همسفر ستاره ها

عمه تو با من بگو عمویم

آیا به خدا شده ست مهمان

یا آنکه زیاد برده ما را؟

کو، باز نیامده زمیدان

 

عمه تو به من بگو که بابا

از داغ که قامتش خمیده؟

از اینکه دو دست عمو عباس

از باغ خدا ستاره چیده؟

 

هر شب که عموی من دو دستش

در باغ خدا ستاره می کاشت

دیشب دو فرشته آمد و زود

از روی زمین دو دست برداشت

 

دیشب ز چه رو دو چشم پاکش

اشک من خسته را نمی دید؟

آخر تو بگو چرا عمویم

در خواب به روی من نخندید؟

 

نسیم آل طه

telegram

همچنین ببینید

ای قصه قصه قصه

ای قصه قصه قصه       قصه ای عاشقونه از دو برادری که شدن ماه زمونه یکی ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *