خانه / ضرب المثل عاشورایی / حالا که حاجی‌اش نیست کربلایی‌اش هم نباشد

حالا که حاجی‌اش نیست کربلایی‌اش هم نباشد

شخصی روستایی به آرزوی آن که حاجی شود به تدریچ صد تومان گرد آورد و عازم مکه شد. چون به کربلا رسید، بیماری او را فرو افکند و متوقف ساخت. وقتی تندرستی‌اش را باز یافت که زمان حج گذشته بود. ناگزیر به وطن بازگشت. آشنایان وی را کربلایی می خواندند. او هروقتی این خطاب را می شنید با تأثیر می‌گفت:
حالا که حاجی‌اش نیست کربلایی‌اش نباشد مراد مثل از آن رویداد برگرفته شده است و برای بیان این که هیچ چیز جای هدف اصلی را نمی‌گیرد، به کار می‌رود.

منبع: عاشورا در فرهنگ مردم(ضرب‌المثل‌ها)/مؤلف: محمدعلی عارفی‌راد

telegram

همچنین ببینید

شمر دل

بی تردید آن که سر از تن مظلومی تشنه کام جدا می سازد، دلی در ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *