، بدون قرار قبلی ظهور می‌نماید و قیام خود را آغاز می‌کند. در آن هنگام، خداوند متعال سرزمین حجاز را برای مهدی علیه السلام می‌گشاید. آن بزرگوار تمام زندانیان بنی هاشم که بی گناه به زندان افتاده اند را آزاد می‌سازد.
در آن موقع، پرچم‌های سیاه در کوفه به اهتزاز در آمده و مردم گروه گروه برای بیعت با امام زمان علیه السلام به سویش روانه می‌شوند. امام لشکریان خود را به سرتاسر جهان گسیل داشته و ستم و ستمگران را از صحنه گیتی بر می‌دارد و حکومت عدالت و راستی و درستکاری به تمام سرزمین‌ها سایه می‌افکند.

telegram

همچنین ببینید

با ابوحمزه تا خدا(بخش ۱)

خدایا، باز با دستان خالی به سویت آمده‌ام و نمی‌دانم چرا وقتی به سوی تو ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *