خانه / با کاروان حسینی

با کاروان حسینی

هشتم ذی‌الحجه: آغاز قیام مسلم

مسلم با حدود چهار هزار تن قیام کرد. فرماندهان او مسلم‌بن عوسجه اسدی، عبّاس‌بن جعده جدلی، عبیدالله‌بن عمرو‌بن عزیز کندی بودند. بنا به گفته‌ی عباس جدلی از چهار هزار تن نزدیک قصر فقط ۳۰۰ تن باقی ماند در حالی‌که عبیدالله در قصرش جز سی تن نگهبان و بیست تن از خویشانش کسی نداشت. تبلیغات، تهدیدات، سست عنصری، دنیا زدگی و ...

ادامه نوشته »

هشتم ذی‌الحجه: خروج از مکه

زمان حرکت: هشتم ذى‌الحجه(یوم الترویه) ، همان روزى که مسلم در کوفه قیام کرد. بعضى آن را سه شنبه ، برخى چهار شنبه و برخى دو شنبه دهم ذى‌الحجه دانسته‌اند.[۱] به نظر مى‌رسد هشتم ذى‌الحجه و روز سه شنبه دقیق‌تر است. این زمان مطابق ۳۰ شهریور ماه ۵۹ شمسى است. شیوه‌ى حرکت: در سکوت، با حفظ همه‌ى جوانب با استفاده ...

ادامه نوشته »

پنجم شوال سال شصت هجری: ورود مسلم به کوفه

ورود به کوفه: اوّل ذی‌الحجّه[۱] یا پنجم شوّال[۲]( این تاریخ درست‌تر است)، وی شبانگاه به منزل مسلم‌بن مسیّب(مشهور به خانه‌ی مختاربن ابی عبید ثقفی) درآمد.[۳] برخی نیز منزل مسلم‌بن عوسجه اسدی نوشته‌اند. [۴]در مقتل ابی‌مخنف( ص۲۰)، منزل سلیمان‌بن صرد آمده است. میزان‌ بیعت کنندگان: تعداد بیعت کنندگان را هجده هزار، بیست و چهار هزار و حتّی هشتاد هزار نفر نوشته‌اند.[۵] ...

ادامه نوشته »

۱۴ و ۱۵ محرم، حرکت دادن کاروان از کوفه به شام

سفیران و رسولان خون عاشورا، پس از فروشکستن بت عبیدالله‌بن‌زیاد در کوفه و روشنگری وخطبه‌خوانی و تحوّل آفرینی، علی‌رغم رنج‌ها، شکنجه‌ها، شهادت‌ها و تنگناهای نظام اموّی، سربلند و پیروز آزمونگاه دوّم خویش شدند. آنان از جلوه‌گاه زیبایی محبوب – کربلا- آمده بودند. از قتلگاه گل‌های باغ پیامبر، از شهیدستانی که عاشق‌ترین، عارف‌ترین و پاکبازترین سالکان طریق حقیقت و عدالت را ...

ادامه نوشته »

دفن شهدای کربلا

زمین پاک کربلا  سه روز مهمان پاک ترین بدن های ارغوانی بود. بدن هایی که پس از جنایت و شقاوت، سر بریده شده بودند و در سم‌کوب اسبان، بر زمین داغ افتاده. پیش‌تر گفته شد که امام، زمین کربلا را از بنی‌اسد خرید تا در سرزمینی غصبی شهید نشود(طبتم و طابت الارض التی فیها دُفنتم) اینک گرد و غبار جنگ ...

ادامه نوشته »

غارت و آتش زدن خیمه‌ها

سپاه بی شرم و گستاخ عمرسعد برای به دست آوردن غنیمت و در دست داشتن سند حضور در کربلا به سمت خیمه‌ها هجوم آوردند. فرمان حمله به خیمه‌ها را شمربن ذی الجوشن صادر کرده بود. زنان و کودکان تشنه، داغدیده، بی پناه و یتیم کربلا از خیمه بیرون ریختند. آنان مرثیه خوان و سوگوار آه می‌کشیدند و می‌گریستند. اباعبدالله در ...

ادامه نوشته »

اسب تاختن بر بدن امام

از جنایت های وحشیانه، گستاخانه  و شگفت کربلا، اسب تاختن بر بدن پاره پاره و بی سر امام شهیدان است. عمر سعد پس از شهادت و غارت لباس‌هایش فریاد زد: مَن ینتدبُ الحسین فیوطَی الخیل ظهره؟ چه کسی آماده و پیش‌گام اسب تاختن بر پیکر حسین است؟ در این هنگام ده تن داوطلب شدند. بر اسب‌ها سوار شدند و آن‌گه ...

ادامه نوشته »

بازگشت به میدان و نبرد پایانی

امام به میدان بازگشت، دشمن گستاخ، به خیمه ها رو آورده بود. امام می جنگید و پیشتازان را عقب می راند. عمر سعد فرمان تیرباران داده بود. چندین چوبه‌ی تیر بر سر مبارک امام نشسته بود. رزمگاه داغ و سوزان، حلقه‌ی محاصره را تنگ تر می‌کرد. امام گاه به میمنه می‌تاخت و گاه به میسره، عرق از سر و روی ...

ادامه نوشته »

نبرد امام حسین(ع)

امام اسب برانگیخت، شمشیر در کف آخته، دل بر شهادت نهاده، اما با چهره‌ای آرام و مطمئن، آماده‌ی نبرد شد. مبارز طلبید. هر کس قدم در میدان می‌نهاد در گردش بی‌امان شمشیر او با خاک آشنا می‌شد. در گرد و غبار میدان و درخشش تیغ‌ها و حرکت شکوهمند و چالاکانه و رزم بی‌امان، پژواک صدای حسین در کربلا می‌پیچید که ...

ادامه نوشته »

به میدان رفتن امام

اباعبدالله الحسین(ع)، تنها و غریبانه اما مصمم، نستوه و بشکوه با صولت حیدری و هیئت نبوی قدم به میدان گذاشت. کنار میدان، یاران شهید را نگریست. هیچ کس نبود. فریاد امام در غربت عاشورا پیچید که:” هَل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عن حرم رسول الله هل من موحد یخافُ الله فینا هَل من مُغیثٍ یرجوالله فی اغاثتنا؟ هَل مِن مُعینٍ یرجوا ...

ادامه نوشته »