خانه / ویژه ها / بهشت پیامبر

بهشت پیامبر

بهشت پیامبر
بهشت پیامبر، سر بر زانوی علی نهاده است. گره خوردگی دو اشک و غروب آفتاب علی در تاریکزار غربت و غم آغاز شده است. فاطمه ی پیامبر، در غریبستان مدینه؛ در خانه ای در سوخته، در کبودای بازوی و بنفشای صورت، سر رفتن دارد.
– فاطمه جان تو می روی و علی می ماند. تو می روی و زینب با داغ و آه بدرقه ات می کند. تو می روی و حسن و حسین سوگوار تماشای خانه ای در سوخته، نه….. هستی سوخته اند.
ای بهشتِ بهشت، ای اشتیاق سبز رسول! هماره پیامبر می گفت: ففاطمه حَوراء فی صورتِ انسیه، فاذا اشتقتُ الی الجنّه قبلت فاطمه، فَاَشُمُّ منها رایحه الجّنه/ فاطمه حوری بهشتی است که در هیئت انسان ظاهر شده است. من هرگاه مشتاق بهشت می شوم. فاطمه را می بویم و جانم را از رائحه ی بهشت پر می کنم.
کجا می روی بهشت عزیز محمد! تو بهشتِ بهشتی و بی تو مدینه جهنم است. جهان جهنم است. بی تو بهار می میرد. خزان قد می کشد و جهان برهوتی سرد و تاریک می شود. تو می روی و تنهایی و چاه آغاز می شود.
می روی اما شهید نخستین ولایتی! مدافع جان باخته ی علی و نخستین شهید پس از پیامبر در پاسداشت اسلام و امامت.
شهادت مظلومانه ی کوثر هستی، بر شما سوگواران زهرا آشنا تسلیت وتعزیت باد.
دکتر محمدرضا سنگری
موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا

telegram

همچنین ببینید

با ابوحمزه تا خدا(بخش ۲)

فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالاً مِنِّی إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَى مِثْلِ حَالِی إِلَى قَبْرِی [قَبْرٍ] لَمْ ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *